اعترافات تروریست‌های اقتصادی ایران کجاست؟

«جان پرکینز» آمریکایی، کتاب اعترافات یک تروریست اقتصادی را در شرح خاطراتش از توطئه‌های شرکت‌های بزرگ آمریکایی برای غارت دنیا نوشته است. این پرسش جدی است که آیا در ایران از این نویسنده‌های قابل نیست که خاطراتشان را بنویسند؟!

خبر را برای من بخوان
تخصص جان پرکینز آمریکایی، اقتصاد کلان است. وی سال‌هایی طولانی در خدمت بنگاه‌های کلان اقتصاد آمریکا بوده است تا به اعتراف خود، شیره جان کشورهای جهان سوم را بمکند.

به گزارش «تابناک»، کتاب «Confessions of an Economic Hit Man» و یا به فارسی اعترافات یک جانی (تروریست) اقتصادی در سال 2004 به قلم پرکینز منتشر شده است؛ کتاب با یکی دو سال فاصله زمانی و به ترجمه افراد گوناگون که به فارسی انتشار یافته است.

آقای پرکینز در کتاب خود اعتراف می‌کند که در دوران کار خود به عنوان یک اقتصاددان در کشورهای جهان سوم و از جمله اکوادور، اندونزی، پاناما، عربستان و ایران و چند کشور دیگر مأموریت‌هایی را انجام داده که سرنوشت ملت و کشورها را تغییر داده است.

وی اعتراف می‌کند، هدف کلی مأموریت‌های وی این بوده که شرکت‌هایی که وی را استخدام کرده بودند و البته به طور کلی‌تر آمریکا را بر اقتصاد و سیاست این کشورها مسلط سازد. این کار با روش‌های گوناگون و از جمله اجرایی کردن پروژه‌های مخربی که اقتصاد آن کشورها را بدهکار می‌کرده و یا با تعریف پروژه‌های پرهزینه‌ای که پول کشورها را به بهانه آنها بالا می‌کشیده‌اند، انجام شده است.

یکی از مثال‌های جالب کتاب، شیوه رفتار با عربستان است که کار چگونه از تولید نفت گام به گام به خرید سلاح‌های فراوان برای عربستان کشیده می‌شود.

به طور خلاصه، جان پرکینز با زبان علم اقتصاد و پروژه و همکاری و عمران و آبادی، پول ملل بدبخت جهان سوم را می‌چاپیده است. هدف تبلیغ برای این کتاب نیست؛ اما اگر روزی کتاب را خواندید و یا اگر همین خلاصه گفته شده را کافی می‌دانید، آن را به زندگی خودمان تطبیق دهید و ببینیم چه ظلمی می‌کنند آنهایی که خاطرات و اعترافاتشان را ننوشته‌اند!

وقتی که دولت به عدد بالای بودجه عمرانی‌اش فخر می‌فروشد، حق این است که نخست فکری برای این تروریست‌های اقتصادی کرده باشد، چرا که اگر ادعا کند ما از این تروریست‌های اقتصادی نداریم، یا جاهل است و یا اهل تجاهل.

از تعریف پروژه‌های دانشگاهی گرفته تا بازسازی کوره راه فلان روستای دور افتاده تا پروژ‌های بزرگ صنعتی و معدنی، هدف تروریست‌ها قرار گرفته است.

تروریست و جانی فقط عیدوک بامری و پندوک لاشاری نیستند که مواد مخدر حمل می‌کردند و آدم می‌کشتند و حتی نامشان هم ترسناک است. تروریست البته تروریست اقتصادی که آقای پرکینز تعریف کرده است، می‌تواند فلان نماینده مجلس و یا بهمان مقام دولتی باشد که در دهه هفتاد، روی کوه فرودگاه‌های بی‌مصرف ساخت و کشور را به مرز ورشکستگی کشاند و البته ظاهری اتوکشیده و وجیه‌المله هم دارد. تروریست می‌تواند آن فردی باشد که بی هیچ منطق اقتصادی، گازرسانی به یک روستای دورافتاده را پیگیری ‌کند تا هم مردم را گول بزند که به شما خدمت کردم و هم زمینی را که به ثمن بخس از روستایی بینوا خریده است، به بهای خون پدرش به دولت بفروشد تا لوله‌های گاز آن بگذرند.

وا دادن و تسلیم شدن به تروریست‌ها هم تنها این نیست که ببینی یکی سر چند نفر را می‌برد و مجازاتش نکنی؛ وا دادن این هم هست که ببینی ساخت آزادراه تهران ـ شمال یا فرودگاه امام چهل سال طول کشیده و دم برنیاوری و در کنارش پول بیت‌المال خرج چه پروژه‌های بی دلیلی که نشده است. تسلیم شدن به تروریست‌ها این است که بشنوی نماینده مردم زابل در مجلس می‌گوید: «متأسفانه بودجه سال جاری بر مبنای متنفذین بسته شده، نه بر مبنای واقعیت‌ها. باید فکری به حال مناطق محروم شود تا افراد منتفذ در بررسی بودجه سهم بیشتری را برای مناطق خود در نظر نگیرند». و پس از شنیدن این، خم هم به ابروی مبارک نیاوری.

اگر در آن وا دادن و تسلیم شدن، سر چند نفر بریده می‌شد، در این تسلیم شدن به یقه سفیدهای بی‌درد، سر یک ملت بریده می‌شود آقایان.

شاید نزدیک دو دهه است که قرار است روند بودجه‌نویسی و حساب و کتاب مملکت اصلاح شود، ولی تغییر چندانی حاصل نشده است. دیر نیست که دوباره پاییز شود و دوباره با همین روند مریض و فاسد بودجه نوشته شود. اگر کسی از امروز به فکر نباشد، فردا دیر است.