۹۴ کشور برای مهار شوک انرژی دست به کار شدند/ هشدار درباره پیامدهای جنگ آمریکا
در پی تشدید بحران انرژی ناشی از جنگ در خاورمیانه و اختلال در جریان انتقال نفت و گاز از منطقه، دهها دولت در سراسر جهان برای جلوگیری از انتقال کامل جهش قیمت انرژی به مصرفکنندگان، مجموعهای از اقدامات حمایتی را به اجرا گذاشتهاند.
به گزارش سایت طلا، بر اساس آخرین دادههای آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، تا سپتامبر ۲۰۲۶ بیش از ۱۱۵ کشور اقداماتی را در واکنش به بحران انرژی ناشی از جنگ انجام دادهاند. این اقدامات شامل حمایت مالی از مصرفکنندگان، کاهش مالیات و عوارض سوخت، کنترل قیمتها، یارانههای انرژی و همچنین سیاستهای کاهش مصرف است.
۹۴ دولت؛ از کاهش مالیات تا سقفگذاری قیمت سوخت
گزارشهای منتشرشده بر پایه دادههای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد ۹۴ دولت سیاستهایی را برای حمایت قیمتی از مصرفکنندگان به اجرا گذاشتهاند؛ این سیاستها شامل یارانه سوخت، سقفگذاری قیمت و تغییر یا کاهش مالیاتهای انرژی بوده است.
بر اساس بررسی مرکز پژوهشی پیو از دادههای IEA، در بهروزرسانی ۱۲ ژوئن، ۱۱۳ کشور و کمیسیون اروپا دستکم یک سیاست در واکنش به پیامدهای جنگ اتخاذ کرده بودند. از این میان، ۵۵ کشور مالیاتهای انرژی را تغییر داده، ۳۲ کشور یارانههای سوخت را ایجاد یا تقویت کرده و ۴۰ کشور نیز برنامههایی برای کاهش مصرف انرژی اجرا کرده بودند.
این اقدامات در حالی انجام شده که تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، با اختلال شدید مواجه شده است. آژانس بینالمللی انرژی میگوید این بحران به بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت منجر شده و فشار قابلتوجهی بر قیمت نفت، گاز و فرآوردههای نفتی وارد کرده است.
هشدار استیو هانکه درباره «خسارتهای جانبی» جنگ
استیو هانکه، اقتصاددان آمریکایی و استاد اقتصاد کاربردی دانشگاه جانز هاپکینز، در اظهارنظرهای خود درباره پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بر آثار اقتصادی فراتر از میدان نبرد تأکید کرده است.
هانکه در یکی از اظهارنظرهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، با اشاره به حمله به کشتیهای تجاری و پیامدهای آن در تنگه هرمز، از عبارت «خسارتهای جانبی بسیار گسترده» استفاده کرده و تأکید کرده است که هزینههای جنگ به کشورهای درگیر محدود نمیشود.
او همچنین در تحلیلهای اقتصادی خود هشدار داده است که اختلال در مسیرهای انتقال انرژی میتواند از طریق افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی، فشار تورمی و اقتصادی را به سایر کشورها منتقل کند. در یک گفتوگوی اقتصادی، هانکه افزایش قیمت انرژی و اختلال در تولید نفت کشورهای منطقه را از جمله پیامدهای مهم بحران دانسته است.
چرا بحران انرژی به مسئلهای جهانی تبدیل شده است؟
اهمیت تنگه هرمز در این بحران به حجم عظیم انرژی عبوری از آن بازمیگردد. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است که در شرایط عادی، حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت از این مسیر عبور میکند. کاهش شدید تردد کشتیها از تنگه، بازار جهانی را با کمبود عرضه مواجه کرده و قیمت نفت خام را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده است.
در عین حال، فشار تنها به نفت خام محدود نمانده است. IEA گزارش داده که قیمت فرآوردههایی مانند گازوئیل، سوخت هواپیما و گاز مایع نیز بهشدت افزایش یافته و همین موضوع دولتها را به سمت اجرای سیاستهای اضطراری برای حمایت از خانوارها و بنگاهها سوق داده است.
تفاوت واکنش دولتها
آژانس بینالمللی انرژی میگوید دولتها از روشهای متفاوتی برای مهار آثار بحران استفاده کردهاند. برخی کشورها مالیات سوخت را کاهش دادهاند، برخی قیمت سوخت را مستقیماً کنترل کردهاند و گروهی نیز از طریق پرداخت یارانه تلاش کردهاند افزایش هزینهها را به مصرفکنندگان منتقل نکنند.
در اروپا، برای نمونه، آلمان، ایتالیا و اسپانیا از جمله کشورهایی بودهاند که مالیات سوخت را کاهش دادهاند؛ در برخی کشورهای دیگر نیز سیاستهای متفاوتی برای کنترل انتقال قیمت جهانی نفت به مصرفکنندگان اتخاذ شده است.
از سوی دیگر، کشورهای مختلف همزمان به دنبال کاهش مصرف انرژی و افزایش بهرهوری هستند. IEA در گزارشهای خود تأکید کرده که بحران کنونی تنها یک شوک کوتاهمدت قیمتی نیست و میتواند سیاست انرژی کشورها را در سالهای آینده نیز تغییر دهد.
فشار مضاعف بر اقتصاد جهانی
آژانس بینالمللی انرژی تأکید کرده که اقدامات حمایتی دولتها برای کاهش فشار هزینه انرژی، اگرچه میتواند از خانوارها و بنگاهها محافظت کند، اما در مقابل هزینه قابلتوجهی بر بودجه عمومی تحمیل میکند. این موضوع بهویژه برای اقتصادهای در حال توسعه که فضای مالی محدودتری دارند، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
در همین چارچوب، هشدار هانکه درباره «خسارتهای جانبی» جنگ را میتوان در بستر گستردهتر بحران انرژی بررسی کرد: اختلال در مسیرهای حملونقل انرژی، افزایش هزینه سوخت، فشار بر تورم، افزایش هزینه تولید و حملونقل و در نهایت انتقال بخشی از هزینه جنگ به اقتصاد کشورهایی که مستقیماً در درگیری حضور ندارند.