ایران بدون قید و شرط نفس مذاکره را بپذیرد
دیپلمات پیشین کشورمان مطرح کرد:مشکل این است که مقامات ایرانی و آمریکایی اکنون بر سر چیزی که از آن مطلع نیستند، در حال دعوا هستند. نه ایران می داند مواضع واقعی آمریکا چیست و نه آمریکا از مواضع واقعی ایران اطلاع دارد.
دیپلمات پیشین کشورمان مطرح کرد:مشکل این است که مقامات ایرانی و آمریکایی اکنون بر سر چیزی که از آن مطلع نیستند، در حال دعوا هستند. نه ایران می داند مواضع واقعی آمریکا چیست و نه آمریکا از مواضع واقعی ایران اطلاع دارد.
تحریم و سایه جنگ، دو عبارتی هستند که شنیدن آنها برای ایرانیان به یک عادت تبدیل شدهاست. اما امروز بیش از همیشه ایران زیر تهدید سنگین جنگ و تحریم قرار گرفته است. حضور گسترده نیروها و تجهیزات نظامی آمریکایی در خلیج فارس و از سویی آماده باش ایران چه پدافندی و چه آفندی شواهدی از نزدیک بودن جنگی است که نه کسی زمان آغاز آن را میداند و نه تصوری از وضعیت پایان آن دارد.
در همین حال وزیر خارجه کشورمان می گوید دیپلماسی فعال است و ایران آماده گفتگوی برابر به شرط دیکته نکردن است. او در کنفرانس خبری با هاکان فیدان همتای ترکیهای خود گفت: «ایران تنها درباره پرونده هستهای آماده گفتگو است. او گفت البته مذاکراتی بر اساس احترام متقابل، انصاف و برابر، خودداری از دیکته کردن و ....»
کوروش احمدی دیپلمات پیشین کشورمان دراینباره می گوید این تعابیر هیچ رویه دیپلماتیکی در جامعه بینالملل ندارد حتی در عرف دیپلماتیک هم چنین چیزی مطرح نمی شود. او به خبرآنلاین می گوید تنها در مذاکره مستقیم دیدگاه های واقعی مشخص می شود نه در اظهارات عمومی مقامات کشورها. احمدی با طرح این سوال که آیا طرفین علائم یکدیگر را درست می فهمند گفت: «هرگز اظهارات علنی یک سیاستمدار منعکس کننده خواسته های واقعی او نیست. حتی در جریان یک مذاکره نیز مواضع اولیه ای که ابراز می شود، در جریان چانه زنی قابل تعدیل است. مشکل این است که مقامات ایرانی و آمریکایی اکنون بر سر چیزی که از آن مطلع نیستند، در حال دعوا هستند. نه ایران می داند مواضع واقعی آمریکا چیست و نه آمریکا از مواضع واقعی ایران اطلاع دارد. تنها مذاکره مستقیم و بدون قید و شرط که رویه و عرف معمول در همه دنیا است می تواند به رفع مشکل بین دو کشور کمک کند.»
مسئله این است که آیا طرفین علائم یکدیگر را درست می فهمند؟
*** تحولات منطقه و ایران به طور بی سابقه ای در حال پیشروی است. در این شرایط وضعیتی پیش امده که گویی نمی توان دیگر دیپلماسی را تحلیل کرد. تفسیر شما از این وضعیت چیست؟ آیا به این معنی است که دیپلماسی تمام شده؟ یا به این معناست که طرفین پذیرفته اند که حرف آخر و تعیین سرنوشت از راه جنگ میگذرد؟
فکر نمی کنم که دیپلماسی کنار گذاشته شده باشد. هر دو طرف بر دیپلماسی تاکید دارند. اظهارات تهدیدآمیز ترامپ دایر بر تلاش برای تشویق ایران به مذاکره است. ایران نیز دست به تلاش هایی در این رابطه زده است. اما مسئله این است که ترامپ برآن است تا از طریق تهدید به توسل به زور ایران را هم پای میز مذاکره بیاورد و هم وادار به دادن امتیازاتی بکند.
تحرکات آمریکا طی یکی دو هفته گذشته متوجه تجمیع نیرو در مناطق اطراف ایران با هدف شکل دادن به یک "تهدید معتبر نظامی" بوده است. این ایده از اواخر دولت بایدن و در آستانه روی کار آمدن ترامپ بسیار در آمریکا مطرح بود و کارشناسان نزدیک به هر دو حزب اصلی در آمریکا در این مورد همفکر بودند و کسانی مثل ریچارد نفیو، دنیس راس، ریچارد هاس و برخی دیگر صریحا ابراز عقیده کردند که بدون ایجاد یک "تهدید معتبر نظامی" بعید است که کار مذاکره با ایران به جایی برسد.
اکنون ترامپ به وضوح می گوید که اگر ایران حاضر به مذاکره نشود، باید منتظر اقدام نظامی باشد. طبعا این راهی که ترامپ در پیش گرفته، رویه غیرمعمول و تهاجمی است و طبعا نباید مورد حمایت جامعه بین المللی باشد. اما با توجه به اینکه کشورهای مختلف حسابهایی با آمریکا دارند و مایل نیستند روابطشان با آمریکا دچار مشکل شوند، سعی می کنند ار ورود و مداخله در امور مربوط به ایران و آمریکا اجتناب کنند یا به ذکر کلیات بسنده کنند.
به هر حال فکر می کنم همچنان راهی برای اجتناب از جنگ وجود دارد و طرفین هنوز در حال تلاش برای حل صلح آمیز مسئله هستند، اما مسئله این است که آیا طرفین علائم یکدیگر را درست می فهمند و واکنش درست نشان می دهند یا خیر. در این مرحله، خطر در این است که درک نادرست از علائم و نیات یکدیگر که دلیل اصلی آن عدم مذاکره است، می تواند موجب خارج شدن کار از کنترل شود.
رزمایش مشترک با چین و روسیه ارتباطی به به تهدیدات نظامی آمریکا ندارد
*** در سایه بالا گرفتن تنش میان ایران و امریکا، رزمایش سپاه در تنگه هرمز هشدار سنتکام را به همراه داشته است. آیا حضور ناوگان چین و روسیه روی عقب نشینی ترامپ از حمله به ایران تاثیری خواهد داشت؟
رزمایشی که گفته شده به صورت مشترک با چین و روسیه انجام میشود اقدامی روتین و همه ساله است که در چارچوب برنامه های مبارزه با تروریسم سازمان همکاری شانگهای از ۲۰۱۹ به این سو در حال انجام است. این رزمایش قرار است در اواخر بهمن انجام شود. ضمنا این رزمایش در شمال اقیانوس هند انجام می شود و فکر می کنم که همه سال محل رزمایش مذکور شمال اقیانوس هند بوده است. بعید می دانم ربط مستقیمی بین این رزمایش و تهدیدات ترامپ وجود داشته باشد. (رزمایش دیگری که با بیانیه سنتکام مواجه شد، رزمایشی است که گفته میشود ایران به تنهایی در تنگه هرمز برگزار کند.)
ایده آل عربستان سعودی مانند برخی دیگر از قدرت های همسایه مثل ترکیه، امارات و ... این است که ایران کشوری قوی و توانمند نباشد
*** جنگ روایت ها با کمک رسانه های حامی اسرائیل و حامی ایران یا آمریکا در حال حاضر به شدت بالا گرفته است و راستی ازمایی ان را واقعا دشوار کرده است. در این میان خبری که درباره وزیر دفاع عربستان منتشر شده درباره حمله به ایران، چه طور می توان تحلیل کرد که این این اظهار نظر واقعا برامده از دربار سعودی است یا صرفا همان جنگ روایت است؟
این خبر را ظاهرا اولین بار اکسیوس به نقل از ۴ مقامی که خواسته اند نامشان، فاش نشود، داده است و مدعی شده است که وزیر دفاع عربستان در ملاقات با وزرای خارجه و دفاع آمریکا و ویتکاف و نیز رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا چنین سخنانی را در واشنگتن و نیز در ملاقات با شماری از نمایندگان اندیشکده ها و سازمانهای یهودی آمریکایی مطرح کرده است.
ادعای اکسیوس این است که وی مدعی شده که حال که ترامپ تهدید به حمله به ایران کرده، اگر چنین حمله ای انجام نشود، این باعث می شود که ایران قوی تر از گذشته شود. در مورد درستی و نادرستی خبرهایی که به این صورت نقل می شوند، نمی توان با قاطعیت نظر داد و آنها را درست یا غلط خواند. واقعیت این است که خبری که به نقل از وزیر دفاع عربستان نقل شده، سنخیت و تناسبی با مواضع رسمی عربستان ندارد. تنها با توجه به شرایط و قراین می توان نظراتی در مورد این قبیل خبرها داد.
از جمله در مورد این خبر می تواند گفت که بطور کلی ایده آل عربستان سعودی مانند ایده آل برخی دیگر از قدرت های همسایه مثل ترکیه و امارات و ... این است که ایران کشوری قوی و توانمند نباشد و نتواند به عنوان رقیبی برای کشورهای منطقه مطرح باشد. همزمان بعید است که آنها فروپاشی و تجزیه ایران را نیز طالب باشند، چرا که چنین تحولی در ایران می تواند به منبع ناامنی و بی ثباتی برای آنها تبدیل شود.
تعابیری مثل مذاکرات بر اساس احترام متقابل، انصاف و برابر، خودداری از دیکته کردن نتیجه از قبل و مانند اینها مفاهیمی انتزاعی و غیرقابل اندازه گیری و غیرقابل تعریف اند و بطور عینی و ملموس قابل سنجش نیستند
مشکل این است که مقامات ایرانی و آمریکایی اکنون بر سر چیزی که از آن مطلع نیستند، در حال دعوا هستند
*** در نهایت شما روزهای پیش رو را چه طور ارزیابی می کنید؟ ما شاهد چه اتفاقی ممکن است باشیم؟ آیا نه مذاکره نه جنگ به مذاکره و جنگ تبدیل می شود؟
من فکر می کنم که همچنان هدف ترامپ مذاکره با ایران و رسیدن به یک توافق است. هیچ دلیلی و بهانه ای نمی تواند مانع نفس مذاکره شود. معتقدم که ایران باید بدون هر گونه قید و شرطی نفس مذاکره را بپذیرد و به صورت رو در رو از مقامات آمریکایی بشوند که خواسته هایشان چیست.
چون هرگز اظهارات علنی یک سیاستمدار منعکس کننده خواسته های واقعی او نیست. حتی در جریان یک مذاکره نیز مواضع اولیه ای که ابراز می شود، در جریان چانه زنی قابل تعدیل است. مشکل این است که مقامات ایرانی و آمریکایی اکنون بر سر چیزی که از آن مطلع نیستند، در حال دعوا هستند. نه ایران می داند مواضع واقعی آمریکا چیست و نه آمریکا از مواضع واقعی ایران اطلاع دارد.
تنها مذاکره مستقیم و بدون قید و شرط که رویه و عرف معمول در همه دنیا است می تواند به رفع مشکل بین دو کشور کمک کند. ضمنا تعابیری مثل مذاکرات بر اساس احترام متقابل، منصفانه و موضع برابر، خودداری از دیکته کردن نتیجه از قبل و مانند اینها مفاهیمی انتزاعی و غیرقابل اندازه گیری و غیرقابل تعریف اند و بطور عینی و ملموس قابل سنجش نیستند و به این دلایل پایه و اساسی در عرف و رویه های دیپلماتیک ندارند.