آمريکا در آستانه يک بحران اقتصادي ديگر قرار دارد

فارین افرز در گزارشی به قلم آلن بلایندر نوشت:در فاصله چهار سال پس از ورشکستگی بانک لمن برادرز، سیاست گذاران آمریکایی در تلاش برای نجات اقتصاد آمریکا و خروج از بحران هستند.

خبر را برای من بخوان


با این حال اقتصاد آمریکا همچنان در وضعیت وخیمی قرار دارد و نشانه های بسیار کمی مبنی بر خروج آن از بحران مشاهده می شود. به عقیده بیشتر اقتصاد دانان تنها نکته امیدوار کننده این است که بحران کنونی از بحران دهه هزارو نهصد وبیست یعنی رکود بزرگ اندکی خفیف تر است.

اما آمار و ارقامی که این روزها از اقتصاد جهان منتشر می شود به نظر نمی رسد این بحران از رکود بزرگ چیزی کمتر داشته باشد. وضع اقتصاد اروپا در حال حاضر در مقایسه با سال 2007 میلادی از وضع اقتصاد آمریکا در سال 1935 در مقایسه با 1929 که رکود بزرگ آغاز شد بسیار وخیم تر است . اقتصاد اروپا نیز به رغم همه گفته ها و نوشته ها به نظر می رسد یک یا حتی دو دهه را از دست خواهد داد.

اقتصاد آمریکا تنها از این نظر بهبود یافته است که شرایطش وخیمتر نشده است. نرخ بیکاری در این کشور که در اوج بحران به حدود ده درصد رسید، اکنون حدود هشت درصد است و به نظر می رسد تا رسیدن به میزان سلامت اقتصادی نصف دیگر راه باقی است. اما این گونه استدلال بسیار گمراه کننده است. طی یک دهه گذشته درصد نیروی کار آمریکا که اشتغال داشتند شصت و سه درصد بوده است. این رقم در سال دو هزار و نه به حدود پنجاه و نه درصد کاهش یافت و اکنون نیز در همین حدود باقی مانده است. از نقطه نظر اشتغال، اقتصاد آمریکا مسیر بهبود را طی نمی کند بلکه راکد شده است.

اگر به ارقام اقتصادی نگاهی بیندازیم تولید ناخالص داخلی آمریکا طی دوازده سال پس از آغاز رکود بزرگ تا آغاز جنگ جهانی دوم کاهشی هشتاد درصدی در مقایسه با سالهای پیش از بحران را شاهد بود. این رقم اکنون حدود شصت درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا در سالهای پیش از بحران کنونی است و براساس پیش بینی دفتر مطالعات کنگره آمریکا اقتصاد این کشور تا سال 2017 میلادی به دوران پیش از بحران بازخواهد گشت.

اما به نظر می رسد بعید است دوران رکود اقتصادی آمریکا تا سال 2017 به پایان برسد. هیچ جنگ یا هیچ نوآوری در افق مشاهد نمی شود که بتواند اقتصاد آمریکا را آنگونه که جنگ جهانی دوم در پایان دادن به رکود بزرگ موثر بود، احیا کند.

اگر رکود اقتصادی یک دهه دیگر ادامه یابد، آمریکا زیانی برابر میانگین تولید ناخالص یک سال خود در سالهای پیش از بحران متحمل خواهد شد و هزینه بحران به یکصد و شصت درصد میانگین سالهای پیش از بحران افزایش خواهد یافت که تقریبا برابر با دوران اوج رکورد بزرگ است.


البته رکود کنونی امریکا در مقایسه با بحران قبلی منجر به سختی و فقر انسانی کمتری شده است. با این حال این مسئله بیشتر دلایل سیاسی دارد تا اقتصادی. شبکه عظیم برنامه ها و بیمه های اجتماعی که طی سالهای گذشته در آمریکا استقرار یافته است موجب محدود شدن فقر ناشی از رکود اقتصادی شده است.

با این حال به نظر می رسد این برنامه ها با گذشت زمان ضعیف و ضعیفتر خواهند شد. نظام سیاسی آمریکا نیز نظامی کاملا ناکارآمد است و کنگره از این گونه قوانین مالی که کشور آمریکا به شدت به آن نیاز دارد حمایت نخواهد کرد. بدون اقدامات و اصلاحات شدید، دولت آمریکا احتمالا در سالهای نزدیک، با یک بحران اقتصادی شدیدتر روبرو خواهد شد.