سقوط دلار یا جهش طلا؟/ تحلیل سناریوی فاجعهبار اقتصاد آمریکا
نیک پکرین، تحلیلگر بازارهای مالی میگوید: بدهی آمریکا نزدیک به ۱۲۰ درصد تولید ناخالص داخلیست. هر بار که نرخ بهره افزایش پیدا میکند، میلیاردها دلار به هزینه بهره بدهی دولت اضافه میشود.
به گزارش سایت طلا، نیک پاکرین، تحلیلگر بازارهای مالی، در توییتی در صفحه شخصی خود نوشت: اگر آمریکا دوباره با موج تورمی شدیدی مثل تورم دهه ۱۹۸۰ مواجه شود، پیامدهایش فاجعهبار خواهد بود. آن زمان، میزان بدهی آمریکا حدود ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی بود و دولت میتوانست نرخ بهره را تا ۲۰ درصد بالا ببرد، بدون اینکه ساختار مالی دولت از هم بپاشد. اما امروز، بدهی آمریکا نزدیک به ۱۲۰ درصد تولید ناخالص داخلیست. هر بار که نرخ بهره افزایش پیدا میکند، میلیاردها دلار به هزینه بهره بدهی دولت اضافه میشود. اگر نرخ بهره برای چند سال بالا بماند، بدهی آمریکا بهشدت افزایش پیدا میکند. اگر نرخ بهره را کاهش دهند، تورم دوباره اوج میگیرد. آمریکا خودش را در یک دوراهی گرفتار کرده: یا باید با تورم مبارزه کند، یا جلوی افزایش بیشتر بدهی را بگیرد. نمیتواند هر دو کار را با هم انجام دهد.
نیک پاکرین به درستی اشاره میکند که آمریکا در «تله بدهی» گرفتار شده است. برای درک تأثیر آن بر طلا، باید این دوراهی را کالبدشکافی کرد:
سناریوی اول: اگر تورم اوج بگیرد
طلا به طور سنتی «سپر تورمی» است. اگر تورم در آمریکا کنترل نشود، ارزش پول ملی (دلار) کاهش مییابد. در این حالت، طلا به عنوان ذخیره امن ارزش، جذابیت فوقالعادهای پیدا میکند. با توجه به بدهی ۱۲۰ درصدی، سرمایهگذاران ممکن است اعتماد خود را به اوراق قرضه آمریکا (که زمانی امنترین دارایی جهان بودند) از دست بدهند و به سمت طلا هجوم ببرند.
اگر برای مهار تورم آمریکا، نرخ بهره افزایش یابد
در این حالت معمولا افزایش نرخ بهره (به دلیل افزایش بازدهی اوراق قرضه) دشمن طلاست، چون طلا سود نقدی ندارد. اما در شرایط کنونی که پاکرین ذکر کرده، بالا بردن نرخ بهره باعث «فروپاشی ساختار مالی دولت» به دلیل هزینههای سنگین بهره بدهی میشود. این امر باعث بروز هراس در بازارهای مالی میشود. در زمان هراس و بیثباتی، طلا دوباره به عنوان دارایی امن تقاضای شدیدی پیدا میکند.
اگر نرخ بهره کاهش یابد
این سناریو بهشت طلا است. کاهش نرخ بهره با وجود تورم بالا، به معنای نرخ بهره واقعی منفی است. وقتی نرخ بهره کمتر از نرخ تورم باشد، نگهداری دلار و اوراق قرضه باعث ضرر در قدرت خرید میشود. در این شرایط، طلا که دارایی بدون بهره اما بدون ریسک نکول است، به شدت صعودی خواهد شد.
بر اساس تحلیل پاکرین، آمریکا دیگر توانایی مقابله قاطعانه با تورم (مانند دهه ۸۰) را ندارد، زیرا ابزار «افزایش نرخ بهره» به دلیل بار بدهی سنگین (۱۲۰٪ تولید ناخالص داخلی)، اکنون به یک «شمشیر دو لبه» تبدیل شده است.
در هر دو حالتِ «تورم افسارگسیخته» یا «ناتوانی در مدیریت بدهیها»، تمایل به نگهداری طلا به شدت افزایش مییابد. در واقع، طلا نه تنها به عنوان سد تورمی، بلکه به عنوان «بیمهنامه در برابر فروپاشی مالی» عمل میکند. اگر اعتماد به پایداری دلار و خزانه داری آمریکا کاهش یابد، طلا پتانسیل جهشهای قیمتی تاریخی را خواهد داشت؛ چرا که بازار دیگر به دلار به عنوان یک دارایی «بدون ریسک» نگاه نخواهد کرد.
در واقع، این «بنبست استراتژیک» که پاکرین از آن سخن میگوید، دقیقا همان فضایی است که طلا در آن بیشترین پتانسیل رشد را تجربه میکند.