خط راه آهن ایران-افغانستان هدف جدید آمریکا؟ / پشت پرده تحریم بابک زنجانی
با اوجگیری گمانهزنیها درباره محاصره دریایی ایران، نگاهها از تنگه هرمز به مسیرهای جایگزین چرخیده است؛ جایی که رشد کمسابقه تجارت ریلی ایران–افغانستان، این خط را به نقطهای حساس در معادله جدید فشار آمریکا تبدیل کرده است.
با اوجگیری گمانهزنیها درباره محاصره دریایی ایران، نگاهها از تنگه هرمز به مسیرهای جایگزین چرخیده است؛ جایی که رشد کمسابقه تجارت ریلی ایران–افغانستان، این خط را به نقطهای حساس در معادله جدید فشار آمریکا تبدیل کرده است.
همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره «محاصره دریایی» ایران در تنگه هرمز و دریای عمان، یک پرسش تازه روی میز آمده است که اگر مسیر دریا سخت شود، آیا آمریکا سراغ گلوگاههای جایگزین میرود؟ در این میان، جهش ناگهانی تبادل کالا در مسیر ریلی ایران–افغانستان و همزمانیِ آن با بازگشت نام بابک زنجانی به فهرست تحریمها، این خط را به یک نقطه حساس در بازی فشار تبدیل کرده است.
زمزمههایی از محاصره دریایی ایران همزمان با حضور ناوگان نظامی ایالات متحده آمریکا در نزدیکی خلیج فارس و دریای عرب مطرح شده است. این موضوع تاکنون به طور رسمی از سوی مقامات آمریکایی بیان نشده، اما برخی رسانهها در حال تشریح سناریوهای آن هستند.
یورو نیوز در گزارشی نوشته است: «پیش از آنکه شلیکی صورت گیرد، ناوهای جنگی میتوانند رگهای حیاتی ایران را در تنگه هرمز و دریای عمان ببندند.» و بعد پرسش کلیدی را وسط میکشد که اگر ایران نتواند نفت صادر کند و از آن حیاتیتر، نتواند کالا وارد کند، چه اتفاقی میافتد؟
فارغ از اینکه یورو نیوز در گزارش خود دنبال ترسیم فضای سیاه است، همین روایتها یک کارکرد روشن دارند و آن فشار روانی و سیاسی، قبل از فشار عملی است.
پاسخ داخلی؛ آمادهسازی قبل از تشدید فشار
در برابر همین احتمالها، گفته میشود تدابیری از قبل دیده شده است. دولت در مصوبهای اجازه واردات کالاهای اساسی با راهبری استانداریهای شهرهای مرزی را داده؛ بدون انتقال ارز و بدون در نظر گرفتن محدودیتهای تجاری.
همزمان، بنادر شمالی هم پیشفعالتر شدهاند تا ظرفیت ذخایر کالاهای اساسی بالا برود. امروز دیگر بندر شهید رجایی تنها «شاهراه» ورود کالاهای وارداتی کشور نیست.
مسیر جایگزین؛ وقتی ریل تبدیل به مفر میشود
اما یک مسیر هنوز برای صادرات و واردات نقش «راه نفس» را بازی میکند و آن مسیر ریلی است.
یکی از مهمترین مسیرهای دو سال گذشته، خط ریلی ایران–افغانستان است؛ مسیری که با منطق بلندپروازانه «اتصال ریلی ایران به چین» احیا شد و حالا در انتقال مشتقات نفتی ایران به افغانستان نقش پررنگ دارد.
اینجاست که اگر سناریوی آمریکا «ممانعت از صادرات انرژی» باشد، این مسیر ریلی هم ناخواسته وارد دایره هدفگذاری میشود. البته این امر نه لزوماً با اعلام رسمی، بلکه با فشارهای غیرمستقیم، تحریمی و لجستیکی خواهد بود.
عددی که معنا دارد؛ جهش ۵۰ برابری تبادل کالا
بر اساس آخرین آماری که از سوی راهآهن جمهوری اسلامی ایران مطرح شده، میزان تبادل کالا در این مسیر به ۴۰۰ هزار تن در ۸ ماه سال جاری رسیده است. عدد زمانی جدی میشود که کنارِ عدد سال قبل گذاشته شود، یعنی ۱۵ هزار تن در مدت مشابه.
این اتفاق به معنای این است که تجارت در این مسیر، در کمتر از یک سال، بیش از ۵۰ برابر شده است؛ و داستان همینجا تمام نمیشود؛ گفته شده تا چند روز دیگر خط روزنک–رباط پریان در داخل افغانستان افتتاح خواهد شد؛ گامی که در روایت رسمی، به تحقق اتصال قطارهای ایرانی به سینکیانگ چین گره خورده است.
همزمانی معنادار؛ تحریم بابک زنجانی دوباره روی خط
در همین روزها، نام بابک زنجانی هم بعد از حدود یک دهه دوباره ذیل تحریمهای آمریکا قرار گرفته است؛ فردی که در این روایت، به عنوان یکی از حلقههای موثر در ایجاد ارتباط ریلی ایران و افغانستان معرفی میشود و حتی گفته میشود واگنهای شرکت منتسب به او نقش حملونقل کالا تا افغانستان و شاید در آینده نزدیک تا چین را برعهده دارند.
اگر فشار از دریا جدیتر شود، مسیرهای جایگزین، بهویژه ریل، اهمیت حیاتی پیدا میکنند؛ و وقتی اهمیت بالا میرود، حساسیت هم بالا میرود. حالا سوال این است: آیا خط ریلی ایران–افغانستان فقط یک مسیر تجاری است، یا به تدریج تبدیل به یک میدان جدید در جنگِ مسیرها میشود؟