رؤیای سبز اروپا در محاصره بحران انرژی؛ صنعت در آستانه «کمربند زنگزده»
سیاست کربنزدایی بروکسل زیر سایه خشکسالی، بحران انرژی و رقابت صنعتی؛ آیا گذار سبز به بهای از دست رفتن صنعت اروپا تمام میشود؟
به گزارش سایت طلا، گذار سبز اروپا که قرار بود موتور محرک نسل جدیدی از سرمایهگذاری و رشد صنعتی در این قاره باشد، اکنون با یک چالش جدی مواجه شده است. تشدید خشکسالی، افت منابع آبی، ناپایداری تولید انرژیهای تجدیدپذیر و هزینه بالای انرژی، نگرانیها درباره آینده صنایع انرژیبر در اروپای مرکزی و شرقی را افزایش داده است.
یک تحلیل منتشرشده در رسانه روسی راشاتودی هشدار میدهد که اگر سیاستهای کربنزدایی اتحادیه اروپا بدون توجه کافی به امنیت انرژی و رقابتپذیری صنعتی دنبال شود، بخشی از قطبهای صنعتی اروپا ممکن است به مناطقی با کارخانههای تعطیل، سرمایهگذاری کمتر و اشتغال صنعتی رو به افول تبدیل شوند؛ وضعیتی که در ادبیات اقتصادی از آن با تعبیر «کمربند زنگزده» یاد میشود.
قلب صنعتی اروپا زیر فشار انرژی
اروپای مرکزی و شرقی یکی از مهمترین مراکز تولید صنعتی اتحادیه اروپا محسوب میشود. در کشورهایی مانند جمهوری چک، اسلواکی، لهستان، مجارستان و رومانی، سهم صنعت تولیدی از اقتصاد در محدوده ۲۰ تا ۲۵ درصد قرار دارد؛ سهمی که نسبت به بسیاری از اقتصادهای غربی بالاتر است.
این منطقه میزبان بخش قابلتوجهی از زنجیره خودروسازی اروپا و صنایع فولاد، شیمیایی و فلزی است. از کارخانههای خودروسازی فولکسواگن، اشکودا، استلانتیس، کیا و بیامو گرفته تا صنایع فولاد و پتروشیمی، بخش بزرگی از این اقتصاد به انرژی پایدار و نسبتاً ارزان وابسته است.
از همین رو، هرگونه اختلال در تأمین برق و گاز میتواند فراتر از یک کارخانه، کل زنجیره تولید اروپا را تحت تأثیر قرار دهد.
انرژی تجدیدپذیر؛ ناجی یا پاشنه آشیل؟
چالش اصلی اینجاست که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر هنوز نتوانسته برای صنایع سنگین اروپا یک منبع برق کاملاً پایدار و قابل اتکا فراهم کند.
تابستان ۲۰۲۶ و خشکسالی شدید در بخشهایی از اروپای مرکزی این ضعف را برجستهتر کرد. کاهش سطح آب رودخانههایی مانند دانوب، البه و ولتاوا، تولید برقآبی را تحت فشار قرار داد و همزمان وابستگی شبکه به سایر منابع انرژی افزایش یافت.
لهستان با توسعه سریع انرژی خورشیدی و راهاندازی نخستین مزرعه بادی دریایی خود تلاش کرده ترکیب انرژی خود را تغییر دهد، اما تولید متغیر خورشیدی و بادی در زمانهایی که باد و تابش خورشید کافی نیست، نمیتواند بهتنهایی نیاز صنایع بزرگ را پاسخ دهد.
در جمهوری چک و اسلواکی نیز کاهش منابع آبی، تولید برقآبی را با مشکل مواجه کرده است. در مجارستان نیز رشد ظرفیت خورشیدی، بهویژه در ساعات اوج مصرف عصرگاهی، الزاماً به معنای تأمین برق پایدار برای صنایع انرژیبر نیست.
تناقض بزرگ سیاست انرژی اروپا
اروپا در یک دوگانه دشوار گرفتار شده است: از یک سو، بروکسل خواستار کاهش سریع مصرف زغالسنگ و گاز و حرکت به سمت انرژیهای پاک است؛ از سوی دیگر، بخش مهمی از صنایع اروپایی هنوز برای ادامه فعالیت به سوختهای فسیلی و انرژی هستهای وابستهاند.
بر اساس این گزارش، زغالسنگ همچنان حدود ۶۵ درصد برق لهستان و نزدیک به ۴۰ درصد برق جمهوری چک را تأمین میکند. گاز نیز علاوه بر نقش خود در تولید برق و تنظیم شبکه، ماده اولیه برخی صنایع شیمیایی و تولید کودهای شیمیایی محسوب میشود.
در نتیجه، حذف سریع این منابع بدون آنکه جایگزین پایدار و اقتصادی برای آنها ایجاد شود، میتواند هزینه تولید را بالا برده و قدرت رقابت صنایع اروپایی را کاهش دهد.
بازگشت اتم به سبد انرژی
در چنین شرایطی، انرژی هستهای بار دیگر به یکی از گزینههای اصلی کشورهای اروپای مرکزی و شرقی تبدیل شده است.
مجارستان بخش قابلتوجهی از برق خود را از نیروگاه پاکش دریافت میکند و جمهوری چک نیز به نیروگاههای هستهای خود وابستگی قابلتوجهی دارد. اسلواکی نیز در مسیر افزایش سهم انرژی هستهای حرکت کرده و لهستان، که تاکنون نیروگاه هستهای نداشته، پروژههای متعددی را دنبال میکند.
با این حال، نیروگاههای هستهای نیز از تبعات تغییرات اقلیمی مصون نیستند. نیروگاههای هستهای برای خنکسازی به آب فراوان نیاز دارند و کاهش سطح رودخانهها میتواند حتی تولید برق هستهای را نیز محدود کند.
نمونه قابل توجه، نیروگاه پاکش در مجارستان است. طبق گزارش مورد استناد مقاله، در اوج خشکسالی تابستان امسال، تولید برق این نیروگاه بیش از ۷۵ درصد کاهش یافت. پس از اجرای اقدامات اضطراری برای افزایش سطح آب، نیروگاه تا ۲۶ اوت توانست ظرفیت طراحی خود را بازیابی کند.
هزینهای که صنعت اروپا میپردازد
مسئله اصلی برای اروپا تنها تأمین برق نیست؛ قیمت برق نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
صنایع فولاد، خودروسازی، شیمیایی و تولید مواد اولیه برای ادامه فعالیت به انرژی ارزان و قابل پیشبینی نیاز دارند. اگر هزینه انرژی در اروپا بالاتر از رقبای آمریکایی و آسیایی باشد، سرمایهگذاران انگیزه بیشتری برای انتقال تولید به خارج از قاره پیدا خواهند کرد.
در این شرایط، سیاستهای زیستمحیطی اتحادیه اروپا از جمله نظام تجارت انتشار کربن و سازوکار تعدیل کربن در مرزها، اگر بدون سیاست صنعتی مکمل اجرا شوند، میتوانند فشار بیشتری بر تولیدکنندگان وارد کنند.
به بیان ساده، خطر این است که اروپا در مسیر کاهش انتشار کربن، بخشی از ظرفیت تولید صنعتی خود را نیز از دست بدهد.
«کمربند زنگزده» در برابر «انقلاب سبز»
هشدار اصلی تحلیل مورد بحث همینجاست: اروپا قصد دارد یک انقلاب صنعتی سبز ایجاد کند، اما اگر انرژی پاک به اندازه کافی ارزان، پایدار و قابل اتکا نباشد، نتیجه میتواند معکوس شود.
تعطیلی کارخانهها، کاهش سرمایهگذاری، انتقال خطوط تولید به کشورهای دیگر و از دست رفتن مشاغل صنعتی، سناریویی است که میتواند بخشهایی از اروپای مرکزی و شرقی را با خطر صنعتیزدایی مواجه کند.
البته این به معنای شکست قطعی سیاست سبز اروپا نیست. مسئله اصلی، چگونگی طراحی این گذار است. اروپا باید میان سه هدف تعادل ایجاد کند: کاهش انتشار کربن، امنیت انرژی و حفظ قدرت رقابت صنعتی.
سبز شدن بدون صنعتیزدایی
بحران انرژی اروپا نشان میدهد که گذار از سوختهای فسیلی صرفاً با افزایش ظرفیت خورشیدی و بادی امکانپذیر نیست. شبکه برق، ذخیرهسازی انرژی، نیروگاههای پایدار، زیرساخت انتقال و قیمت تمامشده برق همگی باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
از سوی دیگر، تجربه خشکسالی ۲۰۲۶ نشان داده است که حتی برخی منابعی که در نگاه نخست پایدار به نظر میرسند، از پیامدهای تغییرات اقلیمی در امان نیستند.
بنابراین چالش اصلی بروکسل دیگر فقط این نیست که چگونه اروپا را سبز کند؛ بلکه این است که چگونه میتوان این مسیر را بدون از دست دادن صنایع، سرمایهگذاری و اشتغال طی کرد.
اگر انرژی پاک نتواند همزمان با کاهش انتشار کربن، برق پایدار و رقابتی در اختیار صنعت قرار دهد، خطر آن وجود دارد که بخشی از «انقلاب سبز» اروپا به جای ساختن کارخانههای آینده، به تعطیلی کارخانههای امروز منجر شود؛ و رؤیای اروپای سبز، در نهایت با سایه «کمربند زنگزده» روبهرو شود.