رکورد تاریخی بدهی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم/ بنبست فدرال رزرو در مسیر افزایش نرخ بهره
اقتصاد ایالات متحده در تازهترین گزارشهای خود به نقطه عطفی تاریخی دست یافته است؛ میزانی از بدهی ملی که برای نخستین بار از زمان جنگ جهانی دوم، از سطح ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) فراتر رفته است.
به گزارش سایت طلا، این رکورد جدید که نشاندهنده انباشت بدهیهای دولتی در سالهای اخیر است، اکنون به متغیری تعیینکننده در معادلات سیاستگذاری پولی و چشمانداز نرخ بهره تبدیل شده است.
رکورد تاریخی بدهی؛ بازگشت به دوران پس از جنگ جهانی
رویترز نوشت: در دهههای اخیر، افزایش مخارج دولت و در عین حال، کندی نسبی رشد اقتصادی، منجر به تجمعی از بدهیها شده که اکنون از کل ظرفیت تولید اقتصادی سالانه این کشور پیشی گرفته است. این سطح از بدهی، وضعیتی را ایجاد کرده که از سال ۱۹۴۵ میلادی (پایان جنگ جهانی دوم) تاکنون بیسابقه بوده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند اگرچه بدهیهای دولتی به تنهایی لزوماً به معنای بحران فوری نیست، اما استمرار این روند، انعطافپذیری مالی دولت آمریکا را در مواجهه با تکانههای آتی اقتصادی کاهش میدهد.

فشار دوگانه بر نرخ بهره
افزایش سطح بدهی ملی، توازنِ ظریفی را در سیاستهای فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) برهم زده است. تحلیلگران اقتصادی، دو چالش کلیدی را در این رابطه پیشبینی میکنند:
۱. فشار صعودی بر بازدهی اوراق: با افزایش حجم بدهیها، دولت آمریکا نیازمند انتشار اوراق قرضه بیشتری برای تأمین مالی است. این عرضه گسترده در بازار، با افزایش جذابیت برای سرمایهگذاران، میتواند فشار صعودی بر نرخ بهره (Yields) در بازار ثانویه اوراق وارد کند. به عبارت دیگر، هزینه استقراض برای دولت و شرکتها افزایش مییابد.
۲. قفل شدن دستوپای فدرال رزرو: در سوی دیگر، این حجم از بدهی، محدودیتی جدی برای سیاستهای انقباضی فدرال رزرو ایجاد کرده است. اگر فدرال رزرو بخواهد برای مهار تورم، نرخ بهره را به طور مستمر و تهاجمی افزایش دهد، هزینه بازپرداخت بدهیهای دولت نیز به شکل سرسامآوری رشد میکند که خود میتواند کسری بودجه را تشدید کرده و به ثبات مالی آسیب بزند. از این رو، بانک مرکزی آمریکا اکنون در موقعیتی قرار گرفته است که باید بین دو هدف دشوار یعنی «مهار تورم» و «پایداری بدهیهای دولتی» توازن ایجاد کند.
دوراهی سخت سیاستگذاران
اقتصاددانان معتقدند که این وضعیت، فدرال رزرو را در تصمیمگیریهای آتی برای تغییر نرخ بهره بسیار محتاطتر خواهد کرد. اگر نرخ بهره برای مدت طولانیتری در سطوح بالا باقی بماند، بار بدهی سنگینتر خواهد شد و اگر نرخها کاهش یابند، خطر بازگشت تورم وجود دارد.
این تحولات نه تنها برای اقتصاد داخلی آمریکا، بلکه برای بازارهای جهانیِ کالا (از جمله طلا و انرژی) و نرخ برابری ارزها نیز حیاتی است؛ چرا که هرگونه نشانهای از ضعف یا ناتوانی در مدیریت بدهیهای ایالات متحده، میتواند منجر به نوسانات قابلتوجه در بازار داراییهای امن و ارزهای معتبر جهانی شود.