دریای سیاه؛ گلوگاه تازه تجارت جهانی زیر آتش جنگ روسیه و اوکراین
دریای سیاه در ماههای اخیر به یکی از آسیبپذیرترین نقاط شبکه تجارت جهانی تبدیل شده است؛ منطقهای که در آن جنگ روسیه و اوکراین دیگر به میدانهای نبرد زمینی محدود نیست و به کشتیهای تجاری، پایانههای صادراتی، بنادر و زیرساختهای حیاتی انتقال کالا کشیده شده است.
به گزارش سایت طلا، تشدید حملات در این منطقه اکنون نگرانیهایی فراتر از وضعیت اقتصادی روسیه و اوکراین ایجاد کرده است. از یک سو، بنادر اوکراین در منطقه اودسا هدف حملات روسیه قرار گرفتهاند و از سوی دیگر، اوکراین کشتیها، نفتکشها و زیرساختهای صادراتی روسیه را هدف قرار میدهد. پیامد این وضعیت، افزایش ریسک و هزینه کشتیرانی و تهدید جریان صادرات غلات، نفت و سایر کالاهای اساسی در یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان است.
حمله به شبکه تجارت
اهمیت تحولات اخیر زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم اوکراین اعلام کرده در ژوئیه ۲۰۲۶، ۳۵ حمله به کشتیها در بنادر، ۲۲ حمله به کشتیها در دریا و ۶۷ حمله به تأسیسات بندری این کشور ثبت شده است. این ارقام در مقایسه با کل سال ۲۰۲۵، زمانی که تنها ۱۴ مورد حمله به کشتیها ثبت شده بود، افزایش چشمگیری را نشان میدهد.
رویترز در ماه اوت گزارش داد که روسیه و اوکراین با حمله به پایانههای صادراتی و کشتیهای حامل غلات، بزرگترین اختلال در تجارت دریای سیاه از آغاز جنگ را رقم زدهاند. اهمیت این حملات در آن است که اهداف آنها تنها تأسیسات نظامی نیستند، بلکه زیرساختهایی را نیز شامل میشوند که برای خروج کالا از منطقه ضروریاند.
در طرف اوکراینی، بنادر اودسا، چورنومورسک و پیودنی اهمیت ویژهای دارند. روسیه در ماههای اخیر حملات موشکی و پهپادی به این منطقه را افزایش داده است. در اول سپتامبر نیز مقامهای اوکراینی اعلام کردند حمله روسیه به زیرساختهای بندری و یک گذرگاه مرزی در منطقه اودسا آسیب زده است.
در تازهترین نمونه، حملات روسیه در روزهای ۱۱ و ۱۲ سپتامبر بار دیگر منطقه اودسا را هدف قرار داد؛ حملاتی که همزمان با افزایش فشار بر زیرساختهای اقتصادی و صادراتی اوکراین رخ دادهاند.
چرا غلات مهمترین نگرانی است؟
دریای سیاه یکی از مراکز اصلی تجارت غلات جهان است. روسیه بزرگترین صادرکننده گندم جهان محسوب میشود و اوکراین نیز یکی از صادرکنندگان مهم محصولات کشاورزی است. به همین دلیل، اختلال در این مسیر تنها یک مسئله منطقهای نیست.
بخش قابلتوجهی از خریداران گندم و سایر غلات روسیه و اوکراین در خاورمیانه، شمال آفریقا و بخشهایی از آسیا قرار دارند. هرگونه اختلال در صادرات این دو کشور میتواند بازار جهانی غذا را تحت تأثیر قرار دهد.
در ژوئیه، یکی از گروههای بزرگ تولیدکنندگان غلات روسیه هشدار داد که ادامه حملات اوکراین به کشتیها و بنادر روسیه میتواند صادرات غلات از مسیر دریای سیاه را مختل و قیمتها را افزایش دهد؛ مسئلهای که برای کشورهای واردکننده غلات در آفریقا و خاورمیانه اهمیت ویژهای دارد.
در سوی دیگر، حملات روسیه نیز صادرات محصولات کشاورزی اوکراین را با مشکل جدی مواجه کرده است. کییف در ماه اوت پیشبینی صادرات غلات خود برای فصل ۲۰۲۶/۲۷ را ۱۲ درصد کاهش داد و حملات روسیه به محور بندری اودسا را یکی از دلایل اصلی این کاهش اعلام کرد.
وقتی مسیر جایگزین هم به گلوگاه تبدیل میشود
یکی از ویژگیهای مهم بحران کنونی این است که انتقال محمولهها به مسیرهای جایگزین نیز بهسادگی امکانپذیر نیست.
اوکراین بخشی از صادرات خود را به سمت بنادر رودخانه دانوب منتقل کرده است، اما این مسیر ظرفیت محدودی دارد. رویترز در ۲۵ اوت گزارش داد که تا ۷۰ کشتی در نزدیکی کانال سولینا برای عبور و دسترسی به بنادر اوکراین در انتظار بودند.
محدودیت تعداد کشتیهایی که میتوانند روزانه از این کانال عبور کنند، کمبود راهنماهای دریایی و توقفهای ناشی از هشدارهای حملات هوایی، از عوامل ایجاد صفهای طولانی بودهاند. هزینه تأخیر برای هر کشتی نیز میتواند به حدود ۸ هزار دلار در روز برسد.
بنابراین، مسئله صرفاً «بسته شدن یک بندر» نیست. زمانی که یک مسیر اصلی مختل میشود، مسیرهای جایگزین نیز لزوماً ظرفیت جذب ناگهانی حجم عظیمی از کالا را ندارند.
روسیه هم از بحران مصون نیست
در طرف روسیه نیز شرایط تغییر کرده است.
اوکراین در ماههای اخیر حملات پهپادی و دریایی خود علیه کشتیها و زیرساختهای صادرات انرژی روسیه را افزایش داده است. رویترز برآورد کرده که اوکراین دهها نفتکش مرتبط با تجارت نفت روسیه را هدف قرار داده است.
بندر نووروسیسک یکی از مهمترین نقاط این معادله است؛ بندری که نقشی حیاتی در صادرات نفت و سایر کالاهای روسیه دارد. علاوه بر این، پایانهها و تأسیسات نفتی دیگری در امتداد ساحل روسیه در دریای سیاه نیز هدف حملات قرار گرفتهاند.
در نتیجه، بحران دریای سیاه دیگر صرفاً داستان «اختلال در صادرات اوکراین» نیست؛ بلکه به جنگی متقابل علیه زیرساختهای تجارت دریایی روسیه و اوکراین تبدیل شده است.
هزینهای که مستقیماً روی کشتیها مینشیند
یکی از نخستین واکنشهای بازار به چنین شرایطی، افزایش هزینه بیمه است.
رویترز گزارش داده است که نرخ بیمه جنگ برای ورود کشتیها به پایانههای دریای سیاه در ژانویه ۲۰۲۶ به حدود یک درصد ارزش کشتی رسیده بود؛ در حالی که این رقم در اواخر دسامبر حدود ۰.۶ تا ۰.۸ درصد بود.
برای یک کشتی بزرگ، چنین افزایشی میتواند هزینه قابلتوجهی ایجاد کند و در نهایت این هزینه به قیمت حمل کالا منتقل شود.
به بیان سادهتر، حتی اگر یک کشتی مورد اصابت قرار نگیرد، صرف احتمال حمله میتواند هزینه حملونقل غلات، نفت و سایر کالاها را افزایش دهد.
«جنگ دریایی» دیگر فقط مسئله نظامی نیست
اهمیت تحولات دریای سیاه دقیقاً در همین نقطه مشخص میشود. یک حمله به یک بندر میتواند همزمان چند پیامد اقتصادی داشته باشد:
-
ظرفیت صادرات کاهش مییابد.
-
کشتیها برای ورود به منطقه باید حق بیمه بیشتری بپردازند.
-
شرکتهای کشتیرانی ممکن است از پذیرش برخی محمولهها خودداری کنند.
-
بخشی از کالاها ناچار میشوند از مسیرهای زمینی یا رودخانهای گرانتر منتقل شوند.
-
افزایش هزینه حملونقل میتواند در نهایت به افزایش قیمت جهانی کالا منجر شود.
در ژوئیه، شرکتهای کشتیرانی ورود کشتیهای جدید به برخی بنادر دریای سیاه اوکراین را متوقف کردند؛ اقدامی که کییف آن را نتیجه تشدید حملات روسیه دانست. رویترز در آن زمان گزارش داد که اوکراین حدود یکسوم ظرفیت صادرات غلات خود از طریق دریای سیاه را از دست داده بود.
بازار جهانی پیش از این هم تحت فشار بود
بحران دریای سیاه در خلأ اتفاق نمیافتد.
همزمان با افزایش حملات در دریای سیاه، تنگه هرمز و دریای سرخ نیز با بحرانهای امنیتی مواجه شدهاند.
رویترز در ۱۳ سپتامبر گزارش داد که حملهای جدید به یک کشتی در تنگه هرمز نگرانیها درباره اختلال در عرضه جهانی نفت را افزایش داده است. همزمان، یک حمله پهپادی باعث توقف موقت خط لوله شرق-غرب عربستان شد؛ خطی که در شرایط عادی میتواند حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت در روز جابهجا کند.
در چنین شرایطی، سه منطقه بهطور همزمان اهمیت ویژهای پیدا میکنند:
-
دریای سیاه: غلات، نفت و کالاهای کشاورزی و صنعتی
-
دریای سرخ و بابالمندب: مسیر اصلی ارتباط آسیا با کانال سوئز و اروپا
-
تنگه هرمز: یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال نفت و انرژی جهان
همزمانی بحرانها در این سه نقطه، آسیبپذیری تجارت جهانی را افزایش میدهد.
آیا جهان با «بحران گلوگاهها» روبهرو شده است؟
تجارت جهانی به مجموعهای از مسیرهای دریایی پرتراکم و حیاتی وابسته است. این تمرکز جغرافیایی در شرایط عادی مزیت اقتصادی بزرگی ایجاد میکند، اما هنگام جنگ، حمله یا بحران سیاسی میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود.
دریای سیاه نمونهای روشن از این وضعیت است.
اگر صادرات اوکراین مختل شود، خریداران باید به سراغ تأمینکنندگان دیگری مانند آرژانتین، برزیل، اتحادیه اروپا یا سایر صادرکنندگان بروند. اما ظرفیت هیچیک از این کشورها نامحدود نیست.
برای نمونه، رویترز گزارش داده است که اختلال در صادرات اوکراین در سال جاری به افزایش تقاضا برای ذرت آرژانتین کمک کرده و صادرات این کشور در ماههای اوت و سپتامبر میتواند به رکورد ۱۰ میلیون تن برسد.
این وضعیت نشان میدهد که بازار جهانی میتواند بخشی از شوک را جذب کند، اما معمولاً این کار با مسافت بیشتر، هزینه حمل بالاتر و قیمت نهایی گرانتر انجام میشود.
حتی تلاش برای آتشبس دریایی هم شکست خورده است
اهمیت بحران تا جایی افزایش یافته که اوکراین در ماه اوت پیشنهادی برای توقف حملات علیه اهداف غیرنظامی در دریای سیاه ارائه کرد.
رویترز در ۱۳ اوت گزارش داد که کییف از طریق یک طرف ثالث پیشنهاد کرده بود روسیه و اوکراین حملات به اهداف غیرنظامی در دریای سیاه را متوقف کنند؛ پیشنهادی که در آن زمان هنوز پاسخی از سوی مسکو دریافت نکرده بود.
این ابتکار نشان میدهد که امنیت کشتیرانی تجاری به یکی از مسائل جدی جنگ تبدیل شده است؛ موضوعی که پیامدهای آن بسیار فراتر از مرزهای روسیه و اوکراین است.
پیامد نهایی؛ تجارت جهانی گرانتر و شکنندهتر
آنچه در دریای سیاه رخ میدهد را نمیتوان صرفاً یکی دیگر از ابعاد جنگ روسیه و اوکراین دانست.
مسئله بزرگتر، فشار همزمان چند شوک دریایی بر زنجیرههای تأمین جهانی است.
در دریای سیاه، جنگ اوکراین جریان غلات و انرژی را تهدید میکند. در دریای سرخ، ناامنی مسیر کشتیهای عبوری از بابالمندب را پرریسکتر کرده است. در تنگه هرمز نیز بحران امنیتی مستقیماً عرضه نفت جهان را تهدید میکند.
هر یک از این نقاط بهتنهایی ممکن است قابل مدیریت باشد؛ اما اگر اختلالها همزمان و طولانی شوند، اثر نهایی آنها میتواند بسیار بزرگتر از مجموع هر بحران منفرد باشد.
خطر اصلی برای اقتصاد جهانی دیگر صرفاً «کمبود کالا» نیست؛ بلکه افزایش هزینه رساندن کالا از نقطه تولید به نقطه مصرف است.
دریای سیاه از همین منظر اهمیت پیدا میکند: این منطقه ممکن است یکی از نخستین نشانههای دورهای باشد که در آن امنیت تجارت دریایی، قیمت غذا، قیمت انرژی و امنیت ژئوپلیتیک بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند.
سه واقعیت مهم
تحولات اخیر سه واقعیت مهم را برجسته میکند:
-
دریای سیاه از یک مسیر تجاری به میدان مستقیم جنگ اقتصادی تبدیل شده است.
-
روسیه و اوکراین اکنون هر دو زیرساختهای صادراتی و کشتیهای طرف مقابل را هدف قرار میدهند.
-
همزمانی بحران دریای سیاه با ناامنی در تنگه هرمز و دریای سرخ، خطر یک شوک گستردهتر به تجارت، انرژی و مواد غذایی جهان را افزایش داده است.
در واقع، آنچه در حال شکلگیری است لزوماً «انسداد کامل تجارت جهانی» نیست؛ بلکه وضعیتی ظریفتر و شاید ماندگارتر است: تجارت جهانی همچنان جریان دارد، اما با بیمه گرانتر، مسیرهای طولانیتر، ظرفیتهای جایگزین محدودتر و ریسک ژئوپلیتیکی بسیار بیشتر.