کف بازار دلار فردوسی چه خبر بود؟
دلار در کانالهای تلگرامی ۲۴۰ هزار تومان را رد کرده بود، بیرون از فضای تلگرام در خیابان منوچهری صدای فروشندگان هم بالاتر رفته بود و مقابل صرافیها دوباره صفها طولانیتر. اختلاف قیمت خرید و فروش دلار فروشهای کنار خیابان هم دیگر ۲ هزار تومان نبود..
به گزارش سایت طلا؛ از صبح امروز قیمت دلار در کانالهای تلگرامی وارد محدوده ۲۴۰ هزار تومان شد و هرچه ساعات میگذشت، نرخهای بالاتری برای آن اعلام میشد؛ اما برای فهمیدن قیمت واقعی بازار، باید از صفحه تلفن همراه فاصله میگرفتیم و به خیابان منوچهری و فردوسی میرفتیم.
خیابان فردوسی و منوچهری امروز شبیه روزهای معمول نبودند؛ شلوغی آنها خیلی به چشم میآمد، آنقدر شلوغ که در بعضی نقاط به سختی میشد از میان جمعیت عبور کرد. مخصوصا در جاهایی که یک صرافی زیر نظر بانک مرکزی دلار میفروخت.
یکی از رهگذران که میان جمعیت ایستاده بود، با اشاره به شلوغی خیابان میگفت: «قیمت دلار بالا رفته اینجا اینقدر شلوغ است.»
چند قدم آنطرفتر، یکی از دلارفروشهای خیابانی با صدای بلند قیمت میداد. جلو میروم و میپرسم: «چند میخری؟» بدون مکث جواب میدهد: «۲۳۵ تومن.»
از چند فروشنده دیگر هم قیمت میپرسم؛ عددها تفاوت زیادی با هم ندارند. بیشترشان دلار را در همین محدوده میخریدند و برای فروش، قیمتهایی حدود ۲۳۸ تا ۲۳۹ هزار تومان میگفتند.

فاصله قیمت خرید و فروش برخلاف روزهای گذشته که معمولاً حدود هزار تا ۲ هزار تومان بود، حالا بیشتر شده بود. بازار شلوغ بود اما این شلوغی به معنای آن نبود که هر قیمتی معامله میشود؛ خریدار و فروشنده هر دو با احتیاط بیشتری قیمت میدادند.
اما تصویر بازار فقط به فروشندگان خیابانی محدود نمیشد. در صرافیهای تحت نظارت بانک مرکزی، تابلوها اعداد متفاوتی را نشان میدادند. دلار همچنان پایینتر از نرخ بازار آزاد عرضه میشد و برخی صرافیها قیمت فروش را حدود ۲۳۲ تا ۲۳۳ هزار تومان اعلام میکردند، البته با سازوکار خرید ارز با کارت ملی.
در میان این صرافیها، قیمت اعلامشده از سوی صرافی بانک ملت بیشتر جلب توجه میکرد؛ حدود ۲۳۵ هزار تومان، یعنی نزدیکتر به قیمتهایی که در بازار خیابانی دیده میشد.
اما وضعیت داخل صرافیها هم یکدست نبود. در چند صرافی که سر زدیم، تعدادی مشتری حضور داشتند، اما اجازه ورود به بقیه نمیدادند.
جلوی یکی از صرافیها مردی ایستاده بود و به کسانی که قصد ورود داشتند توضیح میداد: «دلار تمام شده، دیگه برای فروش نداریم.» همین موضوع باعث شده بود مقابل بعضی از این صرافیها صفی شکل نگیرد.
جلوتر که میرویم مقابل یک صرافی دیگر صف طولانی شکل گرفته بود. افراد مختلف برای خرید ارز منتظر بودند، یکی برای خودش آمده بود، یکی دیگر آمده بود تا با کارت ملی خودش برای یکی از اعضای خانواده دلار بگیرد و در میان جمعیت افرادی هم دیده میشدند که چند نفر را همراه خود آورده بودند تا برای آنها دلار بخرند.
این صحنه در بازار ارز بهویژه پس از عرضه ارز با کارت ملی، بیشتر دیده میشود که یک نفر چند نفر را همراه خود میآورد و هرکدام با کارت ملی خود در صف خرید قرار میگیرند.
در گوشهای از خیابان حتی فردی را میبینیم که از عابران درباره خرید دلار با کارت ملی سؤال میکند و به آنها پیشنهاد میدهد همراه او برای خرید ارز بروند.
یه قدم جلوتر یک از عابران از فروشنده میپرسد: «دلار بانک مرکزی را چقدر میخرید؟» موضوع جالب شد، مگر دلارهای بانک مرکزی با بقیه فرق دارند؟
همینجا پای یک سؤال دیگر به میان میآید؛ دلارهایی که با کارت ملی خریداری میشوند، اگر قرار باشد دوباره وارد بازار شوند، با چه قیمتی معامله خواهند شد؟
از یکی از فروشندگان میپرسم: «چرا دلار بانک مرکزی را ارزانتر میخرید؟»
پاسخ میدهد: «کد ملی کسی که دلار را خریده، ثبت شده. اگر دوباره بفروشه، ممکنه حسابش شناسایی بشه و برای همین ریسک بیشتری داره». به گفته او همین ریسک باعث میشود این نوع دلار را با قیمت پایینتری بخرد.
فروشنده دیگری هم میگوید نمیخواهد با خرید و فروش چنین ارزی برای خودش مشکل مالیاتی ایجاد شود.
بعد از چند ساعت گشتوگذار در فردوسی و منوچهری و پرسیدن قیمت از فروشندگان، دوباره تلفن را از جیبم درمیآورم و به همان کانالهای تلگرامی برمیگردم.
عدد اما دیگر همان عدد صبح نیست. قیمت دلار نقدی از ۲۴۳ هزار تومان عبور کرده و دلار فردایی نیز حوالی ۲۴۴ هزار تومان اعلام میشود. همین اختلاف را با یکی از فروشندگان مطرح میکنم.
میگویم: «کانالها دلار را بالای ۲۴۳ هزار تومان زدهاند؛ قیمت بالاتر میره؟»
جواب میدهد: عددی که در کانالها اعلام میشود، لزوماً همان قیمتی نیست که در بازار واقعی معامله انجام میشود، اما اگر این نرخها چند روز در همین محدوده بماند، میتواند روی قیمتهای بازار اثر بگذارد.
همکار او که کنارش ایستاده و به نظر میرسد از خیلی سال پیش با هم کار میکنند میگوید: «دلار است؛ با یک خبر بالا میره و ممکنه با یک خبر پایین بیاد. هیچ چیزی مشخص نیست.»