این سمفونی گوشخراش را تمام کنید
تفاوتها کاملاً آشکار است. نگاهی به آنچه در پیرامون و فضای اقتصاد بینالملل روی میدهد، به خوبی نشان میدهد که چرا بازار و اقتصاد ایران به این شدت سردرگم و کلافه عمل میکند؛ جایی که دولت و مسئولان نمیدانند چه میخواهند و چه میکند، آیا سخن گفتن از مدیریت شبیه به طنزی تلخ و گزنده نیست؟
واکاوی روند و ادامه مشکلات و معضلات در بازار و اقتصاد ایران، کار چندان سختی نیست. هر فردی با کمترین اطلاعات اقتصادی و کوچکترین اطلاعی ارز اوضاع کنونی کشور، به خوبی چرایی این امر را درک میکند. پس بگذارید مباحث فنی را به کناری بگذاریم و بی پرده درباره واقعیت مشکلات اقتصاد کشور سخن بگوییم.
تنها نگاهی به چند هفته اخیر ـ و حتی نه یک ماه، چند ماه و چند سال گذشته ـ کافی است که ریشه این معضلات را ـ که هر روز گره آن کورتر و کلاف آن سردرگمتر میشود ـ پیدا کنیم. اصلاً چند هفته را نیز فراموش کنید. بیایید نگاهی به سر خط اخبار دیروز و امروز بیندازیم:
بخش خصوصی با اعلام طرحهای جدید دولت برای بازار ارز از منتفی شدن راهاندازی بورس ارز خبر داد.
بلافاصله، مسئولان بورس، از عدم راهاندازی بورس ارز اظهار بیاطلاعی و عنوان کردهاند که همه چیز برای راهاندازی بورس ارز فراهم است و منتظر دستور بانک مرکزی هستیم.
رئیس کمیسیون برنامه و بودجه موضع گیری میکند و میگوید: ظاهراً عده ای رای رییس جمهور را برای راه اندازی بورس ارز زدهاند و راه اندازی بورس ارز منتظر امضای رییس جمهور است. هیچ یک از اعضای تیم اقتصادی دولت و مسئولان بانک مرکزی در مورد برنامه توقف عرضه ارز نقشی نداشتهاند و این تصمیم شخص رئیس جمهور است.
نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با انتقاد از مواضع رئیس اتاق بازرگانی میگوید: بورس ارز تضمین کننده منافع ملی بوده و اتاق بازرگانی باید به دنبال منافع ملی باشد.
عضو شورای عالی بورس با تکذیب هر گونه تصمیمی مبنی بر منتفی شدن تشکیل بورس ارز، از راه اندازی قطعی این بازار در آینده ای نزدیک خبر میدهد.
در همین حال، یک مقام آگاه در بانک مرکزی که نمیخواهد نامش فاش شود، اعلام میکند: تا چند روز آینده سیاستهای جدید بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز اجرایی میشود که بر پایه آن، نرخ ارز به شدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
حال شما اگر میتوانید نرخ ارز در بازار را محاسبه کنید و بر پایه آن تصمیم بگیرید!
مسلماً مقایسه وضعیت اقتصاد و تصمیمگیری در این روزهای کشور، با نحوه عمل در کشورهای بزرگی همچون ایالات متحده و اتحادیه اروپا کاری است عجیب و طنزآلود، ولی اما بگذارید نگاهی به نوع مدیریت در این کشورها بکنیم:
فدرال رزرو آمریکا و کمیته بازار آزاد فدرال برای اتخاذ سومین سیاست تسهیلات مقداری از یک ماه پیش به گونهای رفتار میکند که همه سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی، نه تنها در داخل آمریکا بلکه در دیگر نقاط جهان، میتوانند حدس بزنند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. از یک هفته پیش از اعلام سیاست، روند تصمیمات و مصاحبهها به قدری شفاف و مطمئن است که بازارهای تحرک خود را پیش از اعلام خبر قطعی آغاز میکنند و در پایان، همان چیزی اعلام میشود که همه انتظارش را میکشند.
اروپا چند سال پیاپی با بزرگترین بحران مالی عمر خود دست به گریبان است. عمق این بحران به اندازهای است که بسیاری از بزرگترین اقتصاددانان دنیا درگیر آن هستند. اما هیچ گاه این بحران منجر به ضعف مدیریت و سردرگمی نشده است. تصمیمات روشن و شفاف گرفته میشود و بنا بر آن بازارهای سرمایه و صنایع فعالیت خود را تنظیم میکنند و سرانجام هر تصمیمی که گرفته شود، تأثیرات آن از پیش مشخص است و همه میدانند باید انتظار چه چیزی را بکشند.
بانک مرکزی هند نرخ تورم را برای دو ماه بعد اعلام میکند و به دولت هشدار میدهد که در صورت عدم تغییر سیاستهای اقتصادی کشور با افزایش 1.8 درصدی تورم در سال آینده روبهرو خواهد شد. راهکارهای ارائه شده از سوی بانک مرکزی هند به دولت مشخص دقیق و شفاف بوده و اساساً خود پیش بینی و هشدار در این میان قابل توجه است؛ صرفنظر از آنکه ماهیت تصمیم دولت چه خواهد بود.
صحبت از مدیریت در کلام، یک چیز است و عمل مدبرانه و مدیریت عملی چیز دیگر. درجایی که دولت و مسئولان حتی برای بیست و چهار ساعت نمیتوانند بر یک تصمیم مشخص ایستادگی کنند و هر روز تصمیمات پراکنده و سردرگم میگیرند، آیا باید انتظار نتیجهای جز این را کشید؟
متأسفانه، مشکلات امروز اقتصادی در کشور به اندازهای پیش پا افتاده و در عین حال آزار دهنده است که رخصتی برای ورود به مباحث فنی و تخصصی نیست. اصول اولیه مدیریت در کشور به فراموشی سپرده و فضای اقتصاد کشور شبیه به کنسرتی شده که در آن هر کس ساز و آهنگ خود را میزند. لطفاً این ساز گوشخراش را تمام کنید.