زنی که درباره قتل می‌نوشت، خودش ناپدید شد!

آگاتا کریستی، نویسنده‌ای که نامش با قتل و رازهای حل‌نشده گره خورده است، خودش نیز فصلی مرموز در زندگی داشت.

خبر را برای من بخوان

اگر آگاتا کریستی نویسنده داستان‌های جنایی نبود، شاید بخشی از اتفاقات زندگی خودش می‌توانست دستمایه یکی از همان رمان‌هایی باشد که میلیون‌ها خواننده را پای کتاب‌هایش نشاند؛ زنی که با سموم آشنا شد، یک روز بی‌خبر ناپدید شد، سر از هتلی با نامی جعلی درآورد و در نهایت به یکی از مشهورترین نویسندگان ادبیات جنایی جهان تبدیل شد.

آگاتا مری کلاریسا میلر، که بعدها با نام آگاتا کریستی شناخته شد، ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ در شهر تورکی در جنوب انگلستان به دنیا آمد. کودکی او در خانه‌ای بزرگ و نسبتاً مرفه گذشت و از همان سال‌ها تخیل فعالی داشت. بعدها همین تخیل در کنار علاقه‌اش به داستان‌های معمایی، زمینه‌ساز ورود او به دنیای جنایت، قتل و کارآگاهان شد.

اما یکی از اتفاق‌هایی که بعدها به شکل مستقیم در داستان‌هایش اثر گذاشت، به سال‌های جنگ جهانی اول برمی‌گردد. کریستی در بیمارستانی محلی به‌عنوان نیروی داوطلب فعالیت کرد و بعد در داروخانه بیمارستان مشغول شد. او در همین دوره با داروها و مواد سمی آشنایی بیشتری پیدا کرد و بعدها از این دانش در طراحی قتل‌های داستانی‌اش استفاده کرد. نخستین رمانش، «ماجرای اسرارآمیز در استایلز»، نیز با قتلی به وسیله سم شکل گرفت.

این آشنایی فقط یک جزئیات فرعی در کارنامه کریستی نبود. سم در بسیاری از داستان‌های او به یکی از ابزارهای اصلی جنایت تبدیل شد؛ آن‌قدر که توصیف دقیق او از شیوه استفاده از سم در نخستین رمانش توجه «ژورنال داروسازی» را نیز جلب کرد. کریستی بعدها نشان داد که برای ساختن یک معمای جنایی، فقط به تخیل تکیه نمی‌کند و جزئیات علمی را هم جدی می‌گیرد.

اما شاید عجیب‌ترین فصل زندگی او در سال ۱۹۲۶ رقم خورد؛ همان سالی که «قتل راجر آکروید» منتشر شد و جایگاه کریستی را به‌عنوان نویسنده‌ای مهم در ادبیات جنایی تثبیت کرد. در همان سال، مادرش درگذشت و زندگی زناشویی او نیز با بحران جدی روبه‌رو شد.

چند ماه بعد، در سوم دسامبر ۱۹۲۶، کریستی از خانه خارج شد و ناپدید شد. خودروی او در حالی پیدا شد که رها شده بود و ماجرا به یک جست‌وجوی گسترده تبدیل شد. رسانه‌ها و مردم حدس‌های مختلفی درباره سرنوشت نویسنده مطرح کردند و حتی همسرش نیز در مظان ظن قرار گرفت. پس از ۱۱ روز، کریستی در هتل «سوان هایدروپاتیک» در هاروگیت پیدا شد؛ جایی که با نام «ترزا نیل» اقامت کرده بود. کریستی بعدها نتوانست خاطرات روشنی از این دوره ارائه کند.

با وجود این بحران، کریستی از نو شروع کرد. او پس از جدایی از آرچی، سفرهای بیشتری انجام داد و علاقه‌اش به خاورمیانه و باستان‌شناسی جدی‌تر شد. سفر با قطار و حضور در مناطق باستانی بعدها به بخشی از تجربه‌های الهام‌بخش او تبدیل شد. «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» که در سال ۱۹۳۴ منتشر شد، یکی از مشهورترین نمونه‌های پیوند سفر و داستان جنایی در آثار اوست. در این رمان، پوآرو در قطاری گرفتار برف و مسافرانی مشکوک می‌شود؛ قطاری که خود به یکی از نمادهای ادبیات معمایی تبدیل شد.

کریستی در کنار نویسندگی، زندگی‌ای بسیار متنوع‌تر از تصویری داشت که معمولاً از یک نویسنده آرام انگلیسی در ذهن ساخته شده است. او سفر می‌کرد، موج‌سواری می‌کرد، عکاسی را جدی می‌گرفت و در فعالیت‌های باستان‌شناسی هم حضور داشت. آشنایی او با باستان‌شناس انگلیسی، مکس مالوان، نیز از دل همین سفرها و علاقه به خاورمیانه شکل گرفت.

کریستی در مجموع ۶۶ رمان جنایی و ۱۴ مجموعه داستان کوتاه منتشر کرد و برخی آثار غیرجنایی خود را نیز با نام مستعار «مری وست‌مکات» نوشت. بر اساس اعلام وب‌سایت رسمی کریستی، کتاب‌های او بیش از یک میلیارد نسخه به زبان انگلیسی و بیش از یک میلیارد نسخه دیگر در ترجمه‌ها فروخته‌اند. گینس نیز او را پرفروش‌ترین نویسنده داستانی جهان معرفی کرده و فروش آثارش را حدود دو میلیارد نسخه در ۴۴ زبان برآورد کرده است.

برچسب ها :