چرا کاهش قیمت نفت به نفع هیچکس نیست؟
قیمت نفت خام ممکن است به سطوح قبل از جنگ ایران بازگشته باشد، اما افزایش صادرات نفت از خاورمیانه پس از بازگشایی تنگه هرمز، بازار آشفتهای را ایجاد کرده است که ممکن است ماهها طول بکشد تا آرام شود.
به گزارش سایت طلا، ران بوسو، ستون نویس رویترز در تحلیلی نوشت: کاهش شدید قیمت نفت خام برنت به سطوح قبل از جنگ، حدود ۷۳ دلار در هر بشکه پس از توافق موقت ایالات متحده و ایران، در نگاه اول ممکن است نشان دهد که تجارت به روال معمول به مهمترین قطب نفت و گاز جهان بازگشته است. این آبراه باریک که زمانی حدود یک پنجم نفت و گاز جهان را منتقل میکرد، بیش از ۱۰۰ روز به دلیل درگیری عملا فلج شده بود.
اما در زیر سطح، بازار به هیچ وجه منظم نیست. چیزی که به نظر میرسد عادی است، سیستمی است که سعی دارد همه چیز را به یکباره از نو راهاندازی کند.
اول، مسابقهای برای آزادسازی حجمهای محبوس وجود دارد. دهها نفتکش که در طول جنگ در خلیج فارس سرگردان بودند، در روزهای اخیر برای خروج عجله کردهاند.
کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده، گفت که جریان نفت برای مدت کوتاهی از سطح قبل از جنگ، حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز، فراتر رفته است، اگرچه دادههای ردیابی کشتی نشان میدهد که ترافیک کلی همچنان بسیار کمتر از تقریبا ۱۲۵ گذرگاه روزانه است که قبل از درگیری دیده میشد. به نظر میرسد برخی از کشتیها در حین عبور، سیستمهای ردیابی را غیرفعال میکنند و این امر تصویر را مبهمتر میکند.
صرف نظر از اعداد دقیق، یک چیز واضح است: نفت خاورمیانه بیشتری به بازار عرضه میشود.
اما تخلیه محمولههای خروجی تنها نیمی از معادله است.
تانکرهای ورودی برای بارگیری نفت خامی که در مخازن ساحلی مانده است، مورد نیاز هستند، گامی کلیدی در فراهم کردن امکان راهاندازی مجدد میادین و پالایشگاههایی که در طول جنگ تعطیل شده بودند. بدون این جریان ورودی کشتیها، بهبود عرضه نمیتواند به راحتی پیش برود.
این پویایی به ویژه برای تولیدکنندگانی مانند کویت، عراق، بحرین و قطر که مسیرهای صادراتی جایگزین کمی دارند، یا اصلا ندارند، حاد است.
این محدودیت باید کوتاه مدت باشد. شرکت مشاوره ریستاد انرژی تخمین میزند که تولید تعطیل شده در سراسر خلیج فارس تا اواسط ژوئن از ۱۱.۷ میلیون بشکه در روز به ۹.۶ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است و اکنون انتظار میرود که این منطقه تا دسامبر به تولید قبل از جنگ بازگردد.
شاید عامل بزرگتری که چشمانداز عرضه را پیچیده میکند، ایران باشد. انتظار میرود تهران پس از تعلیق اکثر تحریمهای محدودکننده صادرات و فروش نفت ایران توسط آمریکا، به سرعت تولید نفت را افزایش دهد. طبق گزارش ریستاد، اگر کاهش تحریمها ادامه یابد، تولید نفت ایران میتواند تا پایان سال به ۳.۳ میلیون بشکه در روز برسد که بالاتر از سطح قبل از جنگ است.
گذشته از مسائل لجستیکی، به نظر میرسد سیل نفت به بازارها هجوم خواهد آورد.
از کمبود تا اشباع عرضه
این افزایش ناگهانی به تقاضای ضعیف کوتاهمدت منجر میشود. پالایشگاهها در آسیا و اروپا در حال حاضر تا حد زیادی منابع نفت خام خود را برای ماههای ژوئیه و اوت تامین کردهاند و بشکههای اضافی را بدون هیچ جایی برای رفتن رها کردهاند.
بنابراین، بسیاری از تانکرها ممکن است چارهای جز ماندن در دریا نداشته باشند، که عملا به مخازن شناور تبدیل میشوند و این بشکهها را برای هفتهها از بازار دور نگه میدارند.
بازار که بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ را تحمل کرده است، ممکن است به زودی با مشکل متضادی روبهرو شود.
در واقع، به نظر میرسد سرمایهگذاران در حال قیمتگذاری روی یک عرضه اندک کوتاهمدت هستند. هفته گذشته، معاملات آتی نفت برنت در ماه اوت کمتر از قرارداد سپتامبر معامله شد و برای اولین بار از زمان شروع جنگ در ۲۸ فوریه، وارد یک ساختار بازار به نام کانتانگو شد.
این وضعیت میتواند تا چند هفته ادامه یابد، زیرا نفت انباشته شده در خلیج فارس به تدریج تخلیه میشود. اما بعید است که دوام بیاورد.
پس از عادی شدن جریان، بازار به حجم عظیمی از نفت خام نیاز خواهد داشت تا هم تقاضای رو به بهبود در آسیا را برآورده کند و هم ذخایر جهانی را که در طول درگیری کاهش یافته بود، دوباره پر کند.
آیا این بدان معناست که عرضه و تقاضا به راحتی به تعادل بازخواهند گشت؟ احتمالا نه.
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، در حالی که پیشبینی میشود عرضه جهانی در سال ۲۰۲۶، ۳.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یابد، انتظار میرود در سال ۲۰۲۷ حدود ۸ میلیون بشکه در روز افزایش یابد و به تقریبا ۱۱۰.۳ میلیون بشکه در روز برسد.
در مقابل، انتظار میرود تقاضا بسیار ملایمتر بهبود یابد و سال آینده مازاد بالقوه تقریبا ۵ میلیون بشکه در روز ایجاد کند.
با توجه به محدودیتهای فیزیکی زنجیره تامین نفت، این سناریو ممکن است اتفاق نیفتد، اما مقیاس عدم تطابق احتمالی عرضه و تقاضا نشان میدهد که بازار با مسیری بسیار ناهموار روبهرو است.
خطرات پایدار
در حالی که صادرات اکنون ممکن است در حال افزایش باشد، نگرانیها در مورد آینده تنگه هرمز از قبل دوباره در حال ظهور است.
طبق توافق موقت ایالات متحده و ایران، قرار است عبور و مرور از طریق این آبراه به مدت ۶۰ روز بدون مانع و رایگان باشد، در حالی که تهران در مورد یک چارچوب بلندمدت برای مدیریت ترافیک با عمان مذاکره میکند. این توافق موقت، فضای زیادی برای عدم قطعیت باقی میگذارد.
یادآوری جدی در روزهای اخیر رخ داد، زمانی که نیروهای ایرانی روز پنجشنبه به یک کشتی باری تایوانی که در حال عبور از تنگه بود، شلیک کردند و باعث دور جدیدی از حملات تلافیجویانه با ایالات متحده شدند. این حوادث بیشتر یک سیگنال به نظر میرسید تا تشدید تنش: تهران قصد دارد از طریق اداره تازه تاسیس تنگه خلیج فارس، اقتدار خود را اعمال کند.
اگرچه ترافیک پس از این حادثه به سرعت از سر گرفته شد، اما بسیاری از مالکان و اجارهکنندگان کشتی احتمالا همچنان در مورد ارسال مجدد کشتیها به خلیج فارس محتاط خواهند بود.
این احتیاط در حال حاضر در جریانها خود را نشان میدهد. طبق دادههای LSEG، به ازای هر چهار نفتکشی که هفته گذشته منطقه را ترک کردند، فقط یک نفتکش وارد شد که بسیار پایینتر از سطح قبل از جنگ است.
به نظر میرسد بازارها نگرانیها در مورد خطرات سیاسی، مشکلات لجستیکی یا تغییرات پایدار در منطقه را نادیده میگیرند.
اما پس از ماهها اختلال شدید، بعید است که مسیر بازگشت به تعادل هموار باشد. این نشان میدهد که خوشبینی امروز بازار ممکن است بیش از حد باشد.