مرز باریک «باور» و «خرافه» / چگونه خرافه را تشخیص دهیم؟

بخشی از سلامت روان به کیفیت باورهایی بستگی دارد که مسیر زندگی انسان را تعیین می‌کنند. در هفته سلامت، بازخوانی تفاوت میان «باورهای سازنده» و «خرافه‌های آسیب‌رسان» از دیدگاه محققان فرهنگ عامه، دریچه‌ای نو به سوی جامعه‌ای سالم‌تر می‌گشاید.

خبر را برای من بخوان

به گزارش سایت طلا، ذهن انسان همواره در پی یافتن معنا برای پدیده‌های اطراف است. در این میان، «باورها» همان فیلترهایی هستند که دریافت‌ها و برداشت‌های ما از دنیا را شکل می‌دهند. اما چالش بزرگ زمانی آغاز می‌شود که مرز میان یک باور عقلانی و یک خرافه موهوم، در ذهن فرد کمرنگ شود؛ مرزی که شکستن آن می‌تواند ریشه سلامت روان را با تیشه‌ی ترس و اضطراب بزند.

استاد دانشگاه فرهنگیان و محقق فرهنگ عامه در خراسان‌جنوبی، با اشاره به نقش باورها در زندگی گفت:باورها دستورالعمل‌هایی شفاهی و روایی هستند که به مغز فرمان می‌دهند چگونه رفتار کند. کسانی که باور اصیلی ندارند، اغلب در زندگی احساس عجز و ناتوانی می‌کنند.

دکتر حسین زنگویی افزود: باورهایی که بر آموزه‌های الهی، عقلانیت و تجارب بشری استوارند، نه‌تنها هویت‌بخش هستند، بلکه بُنمایه‌های وحدت، نظم و امنیت عمومی را فراهم می‌آورند.

وی اظهار کرد: در واقع، یک باور درست، با ایجاد روابط منطقی میان علت و معلول، به فرد کمک می‌کند تا در مواجهه با مشکلات، واکنشی سنجیده داشته باشد و از سلامت روان خود محافظت کند.

این پژوهشگر فرهنگ عامه همچنین به پدیده «خرافه» اشاره کرد و گفت: واژه‌ خرافه در ریشه‌شناسی تاریخی به سخنان مردی دروغ‌زن از قبیله «عُذره» بازمی‌گردد و امروزه به هر عقیده نامعقولی گفته می‌شود که فاقد پشتوانه علمی و دینی است.

دکتر زنگویی با استناد به منابع پژوهشی اظهار کرد: پیدایش خرافات معلول ترس بشر از پدیده‌های ناشناخته طبیعت مثل سیل، زلزله و بیماری‌هاست لذا انسان برای تسکین موقت بهت و حیرت خود، اوهام و خیالات را جانشین واقعیات می‌کند.

وی تاکید کرد: خرافه، نوعی «وحشت غیرمنطقی» است لذا وقتی فرد پدیده‌های نامربوط را به هم گره می‌زند (مثلاً نحسی یک عدد یا یک اتفاق تصادفی)، در واقع زنجیره‌ای از استرس‌های کاذب را برای خود می‌سازد لذا این پیوندهای بی‌پایه، فرد را در کنترل «نیروهای مرموز و خیالی» قرار می‌دهد و قدرت اختیار و برنامه‌ریزی عقلانی را از او سلب می‌کند که نتیجه‌ی مستقیم آن، تضعیف سلامت روان است.

تفاوت در کارکرد؛ چرا باید مرزها را شناخت؟

وی با تاکید بر اینکه خرافه و باور، مرزهای مشترکی دارند ادامه داد: گاهی گروهی یک باور را منطقی می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را خرافه می‌شمارند، اما ملاک اصلی برای حفظ سلامت ذهن، انطباق با «عقل، علم و دین» است.

زنگویی گفت:باورها موضوعاتی انتزاعی نیستند؛ آن‌ها با احساسات خودآگاه و ناخودآگاه ما درهم‌تنیده‌اند لذا اگر فردی در باورهای خود دچار چالش و تردید شود، احساس خطر می‌کند،بنابراین، پالایش باورها از پیرایه‌های خرافی، به معنای تقویت دیوارهای دفاعی روان انسان است.

وی یادآورشد: خرافه، اگرچه از نظر ظاهری ممکن است گاهی «خوش‌نمک یا سرگرم‌کننده» به نظر برسد، اما در باطن، جریانی سفسطه‌آمیز است که اندیشه آدمی را به بن‌بست جهل و ترس می‌کشاند.

این محقق فرهنگ عامه تاکید کرد: در هفته سلامت، ضروری است که فعالان فرهنگی و کارشناسان بهداشت، با ارتقای سطح آگاهی مردم، به آن‌ها کمک کنند تا باورهای خود را از فیلتر عقلانیت عبور دهند زیرا جامعه‌ای که بر اساس «تجارب آزموده پیشینیان» و «منطق استوار» زندگی می‌کند، کمتر در دام اضطراب‌های ناشی از خرافات می‌افتد و مسیر رشد و آرامش را با اطمینان بیشتری طی می‌کند.

برچسب ها :