پشتپرده دیدار ترامپ و شی
با وجود سفر تاریخی «دونالد ترامپ» به پکن، رقابت راهبردی بر سر فناوری، انرژی و تایوان همچنان تعیینکننده آینده روابط دو اقتصاد بزرگ جهان است.
به گزارش سایت طلا، دیدار دو روزه دونالد ترامپ و شی جینپینگ در پکن اگرچه از بروز تنشهای فوری میان دو اقتصاد بزرگ جهان جلوگیری کرد، اما همزمان نشان داد رقابت راهبردی آمریکا و چین در حوزههایی مانند فناوری، انرژی و امنیت منطقهای وارد مرحلهای تازه و پیچیدهتر شده است.
چرا این دیدار مهم بود؟
سفر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، به پکن در روزهای ۱۴ و ۱۵ مه ۲۰۲۶، در زمانی انجام شد که روابط دو قدرت اقتصادی جهان در یکی از حساسترین مقاطع خود طی سالهای اخیر قرار داشت. این دیدار که ابتدا قرار بود زودتر برگزار شود، به دلیل تشدید بحران در خاورمیانه و جنگ ایران بیش از یک ماه به تعویق افتاد؛ عاملی که خود نشاندهنده پیوند فزاینده مسائل ژئوپلیتیک با روابط اقتصادی واشنگتن و پکن است.
در واقع این نشست تنها درباره اختلافات تجاری نبود. دستور کار گفتوگوها مجموعهای از موضوعات راهبردی را در بر میگرفت؛ از رقابت شدید فناوری در حوزه نیمههادیها و هوش مصنوعی تا پیامدهای جنگ ایران بر بازار جهانی انرژی، اختلافات مزمن تجاری و تعرفهای و تنشهای سیاسی پیرامون تایوان.
همین همزمانی چند بحران باعث شد بسیاری از تحلیلگران این دیدار را تلاشی برای «بازتنظیم مدیریت رقابت» میان دو کشور بدانند؛ تلاشی که هدف آن جلوگیری از سرایت اختلافات ژئوپلیتیک به یک جنگ اقتصادی تمامعیار است. پایان نشست نیز با اعلام برنامه دیدار بعدی در ۲۴ سپتامبر در ایالات متحده همراه شد؛ نشانهای که حاکی از تمایل دو طرف برای حفظ کانالهای گفتوگو و ادامه مذاکرات در ماههای آینده است.
در این دیدار سران پکن سه پیام اصلی را به جهان مخابره کردند:
۱. تایوان خط قرمز است، اما گفتوگو قطع نمیشود
یکی از حساسترین موضوعاتی که در ابتدای گفتوگوها مورد توجه رسانهها قرار گرفت، مسئله تایوان بود. رسانههای رسمی چین گزارش دادند که شی جینپینگ در جریان مذاکرات به صراحت هشدار داده است که هرگونه مدیریت نادرست یا مداخله خارجی در موضوع تایوان میتواند روابط میان واشنگتن و پکن را «در معرض خطر جدی» قرار دهد.
تایوان برای دولت چین نه تنها یک مسئله ژئوپلیتیک، بلکه بخشی از حاکمیت ملی محسوب میشود. در مقابل، ایالات متحده طی دهههای گذشته سیاست «ابهام راهبردی» را در قبال این جزیره دنبال کرده و ضمن به رسمیت شناختن اصل «چین واحد»، همچنان روابط نظامی و تسلیحاتی با تایوان را حفظ کرده است.
با وجود این اختلاف بنیادی، نکته قابل توجه آن بود که هیچیک از دو طرف پس از این دیدار از تشدید مواضع خود سخن نگفتند. تحلیلگران معتقدند همین موضوع نشان میدهد دو کشور در تلاشاند رقابت ژئوپلیتیک خود را در سطحی کنترلشده نگه دارند تا از تبدیل آن به یک بحران نظامی یا اقتصادی گسترده جلوگیری شود.
اهمیت موضوع تایوان تنها به سیاست محدود نمیشود. این جزیره یکی از مهمترین مراکز تولید نیمههادیهای پیشرفته در جهان است. شرکتهایی مانند TSMC بخش بزرگی از تراشههای پیشرفته مورد استفاده در صنایع الکترونیک، خودرو و هوش مصنوعی را تولید میکنند. طبق برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، بیش از ۶۰ درصد ظرفیت تولید تراشههای پیشرفته جهان در تایوان متمرکز است. هرگونه بحران در این منطقه میتواند زنجیره تأمین جهانی فناوری را به شدت مختل کند.
۲. آتشبس تجاری؛ تمدید نانوشته یک توافق شکننده
دومین پیام مهم دیدار پکن به حوزه تجارت مربوط میشود؛ جایی که واشنگتن و پکن طی سالهای اخیر بارها درگیر جنگ تعرفهای و محدودیتهای اقتصادی بودهاند. در اکتبر ۲۰۲۵، پس از ماهها تنش و افزایش تعرفهها، دو کشور به یک آتشبس تجاری یکساله دست یافتند که شامل کاهش برخی تعرفهها و تعدیل محدودیتهای صادراتی بهویژه در حوزه عناصر نادر خاکی بود.
این عناصر که در تولید تجهیزات الکترونیکی، باتریها و فناوریهای پیشرفته کاربرد گسترده دارند، یکی از ابزارهای مهم فشار اقتصادی چین محسوب میشوند؛ زیرا بخش بزرگی از تولید جهانی آنها در این کشور انجام میشود.
طبق دادههای دفتر نمایندگی تجاری آمریکا (USTR)، حجم تجارت کالایی میان دو کشور در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۷۵ میلیارد دلار بوده است. با این حال، کسری تجاری آمریکا با چین همچنان در سطحی بالا باقی مانده و به بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار رسیده است. این عدم توازن یکی از دلایل اصلی فشارهای تعرفهای واشنگتن در سالهای اخیر بوده است.
در جریان دیدار پکن، شی جینپینگ از توافق دو کشور برای ایجاد «ثبات راهبردی سازنده» در روابط اقتصادی طی سه سال آینده سخن گفت. بسیاری از تحلیلگران این عبارت را تلاش پکن برای تبدیل رویکرد کوتاهمدت و معاملاتی دولت ترامپ به یک چارچوب پایدارتر در روابط اقتصادی میدانند؛ چارچوبی که حتی ممکن است به عنوان مبنای تعامل دولتهای آینده آمریکا با چین نیز مورد استفاده قرار گیرد.
دعوت ترامپ از شی جینپینگ برای سفر به آمریکا در سپتامبر نیز از نظر بسیاری از ناظران نشانهای است که دو کشور قصد دارند پیش از پایان رسمی آتشبس تجاری، مذاکرات جدیدی را برای جلوگیری از بازگشت جنگ تعرفهای آغاز کنند.
3. برندگان اقتصادی؛ از بوئینگ تا انویدیا
یکی از ملموسترین نتایج اقتصادی این دیدار، سیگنالهای مثبت برای شرکتهای بزرگ آمریکایی بود که در بازار چین فعالیت میکنند. دونالد ترامپ در گفتوگویی اعلام کرد که چین قصد دارد حدود ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ خریداری کند. اگرچه این رقم کمتر از برخی پیشبینیهای اولیه بازار است که از احتمال سفارش ۵۰۰ هواپیما سخن میگفتند، اما همچنان میتواند یک قرارداد مهم برای صنعت هوافضای آمریکا محسوب شود.
چین در حال حاضر یکی از سریعترین بازارهای در حال رشد برای صنعت هوانوردی است. طبق گزارش «چشمانداز بازار بوئینگ»، این کشور طی دو دهه آینده به بیش از ۸۵۰۰ هواپیمای جدید نیاز خواهد داشت؛ رشدی که ناشی از افزایش تقاضای سفرهای داخلی و بینالمللی و گسترش طبقه متوسط در این کشور است.
در حوزه فناوری نیز نشانههایی از کاهش نسبی محدودیتها دیده شد. گزارشها حاکی از آن است که دولت آمریکا به شرکت انویدیا اجازه داده برخی از تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی از جمله مدل H200 را به شرکتهای بزرگ چینی عرضه کند. این تصمیم در حالی مطرح شده که در سالهای اخیر واشنگتن محدودیتهای سختگیرانهای برای صادرات تراشههای پیشرفته به چین اعمال کرده بود تا از پیشرفت سریع این کشور در حوزه هوش مصنوعی جلوگیری کند.
حضور مدیران ارشد شرکتهایی مانند اپل، تسلا، بوئینگ و انویدیا در هیأت همراه رئیسجمهور آمریکا نیز نشاندهنده تلاش دولت واشنگتن برای هماهنگی بیشتر با بخش خصوصی در مدیریت رقابت اقتصادی با چین بود.
انرژی؛ کارت پنهان مذاکرات
در کنار تجارت و فناوری، موضوع انرژی نیز یکی از محورهای مهم گفتوگوها بود. ترامپ اعلام کرد چین با خرید نفت از آمریکا موافقت کرده و همچنین میتواند در مذاکرات مربوط به ایران نقش سازندهتری ایفا کند.
چین در حال حاضر بزرگترین واردکننده نفت جهان محسوب میشود. بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، واردات نفت این کشور در سالهای اخیر به طور متوسط بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز بوده است. همین مسئله باعث میشود هر تغییر در الگوی خرید نفت چین تأثیر قابل توجهی بر بازار جهانی انرژی داشته باشد.
در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه و نگرانی درباره امنیت مسیرهای انرژی افزایش یافته، همکاری احتمالی میان واشنگتن و پکن در حوزه انرژی میتواند نقش مهمی در تثبیت بازار نفت ایفا کند.
تصویر بزرگتر؛ اقتصاد جهانی چه میبیند؟
پیامدهای این دیدار تنها به روابط دوجانبه محدود نمیشود. ایالات متحده و چین در مجموع حدود ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهند و هرگونه تنش میان آنها میتواند بر رشد اقتصادی جهانی تأثیر بگذارد.
بر اساس پیشبینی صندوق بینالمللی پول (IMF)، اقتصاد چین در سال ۲۰۲۶ احتمالاً حدود ۴٫۵ درصد رشد خواهد کرد، در حالی که رشد اقتصادی آمریکا حدود ۲ درصد برآورد شده است. این اختلاف نرخ رشد نشان میدهد که چین همچنان یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند.
بانک جهانی نیز در گزارش چشمانداز اقتصادی خود تأکید کرده است که طی دهه گذشته حدود ۳۰ درصد رشد اقتصادی جهان توسط اقتصاد چین ایجاد شده است. به همین دلیل، ثبات روابط اقتصادی میان واشنگتن و پکن برای بسیاری از کشورها و بازارهای نوظهور اهمیت حیاتی دارد.
آنچه که در این دیدار بیان نشد
با وجود فضای مثبت مذاکرات، هنوز بسیاری از جزئیات مبهم باقی مانده است. هیچ توافق رسمی و مکتوبی درباره تجارت، فناوری یا انرژی منتشر نشده و حتی جزئیات سفارش هواپیما یا خرید نفت نیز به طور رسمی اعلام نشده است.
همچنین درباره کاهش یا لغو محدودیتهای صادرات فناوری از سوی آمریکا اطلاعیه رسمی منتشر نشده است. این مسئله نشان میدهد که بسیاری از توافقهای احتمالی هنوز در مرحله مذاکره یا بررسی قرار دارند و ممکن است در دیدارهای آینده مشخص شوند.
دیدار ترامپ و شی جینپینگ در پکن را نمیتوان یک نقطه عطف تاریخی در روابط دو کشور دانست، اما بدون تردید این نشست توانست از تشدید تنشها در کوتاهمدت جلوگیری کند و فضای گفتوگو را حفظ کند.
با این حال آنچه از این نشست برمیآید این است که روابط آمریکا و چین وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که در آن رقابت اقتصادی و فناوری ادامه دارد، اما هر دو طرف تلاش میکنند از تبدیل این رقابت به یک رویارویی پرهزینه جلوگیری کنند.
در چنین شرایطی، آینده اقتصاد جهانی تا حد زیادی به این بستگی خواهد داشت که واشنگتن و پکن تا چه اندازه میتوانند میان رقابت راهبردی و همکاری اقتصادی تعادل برقرار کنند. زیرا در جهانی که زنجیرههای تأمین، بازارهای مالی و فناوری به شدت به یکدیگر وابستهاند، هرگونه شکاف عمیق میان این دو قدرت میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای آنها داشته باشد.