فارن افرز: ایران با «انبوه دقیق» قواعد جنگ مدرن را تغییر داده است
مجله آمریکایی فارن افرز در تحلیلی تازه به قلم مایکل سی. هوروویتز، استاد دانشگاه پنسیلوانیا، استدلال میکند که تجربه جنگ ایران نشان داده است ترکیب سلاحهای دقیق، ارزان و پرشمار میتواند معادلات سنتی برتری نظامی را تغییر دهد؛ رویکردی که نویسنده از آن با عنوان «انبوه دقیق» یاد میکند.
به گزارش سایت طلا، مایکل سی. هوروویتز، استاد دانشگاه پنسیلوانیا و پژوهشگر حوزه فناوری و نوآوری دفاعی، در مقالهای با عنوان «چگونه ایران جنگ را تغییر داد؛ درسهای استفاده تهران از انبوه دقیق»، تجربه جنگ اخیر را از منظر تحول در فناوری و اقتصاد جنگ بررسی کرده است.
هوروویتز معتقد است یکی از مهمترین درسهای این جنگ، تغییر رابطه میان هزینه حمله و هزینه دفاع است. به نوشته او، در شرایطی که یک کشور بتواند تعداد زیادی پهپاد و موشک نسبتاً ارزان اما دقیق تولید و استفاده کند، طرف مقابل برای مقابله با این حملات ممکن است ناچار به استفاده از سامانههای دفاعی بسیار گرانتر شود.
«انبوه دقیق» چیست؟
مفهوم محوری مقاله هوروویتز، «انبوه دقیق» (Precise Mass) است؛ ترکیبی از دو ویژگی که در گذشته تا حد زیادی متضاد تصور میشدند: دقت بالا و تعداد زیاد.
در الگوی سنتی، سلاحهای دقیق و پیشرفته معمولاً گران و محدود بودند و سلاحهای ارزان و پرشمار الزاماً دقت بالایی نداشتند. اما پیشرفت فناوریهای هدایت، حسگرها، الکترونیک و تولید انبوه، امکان ترکیب این دو ویژگی را فراهم کرده است.
از نگاه هوروویتز، ایران یکی از نمونههای مهم این تحول است؛ کشوری که به بسیاری از فناوریهای نظامی پیشرفته دسترسی نداشت، اما طی سالها روی توسعه موشکها و پهپادهایی سرمایهگذاری کرد که قابلیت تولید در مقیاس بالا و استفاده در حملات پرتعداد را دارند.
تغییر معادله اقتصادی جنگ
هوروویتز در تحلیل خود تأکید میکند که اهمیت این تحول فقط به قدرت تخریب سلاحها مربوط نیست، بلکه اقتصاد جنگ را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اگر مهاجم بتواند با استفاده از مهمات ارزان، سامانههای دفاعی بسیار گرانقیمت را به واکنش وادار کند، ادامه جنگ میتواند فشار بیشتری بر منابع و ذخایر طرف مدافع وارد کند.
در چنین شرایطی، حتی موفقیت دفاعی نیز لزوماً به معنای برتری اقتصادی نیست؛ زیرا ممکن است یک سامانه دفاع هوایی بتواند تهدید ورودی را منهدم کند، اما برای این کار مهماتی چندین برابر گرانتر مصرف شود.
این مسئله در مورد پهپادهای تهاجمی و موشکهای ارزانقیمت اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا مهاجم میتواند تولید و جایگزینی آنها را با سرعت بیشتری انجام دهد، در حالی که ساخت و جایگزینی برخی سامانههای رهگیر پیشرفته زمان و هزینه بسیار بیشتری نیاز دارد.
ایران؛ نمونهای از تغییر الگوی قدرت نظامی
از دید نویسنده، تجربه ایران نشان میدهد که قدرت نظامی دیگر الزاماً تنها در اختیار کشورهایی نیست که پیشرفتهترین جنگندهها، موشکها و سامانههای نظامی را در اختیار دارند.
هوروویتز البته تأکید نمیکند که تسلیحات پیشرفته و گرانقیمت اهمیت خود را از دست دادهاند. برعکس، این سامانهها همچنان میتوانند در شناسایی اهداف، حملات دقیق و انهدام اهداف باارزش نقش تعیینکنندهای داشته باشند.
اما مسئله این است که تکیه صرف بر تعداد محدودی سامانه بسیار پیشرفته ممکن است در یک جنگ طولانی با چالش مواجه شود؛ بهویژه زمانی که طرف مقابل بتواند با تولید انبوه تسلیحات ارزانتر، فشار مستمری ایجاد کند.
تجربه اوکراین و تکرار یک الگو
هوروویتز این تحول را صرفاً به جنگ ایران محدود نمیکند و آن را ادامه روندی میداند که پیشتر در جنگ اوکراین نیز مشاهده شده است.
در جنگ اوکراین، استفاده گسترده از پهپادهای ارزان و قابل تولید در مقیاس بالا نشان داده است که فناوریهای نسبتاً ساده میتوانند در تعداد زیاد، تأثیر قابل توجهی بر میدان نبرد داشته باشند.
به نوشته هوروویتز، اکنون کشورهای مختلف در حال یادگیری از تجربه اوکراین و ایران هستند و این روند میتواند به گسترش استفاده از سامانههای تسلیحاتی ارزان، دقیق و قابل مصرف در مقیاس بالا منجر شود.
چالش بزرگ برای آمریکا
بخش مهم دیگری از تحلیل هوروویتز به ایالات متحده مربوط است.
از نگاه او، ساختار نظامی آمریکا طی دهههای گذشته تا حد زیادی بر توسعه سامانههایی بسیار پیشرفته، گرانقیمت و پیچیده استوار بوده است. این رویکرد در بسیاری از میدانهای نبرد مزیت ایجاد کرده، اما در برابر جنگی که در آن تعداد زیادی مهمات ارزان بهصورت مستمر مورد استفاده قرار میگیرد، میتواند با یک مشکل اساسی مواجه شود.
مسئله این است که آمریکا نهتنها باید بتواند حملات را دفع کند، بلکه باید بتواند ذخایر تسلیحاتی خود را با سرعت کافی جایگزین کند.
در نتیجه، از دید هوروویتز، رقابت نظامی آینده فقط رقابت بر سر ساخت بهترین سلاح نخواهد بود؛ بلکه توانایی تولید تعداد زیادی سلاح مؤثر با هزینه پایین نیز اهمیت فزایندهای خواهد داشت.
از «بهترین سلاح» تا «تعداد کافی سلاح»
پیام اصلی مقاله را میتوان در تغییر یک پرسش خلاصه کرد: در جنگهای آینده، سؤال فقط این نیست که «کدام کشور پیشرفتهترین سلاح را دارد؟»، بلکه این است که کدام کشور میتواند سلاح مؤثر را در مقیاس بزرگتر، با هزینه کمتر و سرعت بیشتر تولید و جایگزین کند؟
هوروویتز بر همین اساس معتقد است عصر «انبوه دقیق» آغاز شده است؛ عصری که در آن ترکیب دقت، تعداد و هزینه پایین میتواند بر نحوه برنامهریزی نظامی، تولید تسلیحات و حتی طراحی سامانههای دفاعی اثر بگذارد.
از این منظر، جنگ ایران تنها یک درگیری میان دو طرف نیست، بلکه میتواند برای برنامهریزان نظامی در کشورهای مختلف بهعنوان نمونهای از تغییر اقتصاد و فناوری جنگ مورد مطالعه قرار گیرد.
جمعبندی هوروویتز این است که برتری نظامی آینده به ترکیبی از فناوری پیشرفته و توان تولید انبوه نیاز خواهد داشت؛ زیرا در میدان نبردی که سلاحهای ارزان و دقیق میتوانند در تعداد زیاد به کار گرفته شوند، صرف برخورداری از تعداد محدودی تسلیحات بسیار پیشرفته برای حفظ برتری کافی نخواهد بود.