چرا مخاطب، مهران مدیری و مرد سه هزار چهره اش را دوست ندارد؟ / هر قسمت کم‌بیننده‌تر از قسمت قبل

واقعیت این است و شواهد هم حکایت از آن دارند که اثر جدید مهران مدیری در تلویزیون چندان مورد استقبال قرار نگرفته و گویا قسمت به قسمت مخاطبان آن اُفت کرده تا جایی که به موجب آمار همشهری قسمت اول آن در تلوبیون ۲ میلیون و ۲۲۴ هزار بیننده داشته و قسمت دوم ۷۱۲ هزار و قسمت سوم ۳۹۱ هزار.

خبر را برای من بخوان

واقعیت این است و شواهد هم حکایت از آن دارند که اثر جدید مهران مدیری در تلویزیون چندان مورد استقبال قرار نگرفته و گویا قسمت به قسمت مخاطبان آن اُفت کرده تا جایی که به موجب آمار همشهری قسمت اول آن در تلوبیون ۲ میلیون و ۲۲۴ هزار بیننده داشته و قسمت دوم ۷۱۲ هزار و قسمت سوم ۳۹۱ هزار.

سایت عصرایران نوشت: در این باره که چرا مخاطبان سریال‌های مهران مدیری دچار کاهش فاحش شده و این اتفاق آیا تقصیر اوست یا به خاطر این است که مدیریت کنونی صدا و سیما خلاقیت ها را کشته و یک سلیقه خاص را حاکم کرده یا فضای مجازی و شبکه های اجتماعی موجب تغییر ذایقه مخاطبان شده نکاتی قابل طرح است .

۱. مرد هزار چهره با شخصیت به یاد ماندنی مسعود شصت‌چی محصول ۱۸ سال قبل بود. در این ۱۸ سال اما هم نسل تغییر کرده هم قیمت دلار و طلا و هم ذایقه مخاطب و هم مردم دل و دماغ سابق را ندارند. جدای اینها خود مهران مدیری هم آدم ۱۸ سال قبل نیست. غیر از گذر عمر و سپید شدن موی به تعبیری ۱۸ سال قبل دلی کار می‌کردند و حالا پولی. بازیگران هم اشباع شده‌اند و از این حیث وضعیتی شبیه تیم ملی فوتبال ایران دارند هر چند که امیر قلعه‌نویی تلخ است و نچسب و مدیری هنوز دل‌چسب و شیرین! چرا مردم بازیکنان سابق را بیشتر دوست داشتند؟ چون حس می‌کردند یا حداقل تصور می‌کردند به عشق آنها بازی می‌کنند نه صرفا برای پول. بازیگران نیز وضعیتی مثل بازیکنان دارند.

۲. برخی معتقدند دلیل افت را باید در تغییر نویسندگان دانست. نویسندگان کنونی را کاملا نمی‌شناسم ولی بعید است خودشان هم معتقد باشند که در اندازه و آوازهٔ پیمان قاسم‌خانی و امیر مهدی ژوله و خشایار الوند بدانند و البته دلیل جدایی آخری جدا شدن از این جهان خاکی بود که بر سریال پایتخت هم اثر گذاشت. آنچه ما از زبان بازیگران می‌شنویم در واقع ابتدا در ذهن نویسنده نشسته و بازیگر همان را بازگو می‌کند. درست است که در متون قبلی هم کارگردان دخالت و اعمال نظر داشته اما به هر حال متن اصلی را آنان نوشته و شخصیت‌ها را آنان خلق کرده بودند و نویسندگان جدید از یک طرف باید همان را ادامه دهند و از جانب دیگر مواردی بیفزایند و به نطر می‌رسد از عهده برنمی‌آیند و به جای خلق شخصیت ناگزیر از تکرار تیپ شده‌اند و کافی است بازی نصرالله رادش را در فصل فعلی با قبلی مقایسه کنیم. جدای این که ۱۸ سال زمان کمی نیست که بر یک بازیگر گذشته و انرژی او را می‌فرساید.

ابزار کامل برای اصلاح مو و صورت (قیمت رو ببینی باور نمیکنی!)

باتخفیف بخر

۳. دلیل دیگر این است که فضای سیاسی و اجتماعی تغییر کرده است. هر چه زندگی مردم روبه‌راه‌تر باشد با خاطر آسوده‌تر پای تلویزیون می‌نشینند. در وضعیت فعلی غم نان چنان مستولی شده که حال و حوصله دل دادن به این جور فانتزی‌ها باقی نمانده است. تنها غم نان نیست، بیم جنگ هم هست و آوار اتفاقات سال گذشته را هم اضافه کنید.

۴. برخی از موضع‌گیری های منفی به مهران مدیری دلایل سیاسی دارد و می‌گویند مگر بعد از ماجرای مهسا نگفته بود دیگر حاضر به همکاری با صدا و سیما نیست و نخواسته بود حتی یک فرِم هم از او پخش نشود؟ چرا دوباره با همان تیم جبلی و جلیلی حاضر به همکاری شده؟ بعضی کلا تلویزیون را تحریم کرده‌اند. یگانه اتصال آنها فوتبال و فردوسی‌پور بود و حالا همان را هم از طریق فوتبال ۳۶۰ دنبال می‌کنند. در این فضای تحریمی مهران مدیری هم بالتبع و بالطبع دیده نمی‌شود.

۵. هر چند حافظه عمومی ضعیف است و غالب مردمان فراموش‌کارند اما دل‌خوری عده‌ای به خاطر سرنوشت جایزه‌های وعده داده شده و نیمه کاره ماندن برخی سریال‌هاست و جا داشت قبل از پخش توضیح می‌داد هر چند در برخی برنامه ها مثل مصاحبه با امیر حسین قیاسی توضیحاتی داده اما کافی نبوده است. بیشتر از توضیحات خیلی‌ها دنبال این بودند بدانند چقدر از آن برنامه پول گرفته. بعدتر گفته شد هیچ و باز همان خیلی‌ها باور نکردند.

۶. شماری از مخاطبان نیز فراموش نکرده‌اند که در برنامه دورهمی تا بحث دولت روحانی بود انتقاد می‌کرد و انگار دست او را باز گذاشته بودند ولی به دولت رییسی که رسید فتیله را پایین کشید یا کشیدند و به همین خاطر این ذهنیت منفی وجود داشت که این کار سفارشی است برای نقد دولت پزشکیان و شاید هم قرار بوده چنین باشد ولی نگران بودند که دامن زدن به مسایل اقتصادی و معیشتی تولید بحران کند ضمن این که در حال حاضر و به خاطر وضعیت جنگ و مذاکرات نقد دولت پزشکیان به شدت دولت روحانی در دستور کارشان نیست. یک بار خود او در زمان روحانی تأیید کرد اگر غیر از دولتی ها سراغ دیگران برود مشکل ایجاد می شود کما این که طعنه در قضیه سیل فراتر از دولت بود و اسباب دردسر او شد.

۷. برخی رفتارهای دو گانه هم از مدیری سر زده که سلب کننده اعتماد بوده از جمله نقد آموزشگاه‌های کنکور در برنامه‌های سابق و حضور نامربوط او در یکی از نشست‌های آنان. نمی‌شود که مدعی مبارزه با مافیای کنکور باشی و جای دیگر میهمان ویژه مجمعی از همان‌ها یا بعضی از آنها! خود این قضیه می‌تواند سوژه طنز سازنده‌ای دیگر شود!

۸. مخالفان و منتقدان همچنین او را به سوء‌استفاده از نوستالژی‌های مردم متهم می کنند. مردم به هر حال تعلق خاطری به گذشته دارند و این طبیعت توده‌هاست ولو در برخی زمینه‌ها رفاهیات بیشتر شده باشد. با این حال نوستالژی‌بازی یکی از شیوه ها در خلق اثر است و نمی‌توان چندان در این فقره خرده گرفت.

۹. آثار یا کارهای مهران مدیری به عمد شیک و دور از واقعیت‌های جامعه است و یک بار هم گفته بود سبک رضا عطاران را نمی‌پسندد چون او (مدیری) همه چیز را نو و مدرن و شیک می‌پسندد. جامعه اما در حال و هوای دیگری است. این هم البته مخالفان و موافقانی دارد زیرا برخی دوست دارند از قاب تلویزیون به دنیای خیال سفر کنند و دوست ندارند دوباره زندگی روزمره خودشان پیش چشم‌شان قرار گیرد. ضمن این که طنز مدیری به هر حال اجتماعی است و او بود که ذایقه‌ها را از الگوی عبدلی تغییر داد.

۱۰. نقد اصلی اما این که نوعی سوء‌ظن وجود دارد و آن هم این که سریال او درست هنگامی روی آنتن رفته که دوره ۵ سالهٔ جبلی تمام شده و برای ماندن و ابقا نیاز به جلب مخاطب دارد و از مدیری انتقاد می‌شود که چرا در این پروژه به او یاری رسانده است؟