آمریکایی هایی که آرزوی براندازی ایران را به گور بردند
لیندسی گراهام تنها سیاستمدار آمریکایی حامی سرنگونی حکومت ایران نبود که آرزوی براندازی را به گور برد.
به گزارش سایت طلا، مرگ ناگهانی سناتور لیندزی گراهام در 21 تیر 1405، بار دیگر توجهها را به سیاستهای بلندمدت ایالات متحده در برابر جمهوری اسلامی جلب کرد.
گراهام یکی از سرسختترین حامیان فشار حداکثری و سرنگونی حکومت ایران بود. او بارها تأکید کرده بود که «بهترین پاسخ به همه مشکلات ایجادشده توسط ایران، تغییر رژیم است».
با این حال او تنها سیاستمدار آمریکایی حامی سرنگونی حکومت ایران نبود که آرزوی براندازی را به گور برد. این گزارش به بررسی دیگر تصمیمگیران آمریکایی پرداخته که هر کاری میتوانستند انجام دادند تا مرگ جمهوری اسلامی را رقم بزنند اما این آرزو را به گور بردند.
جیمی کارتر

جیمی کارتر، رئیسجمهور آمریکا بین سالهای 1977 تا 1981 رئیسجمهور بود. کارتر در اواخر سال 1979 میلادی، یک فرمان مخفیانه ریاستجمهوری (Presidential Finding) را امضا کرد که به سازمان سیا اجازه میداد میلیاردها دلار صرف عملیاتهای روانی، پشتیبانی از گروههای اپوزیسیون ایرانی در پاریس و لندن و ایجاد شبکههای رسانهای علیه تهران کند.
او روابط دیپلماتیک با ایران را در آوریل 1980 به طور کامل قطع کرد، داراییهای ایران را مسدود کرد، بنیانگذار تحریمهای اقتصادی علیه ایران شد و نهایتاً دستور عملیات نظامی در طبس «پنجه عقاب» را برای ناامن کردن ایران صادر کرد.
پنجه عقاب که هدفش ضربه مستقیم به اعتبار حکومت جدید و احتمالاً ایجاد شرایط برای تغییر آن بود به دلیل طوفان شن در طبس به شکستی فاجعهبار انجامید.
شکست این عملیات نه تنها عناصر لانه جاسوسی آمریکا را آزاد نکرد، بلکه نماد ضعف آمریکا شد و به تثبیت سریعتر جمهوری اسلامی کمک کرد.
در سالهای بعد تلاشهای کارتر برای مذاکره و فشار اقتصادی نیز نتوانست حکومت نوپای ایران را ساقط کند و در نهایت به تثبیت آن منجر شد.
کارتر 29 دسامبر 2024 درگذشت.
رونالد ریگان

دولت رونالد ریگان که بین سالهای 1982 تا 1990 بر سر کار بود در جریان جنگ تحمیلی از حکومت صدام علیه ایران حمایت کرد و اطلاعات ماهوارهای و حمایتهای لجستیکی در اختیار رژیم بعث عراق داد تا از طریق این جنگ نیابتی حکومت ایران را تضعیف و در نهایت سرنگون کند.
در سالهای پایانی جنگ (1987-1988)، ریگان ارتش آمریکا را وارد درگیری مستقیم نظامی با ایران در خلیج فارس کرد (عملیاتهای آخوندک و ارنست ویل) که به نابودی سکوهای نفتی، بخش مهمی از نیروی دریایی ایران و در نهایت فاجعه شلیک به هواپیمای مسافربری ایرباس انجامید. هدف عملیاتی این فشارها، ایجاد فروپاشی داخلی از طریق فرسایش کامل نظامی-اقتصادی بود.
او همچنین تحریمهای اقتصادی گستردهتری را علیه ایران اعمال کرد و تلاش کرد فروش تسلیحات به ایران را از سوی متحدان غربی محدود کند.
در دکترین ریگان، ایران یک «تهدید حیاتی علیه منافع استراتژیک غرب» تعریف شد که تعامل با آن غیرممکن بود. ریگان در سخنرانی معروف خود در سال 1985، حکومت ایران را بخشی از «کنفدراسیون کشورهای تروریست» و «یاغیهای غیرقابل اصلاح» نامید و اعلام کرد: «مأموریت ما این است که اجازه ندهیم این رژیم به آینده خود ادامه دهد و ثبات منطقه را نابود کند.»
او از طریق قرار دادن ایران در فهرست ادعایی «کشورهای حامی تروریسم دولتی» تلاش کرد دست دولت خود و دولتهای بعدی را برای اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران و سرنگون کردن حکومت ایران باز بگذارد.
در نهایت، دولت ریگان در حالی سال 1989 از قدرت کنار رفت که به هیچ موفقیتی در براندازی یا تغییر حکومت ایران دست نیافته بود. مرگ او 5 ژوئن 2004 اتفاق افتاد.
جورج بوش پدر

جورج بوش پدر پس از پایان جنگ ایران و عراق روی کار آمد و استراتژی خود را بر پایه این اصل گذاشت که نظام ایران در محاصره اقتصادی و بدون درآمدهای بینالمللی، توانایی بقا در میانمدت را نخواهد داشت.
بوش پدر در سال 1992 قانون کلیدی «منع گسترش تسلیحاتی ایران و عراق» را امضا کرد. این قانون برخلاف نامش، یک استراتژی خفقان تکنولوژیک علیه تهران بود که هرگونه انتقال فناوری دوگانه، قطعات صنعتی و تجهیزات زیرساختی به ایران را ممنوع و جرمانگاری میکرد.
او با استفاده از پیروزی آمریکا در جنگ خلیج فارس و تثبیت ایده «نظم نوین جهانی»، لابیهای سنگینی با اروپا و ژاپن انجام داد تا از ارائه هرگونه وام بازسازی به ایرانِ پس از جنگ خودداری کنند، با این تحلیل که عدم بازسازی اقتصادی به شورشهای داخلی و سقوط منتهی میشود.
او در بیانیههای کاخ سفید تأکید داشت که «حکومت تهران تا زمانی که اصول انقلابی خود را بر قوانین بینالمللی مقدم بداند، وجاهت قانونی برای بقا ندارد و ایالات متحده ساختار کنونی آن را به رسمیت نمیشناسد.»
بوش پدر در 30 نوامبر 2018 درگذشت.
زبیگنیو برژینسکی

برژینسکی به عنوان مشاور امنیت ملی کارتر و یکی از بزرگترین استراتژیستهای تاریخ آمریکا، وقوع انقلاب در ایران را یک «زلزله ژئوپلیتیک» میدانست که توازن قوا را به زیان غرب برهم زده است.
اسناد محرمانه فاششده نشان میدهند که برژینسکی طراح اصلی تئوری «کمربند سبز» یا تسلیح گروههای افراطی در اطراف مرزهای ایران و شوروی بود. هدف او ایجاد یک آنتروپی و آشوب دائمی پیرامون ایران بود تا حکومت نتواند ثبات داخلی پیدا کند.
ژوئیه 1980 (تیر 1359)، برژینسکی در اردن پنهانی با صدام دیدار کرد. بر اساس تحلیل مورخان برجسته، او در این دیدار چراغ سبز آمریکا را برای حمله نظامی به ایران نشان داد تا ماشین جنگی عراق، نظام نوپای اسلامی را ساقط یا هضم کند.
برژینسکی در کتابها و یادداشتهای متعدد خود صراحتاً مینویسد: «آمریکا نباید با یک حکومت دینسالار در تهران کنار بیاید. این ساختار مخل امنیت خاورمیانه است و باید از طریق فشارهای پیرامونی و خفقان ژئوپلیتیک وادار به گسست داخلی شود.»
او 26 مه 2017 درگذشت.
هنری کیسینجر

کیسینجر، چهره بانفوذ دیپلماسی آمریکا، هرگز اعتقادی به امکان همزیستی با ایرانِ پس از سال 1979 نداشت و تا پایان عمرش برای نابودی این مدل حکومتی تلاش کرد.
بلافاصله پس از سقوط شاه خائن، کیسینجر به همراه دیوید راکفلر یک شبکه لابیگری قدرتمند در واشنگتن ایجاد کرد تا کارتر را وادار به پذیرش شاه فراری در خاک آمریکا کند؛ اقدامی که آگاهانه برای تحریک فضای داخلی ایران و ایجاد یک تقابل مطلق طراحی شده بود.
در طول دهههای بعدی، کیسینجر به عنوان مشاور ارشد سایه برای دولتهای مختلف (بهویژه دولت بوش پسر)، نقش کلیدی در تدوین استراتژیهای تحریم ایفا کرد تا از هرگونه ادغام ایران در شبکه جهانی اقتصاد جلوگیری کند.
تز معروف کیسینجر درباره ایران این بود: «ایران باید تصمیم بگیرد که یک ملت است یا یک آرمان انقلابی. اگر یک آرمان انقلابی باقی بماند، برای امنیت جهانی مثل یک بیماری مسری است که درمان آن تنها با از بین بردن کانون اصلی میسر است.»
او 29 نوامبر 2023 درگذشت.
جان مککین

سناتور جان مککین در میان چهرههای کنگره، تندروترین و بیپردهترین مواضع را برای سقوط حکومت ایران داشت و برخلاف برخی سیاستمداران که پشت واژههای دیپلماتیک پنهان میشدند، علناً سخن از جنگ و براندازی میگفت.
مککین طراح و حامی اصلی طرحهای تحریمی بیشمار در سنا بود که سیستم بانکی ایران را هدف میگرفتند. اقدام عملیاتی و نمادین بسیار مهم او، تلاش برای مشروعیتبخشی به سازمانهای برانداز بود.
او در فروردین 1396 (2017) به آلبانی سفر کرد و در مقر گروهک تروریستی منافقین در کنار مریم رجوی ایستاد. او در این دیدار رسماً متعهد شد که از تمام توان خود در کنگره آمریکا برای حمایت از این گروهک جهت سرنگونی حکومت تهران استفاده کند.
جمله معروف او در سال 2007 در ایالت کارولینای جنوبی که ترانه "Bomb Bomb Iran" را خواند، سند رسانهای مواضع اوست. او بارها در صحن سنا اعلام کرد: «تغییر رژیم در ایران تنها راه صلح در خاورمیانه است و ما باید به جای مذاکره، به فکر پایان دادن به این حکومت باشیم.»
مککین هم بدون محقق کردن آرزوهای خود 25 اوت 2018 به گور رفت.
دیک چنی

چنی که از سال 2001 تا 2009 معاون رئیسجمهور بود مغز متفکر و هدایتکننده اصلی استراتژیهای کلان سیاست خارجی دولت جورج بوش پسر بود. او عقیده داشت هرگونه سازش یا دیپلماسی با تهران، به معنای مشروعیتبخشی به یک «حکومت غیرقانونی» است و آمریکا باید تنها روی گزینه نابودی و جایگزینی این ساختار تمرکز کند.
چنی در زمان حضور در دولت جورج بوش، معاون وزیر خارجه در امور خاور نزدیک شد. در این سمت، کنترل منابع مالی برنامهای به نام «طرح مشارکت خاورمیانه» به او واگذار شد. هدف از این برنامه، تغییر حکومت در برخی کشورهای خاورمیانه بود و چنی وظیفه داشت گروههای مخالف از قبل تعیینشده را برای اختصاص منابع مالی مشخص کند.
بودجه مربوط به این برنامه هر سال افزایش یافت: سال 2002 حدود 29 میلیون دلار، سال 2003 حدود 129 میلیون دلار و سال 2004 نزدیک 145 میلیون دلار.
دستکم یک سند برای اختصاص بخشی از این بودجهها به مخالفان ایران وجود دارد. چنی اکتبر سال 2006 یک طرح رقابتی آنلاین برای اعطای کمکهای مالی به مخالفان دولت ایران برگزار کرد که بهترین طرحها را برای اصلاحات در این کشور ارائه دهند.
مطابق سایت «فدرال گرنتس» در قالب این برنامه مقرر شده بود به افرادی که طرحهایی برای اصلاحات در ایران ارائه دهند، بین 100 هزار تا 1 میلیون دلار کمک مالی تعلق میگیرد. بودجه کل این طرح که «برنامه دموکراسی ایران» نام گرفته بود 7 میلیون دلار پیشبینی شده بود.
چنی همچنین از برنامههای مخفی سیا برای حمایت از گروهکهای تروریستی مانند منافقین و تجزیه ایران حمایت کرد. قانون موسوم به «حمایت از آزادی ایران» که کنگره سال 2006 تصویب کرد مورد دفاع چنی قرار گرفت. این قانون 10 میلیون دلار برای حمایت از «مخالفان ایرانی» در نظر گرفته بود.
چنی در جلسات شورای امنیت ملی آمریکا و مصاحبههای متعدد خود در شبکه فاکسنیوز بارها اعلام کرد: «حکومت ایران با اصلاحات داخلی یا تغییر رفتار مواجه نخواهد شد؛ این ساختار اساساً با نظم جهانی در تضاد است و باید از ریشه کنده شود.»
شعار مشهور محافل تندرو واشنگتن در سال 2003 که مستقیماً از اتاق فکر چنی هدایت میشد، این بود: «همه میتوانند به بغداد بروند، اما مردان واقعی هدفشان تهران است.»
روز 3 نوامبر 2025 که دیک چنی مرد یک رسانه آمریکایی با اشاره به این مواضع جنگطلبانه او علیه ایران نوشت: «چنی به جهنم حمله کرد.»
دونالد رامسفلد

دونالد رامسفلد به عنوان وزیر دفاع اسبق آمریکا، بازوی اجرایی و نظامی استراتژی نومحافظهکاران بود. کارنامه او نشان میدهد که او از دهه 1980 تا دهه 2000، در دو مقطع تاریخی کاملاً متفاوت، فعالانه برای تضعیف، به زانو درآوردن و در نهایت ساقط کردن حکومت ایران از ابزارهای سخت نظامی استفاده کرد.
رامسفلد در دسامبر 1983 به عنوان فرستاده ویژه رونالد ریگان پنهانی به بغداد رفت و با صدام دست داد. این دیدار، سرآغاز یک چرخش استراتژیک در جنگ بود؛ رامسفلد خطوط اعتباری میلیارد دلاری، تجهیزات دوگانه نظامی و دادههای اطلاعاتی آژانس امنیت ملی آمریکا را در اختیار ارتش عراق قرار داد تا توان نظامی ایران را متوقف و فرسوده کند.
دو دهه بعد و پس از 11 سپتامبر، رامسفلد در قامت وزیر دفاع، بزرگترین آرایش نظامی تاریخ آمریکا در اطراف مرزهای ایران را فرماندهی کرد. او ارتش آمریکا را در مرزهای شرقی (افغانستان) و مرزهای غربی (عراق) مستقر کرد و پایگاههای هوایی متعددی را در کشورهای حاشیه خلیج فارس توسعه داد. هدف ارتش تحت امر رامسفلد، ایجاد یک حلقه محاصره کامل نظامی و اصطلاحاً «خفقان ژئوپلیتیک» پیرامون تهران بود تا در صورت صدور فرمان نهایی، عملیات برقآسای نظامی برای تغییر حکومت آغاز شود.
این آرزوهای او 20 ژوئن 2021 به همراه او به خاک سپرده شدند.
الگوی مشترک ناکامی
همه این سیاستمداران با ابزارهای تحریم، حمایت نیابتی، عملیات مخفی، لابی نظامی و اظهارات عمومی تلاش کردند حکومت ایران را ساقط کنند. گراهام در سالهای آخر زندگی برای سرنگونی حکومت ایران تلاش میکرد.
با این حال، دلایل ناکامی این سیاستمداران در محقق کردن آرزوی خودشان مشترک است: مقاومت داخلی ایران، هزینههای نظامی و سیاسی بالا برای آمریکا، اشتباه در ارزیابی منابع قدرت ایران و نادیده گرفتن حمایتهای مردمی از جمهوری اسلامی ایران.