۴ گام طلایی برای دادن خبر بد بدون سکته

دریافت خبر ناگوار در نیم‌ساعت اول بیداری، مغز را دچار حملهٔ اضطرابیِ شدید می‌کند. برای جلوگیری از سکته و حملات عصبیِ عزیزانمان، این ۴ گام طلایی برای خبردادن را یاد بگیرید.

خبر را برای من بخوان

ساعت هفت صبح است؛ هنوز چشم‌هایمان کاملاً باز نشده و در حالِ جداشدن از رختخواب هستیم که ناگهان صفحهٔ گوشی روشن می‌شود و پیامکی با این مضمون روی آن نقش می‌بندد: «داداش ماشینم رو دزد زد!» یا «فلانی حالش بد شد رفت بیمارستان!» دیدن این کلماتِ سنگین در لحظه‌ای که بدن هنوز از خواب بیدار نشده، شبیه به ریختنِ یک سطل آبِ یخ روی سر است و گیرندهٔ پیام را دچار افتِ فشار، تپش قلب و پنیک (حمله عصبی) می‌کند. فرستندهٔ این پیامک معمولاً هیچ سوءنیتی ندارد؛ او در اوجِ التهاب و دلسوزی، فقط می‌خواهد زودتر خبر را به عزیزانش برساند. اما واقعیت این است که پرتاب‌کردن یک خبرِ تلخ در قالب کلماتِ بی‌روحِ پیامکی، آن هم در ساعاتِ ابتدایی روز، آسیبِ روانیِ عمیقی به گیرنده وارد می‌کند. در فرهنگِ اصیل، انسانِ آگاه می‌داند که انتقالِ اخبارِ التهاب‌آور، نیازمندِ رعایتِ آداب خبردادن است؛ مهارتی که به ما می‌آموزد چطور بدونِ ایجاد شوک، پیاممان را در امن‌ترین حالتِ ممکن منتقل کنیم.

مراعاتِ حالِ مؤمن؛ وقتی زمان‌سنجی مانعِ سکته می‌شود

در فرهنگ و مکتبِ اصیلِ ما، حفظِ آرامشِ دیگران و مراعاتِ شرایطِ آن‌ها یک ارزشِ بسیار والا است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دربارهٔ اهمیتِ درکِ حالِ دیگران فرموده‌اند: «ميوه و ثمرهٔ خِرد، مداراکردن (و ملاحظهٔ حالِ) مردم است.» مداراکردن در اینجا دقیقاً به معنایِ زمان‌سنجی و درکِ شرایطِ فیزیکی و روانیِ فردِ مقابل پیش از پرتاب‌کردن کلمات است.

در راستای همین حکمتِ ریشه‌دار، امروز روان‌شناسانِ شناختی ثابت کرده‌اند که مغزِ انسان در نیم‌ساعتِ اولِ بیداری، در پایین‌ترین سطحِ دفاعیِ خود (امواج آلفا و تتا) قرار دارد. وقتی ما یک خبرِ بد را به‌صورت ناگهانی و مکتوب (بدون شنیدن لحنِ آرام‌بخشِ صدا) به فردی می‌دهیم، سیستم عصبیِ او فوراً آلارمِ «تهدیدِ جانی» دریافت می‌کند و چون بدن هنوز کاملاً بیدار نیست، فرد دچار حملهٔ اضطرابیِ شدید می‌شود. رعایت آداب خبردادن، همان سپرِ دفاعی است که ما با کلماتمان برای محافظت از اعصابِ عزیزانمان می‌سازیم.

۴ گامِ اورژانسی برای قرنطینهٔ اخبار بد در اول صبح

برای اینکه از واردکردن شوک‌های خطرناک به خانواده و دوستان جلوگیری کنید، دفعهٔ بعد که حاملِ یک خبر ملتهب بودید، این تکنیکِ چهارمرحله‌ای را به کار ببندید:

سنجشِ فوریتِ خبر برای گیرنده:

قبل از تماس از خود بپرسید: «آیا دانستنِ این خبر در همین ثانیه، تغییری در شرایط ایجاد می‌کند؟» بارها پیش‌آمده که فردی اولِ صبح تماس می‌گیرد تا خبر فوتِ یک همسایه یا آشنای دور را بدهد، درحالی‌که مراسمِ تشییع روزِ بعد است! اگر خبر نیازمندِ اقدامِ فوری نیست، انتقال آن را از ساعاتِ اولیهٔ بیداری به ساعاتِ روتینِ روز (مثل ظهر یا عصر) منتقل کنید تا روانِ یک خانواده بی‌دلیل به هم نریزد.

ممنوعیتِ مطلقِ پیامک (فقط تماس صوتی):

کلماتِ تایپ‌شده، بی‌رحم و فاقدِ احساس هستند. قانونِ مهمِ آداب خبردادن این است که اخبار بد، تصادفات یا اتفاقاتِ اورژانسی هرگز نباید پیامک شوند. شنیدنِ صدایِ آشنا و لحنِ کنترل‌شدهٔ شما از پشتِ تلفن، نیمی از بارِ وحشتِ خبر را در ذهنِ گیرنده خنثی می‌کند.

قرنطینهٔ زمانی و آماده‌سازیِ فیزیکی:

اگر اتفاقِ تلخی رخ‌داده و جانِ کسی در خطرِ فوری نیست (مثلاً دزدیده‌شدن ماشین در خیابان یا بستری‌شدن غیرِاورژانسی)، خبر را در ساعت ۷ صبح مخابره نکنید. اجازه دهید فرد از خواب بیدار شود، آبی به صورتش بزند و هوشیار شود. وقتی تماس گرفتید، ابتدا با یک احوالپرسی کوتاه، سطحِ آمادگیِ او را بسنجید.

استفاده از ضربه‌گیرِ کلامی (مقدمه‌چینی):

هرگز خبر را در جملهٔ اول پرتاب نکنید. از تکنیکِ ضربه‌گیر استفاده کنید؛ مثلاً با لحنی آرام بگویید: «سلام، خوبی؟ ببین جای نگرانی نیست، الحمدلله همه سالم هستند، اما یک اتفاقِ کوچک برای ماشین افتاده که گفتم در جریان باشی.» این مقدمه‌چینیِ کوتاه، مغزِ فرد را برای پذیرشِ خبر آماده کرده و جلویِ افتِ ناگهانیِ فشارخون را می‌گیرد.

تنفس در فضایی امن و قابل‌ِاتکا

لذتِ بزرگی در این ملاحظه‌گریِ انسانی نهفته است؛ اینکه ما باعجله و بی‌دقتی، بذرِ وحشت را در دلِ دوستان و خانواده‌مان نکاریم. وقتی با صبوری و درکِ متقابل، آداب خبردادن را در مواقعِ بحرانی رعایت می‌کنیم، در واقع بالاترین سطحِ احترام را به روانِ اطرافیانمان گذاشته‌ایم. عبور از خطایِ «انتقالِ بی‌موقعِ اخبارِ شوکه‌کننده»، باعث می‌شود دیگران در لحظاتِ سختِ زندگی، به ما به چشمِ یک انسانِ امن و تکیه‌گاهی محکم نگاه کنند؛ کسی که حضور و کلامش، حتی در انتقالِ اخبارِ تلخ، پناهگاهی برای آرامشِ طوفان‌زدهٔ آن‌هاست.

برچسب ها :