سقوط توان پالایشگاه‌های جهان برای تولید سوخت

صنعت پالایش نفت جهان در حال مخابره نشانه‌های هشدار است؛ زنجیره تامین فرآورده‌هایی که به مثابه سوخت موتور اقتصاد جهانی عمل می‌کنند، تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارند، زیرا پیامد‌های زنجیره‌ای درگیری‌ها در خاورمیانه و روسیه، بازار‌های انرژی را به‌شدت تحت‌الشعاع قرار داده است.

خبر را برای من بخوان

به گزارش سایت طلا، قیمت شاخص نفت خام که در اوج جنگ ایران تا ۱۱۸ دلار در هر بشکه صعود کرده بود، اکنون به حدود ۸۵ دلار عقب‌نشین کرده است؛ موضوعی که به تصور بسیاری از سرمایه‌گذاران تا حد زیادی از مرتفع شدن خطر وقوع بحران انرژی حکایت دارد. اما گرچه عرضه نفت خام تا حدی بهبود یافته، مجموعه‌ای که نفت خام را به سوخت تبدیل می‌کند، پس از ماه‌ها اختلال ناشی از جنگ‌ها در روسیه و خاورمیانه، همچنان با مشکلات جدی دست به گریبان است.

موجودی ذخایر بنزین و گازوئیل به پایین‌ترین سطوح چند سال اخیر رسیده، حاشیه سود پالایشگاه‌ها به رکورد‌های تاریخی صعود کرده و توان عملیاتی پالایشگاه‌ها در مناطق کلیدی تولیدکننده همچنان به‌شدت محدود است. آنچه خانوار‌ها و صنایع مصرف می‌کنند، نه نفت خام بلکه فرآورده‌های پالایشی است؛ بنابراین این همان بخشی از بازار است که باید زیر نظر گرفته شود.

تلفات جنگ

در جنگ‌های اخیر روشن شده که پالایشگاه‌ها اهدافی اجتناب‌ناپذیر هستند. پس از آغاز جنگ مشترک آمریکا و (رژیم) اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه (نهم اسفند ۱۴۰۴) که به بسته شدن تنگه هرمز به دست تهران انجامید، پالایشگاه‌های بزرگ عربستان سعودی، بحرین، کویت و امارات متحده عربی در منطقه خاورمیانه همچنان یا به‌طور کامل از مدار خارج هستند یا با ظرفیت عملیاتی آنها محدود شده است.

در این میان، چین برای جبران افت شدید واردات نفت در جریان جنگ ایران، فعالیت پالایشگاه‌های خود را به‌شدت کاهش داده است. در سراسر آسیا نیز پالایشگاه‌ها به دلیل محدودیت عرضه نفت خام، به ناچار از حجم عملیاتی خود کاسته‌اند.

به ادعای رویترز، افزون بر این، صنعت پالایش روسیه نیز با حملات پهپادی مداوم اوکراین، آسیب دیده است؛ حملاتی که به کمبود سوخت در داخل روسیه منجر شده و مسکو را بر آن داشته است تا به منظور مهار افزایش شدید قیمت‌های داخلی، صادرات گازوئیل را محدود کند.

طبق داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، این اختلال‌ها در مجموع ظرفیت پالایش جهانی در سه‌ماهه دوم سال را نسبت به مدت مشابه سال قبل، حدود ۵ میلیون بشکه در روز کاهش داده و متوسط فعالیت پالایشگاه‌ها را به حدود ۷۸ میلیون بشکه در روز رسانده است.

بازگشایی موقت تنگه هرمز پس از امضای یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن (۲۷ خرداد)، برای مدتی کوتاه بخشی از این فشار را تعدیل کرد. اما به‌رغم اینکه تولیدکنندگان خلیج فارس با سرعت صادرات نفت خام خود را از طریق این آبراه از سر گرفتند، صادرات فرآورده‌های پالایشی همچنان بسیار پایین است. طبق داده‌های سکوی تحلیلی «کپلر/Kpler»، منطقه در ماه ژوئن روزانه حدود چهار میلیون بشکه نفت خام صادر کرد، اما صادرات فرآورده‌های نفتی تنها یک میلیون بشکه در روز، یعنی در مجموع تنها حدود یک‌چهارم سطح پیش از جنگ بود!

و حالا هم با تشدید دوباره تنش‌ها میان آمریکا و ایران (در پی عدم پایبندی واشنگتن به یادداشت تفاهم اسلام‌آباد)، اختلال در تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز بار دیگر صادرات منطقه‌ای را مختل کرده است و امید‌ها برای احیای فعالیت پالایشگاه‌های آسیا و خاورمیانه را تهدید می‌کند. این در حالی است که، ذخایر که نقش سپر و ضربه‌گیر را ایفا می‌کنند، به سرعت در حال کاهش هستند و زمان نیز به طور همزمان رو به اتمام است.

آمریکا هم رمقی ندارد

آمریکا در نیمه نخست امسال، خود را به عنوان آخرین سنگر پالایش جهان معرفی کرد و با هدف جبران اختلال در سایر نقاط جهان، صادرات نفت خام، بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما را افزایش داد. اما اکنون واشنگتن هم رمقی ندارد.

موجودی ذخایر نفت خام آمریکا، شامل ذخایر تجاری و ذخایر اضطراری دولت، از زمان آغاز جنگ ایران به پایین‌ترین سطح خود از سال ۱۹۸۴ رسیده است. همچنین، ذخایر بنزین در پایین‌ترین سطح فصلی از سال ۲۰۱۲ قرار دارد و ذخایر گازوئیل همین اواخر از پایین‌ترین سطح خود در بیش از دو دهه گذشته، اندکی فاصله گرفته است.

به طور همزمان، مجموع صادرات نفت خام و فرآورده‌های نفتی آمریکا نیز با افزایش تقاضای داخلی، روند نزولی گرفته است. صادرات هفتگی در هفته گذشته به ۱۰.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که پایین‌ترین سطح از ماه مارس است؛ این در حالی است که این رقم در ماه آوریل رکورد ۱۴.۲ میلیون بشکه در روز را ثبت کرده بود.

با توجه به تحت فشار قرار گرفتن ذخایر داخلی و رسیدن تقاضای سوخت در تابستان به اوج فصلی، توان واشنگتن برای تداوم تامین سوخت مورد نیاز سایر نقاط جهان به شکل روزافزونی محدود و محدودتر می‌شود.

تَرک‌های ملموس در صنعت پالایش

شاید روشن‌ترین نشانه بحران و فشار را بتوان در سود پالایشگاه‌ها مشاهده کرد. حاشیه سود معیار پالایش در آمریکا که از آن تحت عنوان «کرک اسپرد/crack spread»، یاد می‌شود، به‌تازگی به حدود ۷۰ دلار در هر بشکه رسید که یک رکورد تاریخی محسوب می‌شود. در شمال‌غرب اروپا نیز حاشیه سود پالایشگاه‌ها به حدود ۳۰ دلار در هر بشکه صعود کرده که بالاترین سطح فصلی تاکنون محسوب می‌شود.

به نظر می‌رسد که بازار گازوئیل بیش از همه تحت فشار قرار دارد. حاشیه سود گازوئیل در اروپا به رکورد حدود ۶۵ دلار در هر بشکه رسیده و حاشیه سود بنزین در آمریکا نیز به سطوحی نزدیک شده که آخرین بار در جریان شوک انرژی سال ۲۰۲۲ و پس از حمله تمام‌عیار روسیه به اوکراین رویت شده بود.

بازار تنها زمانی چنین اضافه قیمت فوق‌العاده‌ای به پالایشگاه‌ها پرداخت می‌کند که مصرف‌کنندگان برای دستیابی به سوخت کمیاب با یکدیگر رقابت کنند.

برگ برنده ترامپ شاید کارگر نیفتد

همزمان با ورود بحران ایران به پنجمین ماه خود، سوداگران بیش از پیش به این باور رسیده‌اند که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، برای جلوگیری از جهش قیمت سوخت در آمریکا که از نظر سیاسی برای او بسیار زیان‌آور است، تقریبا دست به هر کاری خواهد زد. با این حال، هشدار‌های جدی و چشمک‌زنی که از صنعت پالایش مخابره می‌شود، نشان می‌دهد که شاید رئیس جمهوری آمریکا برای جلوگیری از چنین اتفاقی به تقلا بیفتد.

احیای سریع ظرفیت پالایش جهان همچنان غیرمحتمل به نظر می‌رسد. چندین مرکز بزرگ پالایش نفت به دلیل جنگ، اختلال در عرضه یا محدودیت‌های صادراتی همچنان معیوب هستند و این در مقطعی است که تقاضای تابستانی برای بنزین و سوخت هواپیما به اوج خود رسیده است. ذخایر گازوئیل به طور معمول در فصل تابستان برای پاسخگویی به نیاز‌های زمستان افزایش می‌یابد.

افزون بر این، بازسازی ظرفیت پالایش روسیه، آن هم به فرض توقف حملات اوکراین که کمتر کسی روی آن شرط‌بندی می‌کند، اگر نگوییم سال‌ها، احتمالا ماه‌ها زمان خواهد برد. پالایشگاه‌های خاورمیانه نیز پس از عادی شدن تردد از تنگه هرمز در هر زمان مفروض، به چندین ماه زمان نیاز خواهند داشت تا فعالیت خود را به ظرفیت کامل بازگردانند.

رویترز در پایان نوشت: با خالی شدن تدریجی ذخایر سوخت، تنها اهرمی که برای متعادل کردن بازار باقی می‌ماند، دستکاری تقاضا خواهد بود؛ موضوعی که می‌تواند فعالیت اقتصادی را در سراسر جهان محدود کند. بازار‌های انرژی در نیمه نخستِ پر هرج‌ومرج و آشوب سال ۲۰۲۶ عملکردی خوب و قابل توجه از خود نشان دادند، اما با توجه به کاهش به شدت نگران‌کننده ذخایر سوخت جهان، اقتصاد جهانی خود را در موقعیتی بسیار خطرناک و آسیب‌پذیر می‌بیند.