تنگه بستهتر شد/ یک دردسر تازه برای جهان
واکنش ایران به زیادهگوییهای ترامپ در مورد تنگه هرمز قاطعانه بود؛ وضع هرمز به قبل برنمیگردد و اعمال مدیریت در پهنه جنوبی سنگینتر شد.
واکنش ایران به زیادهگوییهای ترامپ در مورد تنگه هرمز قاطعانه بود؛ وضع هرمز به قبل برنمیگردد و اعمال مدیریت در پهنه جنوبی سنگینتر شد.
فرهیختگان نوشت:بامداد دوشنبه ۱۴ اردیبهشت، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا پستی طولانی منتشر کرد و مدعی «آغاز آزادسازی کشتیها از خلیجفارس» از صبح روز دوشنبه به وقت آمریکا شد: «به این کشورها گفتهایم که کشتیهایشان را بهطور ایمن از این آبراههای محدود هدایت خواهیم کرد تا بتوانند آزادانه و بهخوبی به کار خود ادامه دهند.» ایران چند ساعت بعد از این تصمیم یکطرفه ترامپ، صراحتاً عبور و مرور کشتیها از تنگههرمز را رد کرد و هشدار داد که هرگونه تردد باید با هماهنگی ایران باشد. قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا (ص) نیز هشدار داد که هر نیروی مسلح بیگانه بهخصوص ارتش متجاوز آمریکا، چنانچه قصد نزدیک شدن و ورود به تنگههرمز را داشته باشند مورد تهاجم قرار خواهند گرفت.
با این حال از زمان آغاز عملیات ادعایی ترامپ، گزارشهای خبری حکایت از افزایش تنشها در منطقه خلیجفارس دارد. در همین رابطه ارتش ایران اعلام کرد ناوشکنهای آمریکایی، با خاموش کردن رادارهای خود در دریای عمان، قصد نزدیک شدن به تنگههرمز را داشتند که بلافاصله با اخطار رادیویی نیروی دریایی ارتش ایران متوجه «مخاطرات نقض آتشبس» شدند. با این حال پس از بیتوجهی ناوشکنهای آمریکایی-صهیونی به اخطار اولیه، نیروی دریایی ارتش با شلیک تیرِ اخطار موشکهای کروز، راکت و پهپادهای رزمی در حوالی شناورهای دشمن، آنها را به عقب راند.
وضعیت هرمز
وقایع جاری در آبهای جنوبی ایران چندان قابل پیشبینی نیست. از یک سو ترامپ به صورت مداوم مواضعش را تغییر میدهد و از سوی دیگر متحدان عربی آمریکا نیز درگیر تغییر و تحول در مناسبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود هستند. علاوهبر همه اینها، ایران نیز حالا به بازیگری غیرقابل پیشبینی بدل شده است. تا پیش از این، حرکات ایران برای طرف آمریکایی تا حدودی قابل رصد بود؛ اما حالا با وجود ترور رهبر انقلاب و بخشی از فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی، نهتنها اختلالی در پروسه تصمیمگیری تا اجرای تصمیمات ایجاد نشده، بلکه زیر سایه تهدیدات احتمالی، این فرایند بهشکلی غیرقابل انتظار برای طرف آمریکایی در حال حرکت است. با این حال، نشانههای ثابتی در آبهای مواج خلیجفارس و دریای عمان وجود دارند که شناسایی آنها میتواند مقدمهای برای درک تحولات جاری و آتی باشد.
۱- کماکان شکست آمریکا در مذاکره
اولین نکته درباره پست طولانی ترامپ چند ساعت پیش از آغاز عملیات ادعایی است. او در این پست مدعی شده است که کشورهایی از سراسر جهان که دخالتی در جنگ خاورمیانه ندارند، از آمریکا درخواست کردهاند که به آزادسازی کشتیهایشان که در خلیجفارس گرفتار شدهاند، کمک کند. رئیسجمهور آمریکا در این پیام با لحنی ملتمسانه توضیح داده است که این کشتیها صرفاً «ناظران بیطرف و بیگناه» هستند و در ادامه پیامش، این موضوع را تکرار هم کرده است: «بسیاری از این کشتیها مواد غذایی و سایر نیازهای لازم برای خدمههای بزرگ برای ماندن سالم و بهداشتی روی عرشه را به پایان رساندهاند.»
ترامپ در ادامه مدعیشده به این کشورها گفته که کشتیهایشان را به طور «ایمن» از این آبراههای محدود هدایت خواهد کرد تا بتوانند «آزادانه و بهخوبی» به کار خود ادامه دهند: «ما تمام تلاش خود را برای خروج ایمن کشتیها و خدمهشان از تنگه به کار خواهیم گرفت. در همه موارد، آنها گفتهاند تا زمانی که منطقه برای ناوبری و سایر امور ایمن نشود، بازنخواهند گشت.» او در پایان تهدید کرده که اگر به هر نحوی این «فرایند انساندوستانه» مختل شود، باید با قاطعیت با آن برخورد شود.
میشود این پست طولانی ترامپ را در یک جمله کوتاه خلاصه کرد که او در مذاکره با ایران شکست خورده و دنبال بهانه برای تشدید تنش است. ایالات متحده آمریکا پیش از این نیز چندبار در میانه مذاکرات با ایران، عملاً دیپلماسی را زیر پا گذاشته و یا توافقات را نادیده گرفته بود و یا به ایران حملهور شده بود. حالا هم ماجرا از همین قرار است. او که دیده در حمله نظامی اول به جایی نرسید و در مذاکره هم چیزی دستش را نگرفت و محاصره ایران هم کارساز نبود، حالا دنبال بهانه جدیدی برای گزینه در دسترس یعنی درگیری نظامی با ایران است تا شاید ایرانی که در ذهنش رهبر و ارتش و موشک و انسجام ملی ندارد، تسلیم شود.
۲- تنگهای که هرروز مهمتر میشود
دومین پیام این عملیات اصطلاحاً آزادسازی، حول اهمیت تنگه هرمز است. این آبراهه فوقراهبردی و مهم پیش از یورش آمریکا علیه ایران کاملاً باز بود. این موضوع حتی طی سالیان مختلف بهعنوان یکی از سناریوهای واکنشی ایران نسبت به تهدیدات خارجی قلمداد میشد؛ اما تهران تا جنگ رمضان، هیچ سیگنالی مبنیبر انسداد این آبراهه راهبردی ارسال نکرده بود؛ حتی در جنگ دوازده روزه. در نهایت طبق محاسبات ایران و هشدارهای از پیش صادر شده، این تنگه در اسفندماه سال گذشته (۱۴۰۴) تحت کنترل نیروهای مسلح ایران درآمد. با تسلط ایران بر این تنگه و ممنوعیت عبور و مرور شناورهای متخاصم، حجم بیسابقهای از نفت پشت تنگههرمز انبار شد و علاوهبر آن، صادرات کالاهای دیگری از جمله کود شیمیایی که اثر مستقیمی بر خوراک اروپا دارد، متوقف شد و صدای اروپاییها را درآورد.
با ادامه این روند و تشدید شکایتها از انسداد تنگه، بازیگران مختلف بینالمللی دست به دامان ایران شدند تا مجوز عبور به کشتیهایشان داده شود؛ اما محاصره دریایی ترامپ، ایران را نسبت به محدودیتهای تنگه بسیار سختگیرتر کرد. موضع تهران مشخص بود: «محاصره نظامی باید رفع شود تا ایران پای میز مذاکره بیاید و درباره بازگشایی مشروط تنگه رایزنی شود.» اما آمریکاییها محاصره را ادامه دادند و مدعی بودند که بهزودی چاههای نفت ایران پر شده و منفجر خواهد شد و اقتصاد ایران فروخواهد پاشید. این پیشبینی هم مثل خیلی از موارد دیگر بهوقوع نپیوست و در نهایت موضوع آزادسازی یکطرفه کشتیها مطرح شد.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ شناوری از آمریکا نتوانسته برای اسکورت کشتیهای گرفتار شده در خلیجفارس وارد این خلیج شود؛ اما تمام تلاشهای مدعیان قدرت نظامی هژمونیک برای بازگشایی تنگه ناکام مانده و این فقط نشانهای از یک موضوع است؛ گرفتن اهرم مهم و بازدارنده تنگه هرمز از ایران بهمنظور تحمیل شروط خود پای میز مذاکره.
۳- هر حرکت آمریکا یک دردسر برای جهان از حالا فجیره را هم ندارید!
بر اساس آخرین تصمیمات، سپاه پاسداران چتر امنیتی خود بر تنگه هرمز را به شکل بیسابقهای گسترش داده است. این تغییر در نقشه عملیاتی به این معناست که علاوه بر خط ساحلی عمان در جنوب تنگه، تمام خط ساحلی شرقی امارات و از همه مهمتر، ترمینال نفتی فجیره در منطقه ممنوعه شرقی قرار گرفتهاند.
اهمیت این موضوع در اینجاست که پایانه فجیره و خط لوله «حبشان-فجیره» دقیقاً برای انتقال نفت از غرب به شرق و با هدف دور زدن تنگه هرمز طراحی شده بودند تا در مواقع بحرانی، جریان انرژی قطع نشود؛ اما اکنون با ورود این منطقه به محدوده ممنوعه، هیچ شناور و نفتکشی حق نزدیک شدن به این بندر و پایانه نفتی را ندارد.
این حرکت عملاً به معنای قطع کامل صادرات نفت از فجیره و محاصره دریایی تمامی بنادر امارات متحده عربی در هر دو سوی شرق و غرب تنگه هرمز است. در واقع، تلاش بیفایده آمریکا برای به چالش کشیدن اقتدار ایران در این آبراهه، نهتنها به بازگشایی آن کمک نکرده، بلکه منجر به بستن مسیرهای جایگزین و تشدید بحران جهانی انرژی شده است. این نشان میدهد که اهرمهای بازدارنده ایران فراتر از خود جغرافیای تنگه هرمز گسترش یافته و هرگونه ماجراجویی جدید میتواند خطرها و محدودیتهای بیشتری برای کشورهای منطقه و جهان داشته باشد. در همین رابطه، عصر روز گذشته وزارت دفاع امارات هشدار حمله موشکی صادر کرد و از ساکنانش خواست به نقاط امن بروند.
۴- قمار ترامپ برای سفر به پکن
ماجراجویی جدید ترامپ در خلیجفارس اثر مستقیمی بر سفر مهم او به چین دارد. به این معنا که اگر در این عملیات هم شکست بخورد، دست بسیار کوتاهتری از شیجین پینگ، رهبر چین خواهد داشت. بنابراین، کسب حداقلیترین پیروزی و دستاوردسازی حاصل از آن، برای دولت آمریکا در چین اهمیت ویژهای دارد.
این موضوع زمانی حساستر میشود که بدانیم ترامپ پیش از این یکبار سفر خود به پکن را به دلیل درگیری با ایران به تعویق انداخته است و اکنون کاخسفید تأکید دارد که این سفر تحت هیچ شرایطی نباید دوباره به تأخیر بیفتد. ترامپ به دنبال آن است که با موضعی قدرتمند و از جایگاه یک پیروز وارد مذاکره با شیجین پینگ شود، نه بهعنوان رئیسجمهوری که درگیر یک جنگ فرسایشی و حلنشده است که بازارهای جهانی را ملتهب کرده و منابع نظامی آمریکا را به تحلیل برده است.
در واقع، تمرکز اصلی این دیدار که در ابتدا قرار بود بر مسائل تجاری و تعرفهها باشد، اکنون کاملاً تحتالشعاع بحران ایران قرار گرفته است. اگر عملیاتهای اخیر آمریکا در خلیجفارس برای بازگشایی تنگههرمز با شکست مواجه شود، ترامپ ناچار خواهد بود برای تثبیت قیمت جهانی انرژی و مهار تنشها، دست به دامان نفوذ چین بر ایران شود.
آزادسازی کشتیها بهانه است بهدنبال پنجره خروج میگردد
در یک نگاه اساسی، اگرچه ایران همچنان کارتهای رونکرده دیگری نیز دارد، اما درحالحاضر تنگه هرمز اصلیترین اهرم فشار و کارت برنده ایران در مقابل زیادهخواهیهای آمریکاست. موضع ایران در هرگونه گفتوگو و مذاکرهای کاملاً روشن و همان حرف قبلی است؛ پایان قطعی جنگ و بستن همیشگی پرونده هستهای. اینها خط قرمزهایی هستند که بدون دستیابی به آنها، دلیلی برای بازکردن تنگه وجود ندارد.
این کارت، ابزاری نیست که بتوان بهسادگی از دستش داد. وقتی ترامپ با ادبیات «آزادسازی کشتیها» و ژستهای انساندوستانه سعی میکند مسیر را باز کند، در واقع به دنبال بهانهای برای فرار از بنبستی است که خودش ساخته است. او که در جبهه نظامی و محاصره اقتصادی به نتیجه نرسیده، حالا میخواهد با دستاوردسازی کاذب، با موضعی قدرتمند به سفر چین برود. اما واکنشهای قاطع در داخل و بهویژه شلیک بهسمت ناوهای آمریکایی روند تولید این تصویر را با چالش روبهرو کرده است.
ایستادن پای این دارایی راهبردی قطعاً هزینه دارد و تنشهای فعلی، مسیر طبیعی و گریزناپذیر این مبارزه است. وقتی حتی مسیرهای جایگزینی مثل فجیره هم زیر نفوذ و کنترل ایران قرار میگیرد، یعنی آمریکا باید بفهمد که هر حرکتش تنها دردسرهای جدیدی برای خودش و جهان درست میکند. تنگه هرمز گروگان کسی نیست، بلکه ضمانت ماست و تا زمانی که محاصره نظامی برداشته نشود و شروط ایران پذیرفته نشود، این اهرم بازدارنده با قدرت در دست ایران باقی خواهد ماند. اگر قرار است هزینهای داده شود، ایران آمادگی آن را دارد تا به قیمت حفظ حاکمیت و پایان دادن به این جنگهای تحمیلی، پای این کارت بازی بایستد.