سایت خبری طلا

فروپاشی نظام سرمایه‌داری قطعی است؛ نسخه‌های پولی و مالی هم کارساز نیست

سرپرست سابق وزارت اقتصاد با تبیین دلایل بروز اعتراضات اخیر مردم امریکا برضد نظام سرمایه‌داری گفت: نظام سرمایه داری قطعاً از هم متلاشی خواهد شد چرا که به ظرایف و نیازمندی­هایی که مردم در یک نظام اقتصادی و اجتماعی باید از آن برخوردار باشند، بی‌توجه است.




حسین صمصامی، سرپرست سابق وزارت اقتصاد و کارشناس امور اقتصادی بروز اعتراضات اخیر مردم امریکا نسبت به نظام سرمایه داری را ریشه در عوامل اقتصادی می‌داند و اظهار داشت: نظام سرمایه داری دارای دو خصیصه مهم است که این ویژگی‌ها در تعامل با یکدیگر و در یک فرآیند بلندمدت منجر به شکل‌گیری اعتراضات مردمی در کشورهای غربی شده است.
وی ضمن بیان این مطلب که اولین خصیصه این نظام، آزادی بی قید و شرط در فعالیت‌های اقتصادی است، افزود: غلبه فعالیت‌های سودجویانه وانگیزه‌های منفعت طلبانه در نظام سرمایه­داری از مهم‌ترین ریشه­های اعتراضات مردم امریکا در ماه‌های اخیر است.
این کارشناس اقتصادی در ادامه با اشاره به دومین ویژگی نظام سرمایه­داری گفت: ساختار نظام مالی و گسترش شدید آن در دهه­ای اخیر به همراه افزایش حاکمیت انگیزه‌های منفعت­طلبانه و توزیع درآمد شرایط را در این نظام به شدت به ضرر گروه 99 درصدی تغییر داده است.
وی متذکر می‌شود که ریشه و زمینه­های اصلی اعتراضات مردم در کشورهای غربی محدود به ماه‌های اخیر نیست بلکه دو ویژگی مورد اشاره و عدم وجود محدودیت‌ها در رابطه با نظام توزیعی قبل و بعد از تولید، زمینه بروز شورش علیه این نظام را به وجود آورده‌اند.

*آزادی بی‌قید در فعالیت‌های اقتصادی و فاصله سرمایه از نیروی کار

صمصامی ضمن تأکید براینکه در این نظام، بازار و مکانیزم قیمت، ساختار توزیع قبل و بعد از تولید را شکل می­دهد، تصریح کرد: با توجه به غلبه انگیزه‌های سود جویانه توزیع درآمد در طول تاریخ عملکرد نظام سرمایه­داری به نفع عده قلیل(یک درصدی) سرمایه­دار و به ضرر عده کثیر صاحبان نیروی کار تغییر کرده است.
سرپرست سابق وزارت امور اقتصادی و دارایی، اضافه کرد: بخش اعظم جامعه امریکا را صاحبان نیروی کار تشکیل می­دهد و این روند که منجر به حاکمیت سرمایه­دار و با تحمیل انگیزه‌های سود جویانه مواجهه شده ، زندگی را برای عده کثیر( مردم جامعه) سخت کرده است.
این کارشناس اقتصادی ضمن تأکید براینکه در این میان بازار و ساختار نظام مالی هم به کمک صاحبان ثروت و سرمایه­ آمده تصریح کرد: حجم بسیار بالای مبادلات در نظام مالی به همراه فعالیت‌های ربوی به نسبت معاملات در بخش واقعی این کشورها، در شتاب بخشیدن به گسترش این نابرابرهای بسیار موثر بوده است.

* جدایی بازار پول و سرمایه درنظام مالی و عدم هدایت منابع به بخش تولید

وی در ادامه با اعتقاد بر اینکه جدایی بازار پول از بخش واقعی اقتصاد در نظام سرمایه‌داری باعث شده که منافع بخش مالی به بخش تولید سرایت پیدا نکند، گفت: عمده ساختار نظام سرمایه داری با نگرش فعالیت‌های منفعت طلبانه با شعار "پول برای پول " شکل گرفته که گسترش این انگیزه بخش تولید این کشورها را با رکود مواجه کرده است.
به گفته این کارشناس اقتصادی، رکود فعلی اقتصاد امریکا در واقع ناشی از بروز موارد مذکور در این کشور است چراکه بازارهای مالی در شرایط فعلی به عنوان یک محدودیت برای بخش واقعی اقتصاد هرروز برآمار بیکاران در سطح این جوامع می­افزاید.
وی برای فهم بهتررکود فعلی کشورامریکا، به بحران سال 1930 این کشور اشاره کرد و افزود: بحران دهه 1930 امریکا نیز ناشی از رکود بخش مالی، جدایی بخش پولی از بخش کالایی و عدم هدایت منابع به سمت بخش واقعی این کشور بوده است؛ البته این موضوعی بود که در آن دوران ناجی نظام سرمایه­داری(جان مینارد کینز) به آن اشاره کرد.
این کارشناس اقتصادی در ادامه به خصوصیات حال حاضر نظام‌های ‌مالی کشو‌رهای غربی اشاره کرد و افزود: در نظام‌های مالی این کشورها از یک طرف عده‌ای قلیل هر روز بر ثروت‌های هنگفت خود می افزایند و از طرف دیگر به همان نسبت در راستای ماهیت و ویژگی خود، منابع مالی وارد فعالیت‌های بخش واقعی نمی­شود.
صمصامی ضمن تأکید براینکه حجم بازارهای مالی جهانی(اعم از اوراق قرضه و مشتقات مالی) که به "بازارهای کاغذی " در جهان معروف هستند 12 برابر تولید واقعی دنیا و 30 برابر تولید واقعی امریکا است، تصریح کرد: اگر این حجم از منابع وارد بخش واقعی اقتصاد می­شد، به طورحتم حجم وسیعی از نیروی کار را تقویت می­کرد، اما ویژگی و ساختار نظام سرمایه داری موجب شده که اقتصاد کشورهای غربی به خصوص امریکا به شرایط بحران فعلی خود برسد.

*کینز: بهره عامل جدایی بازار پول از سرمایه است

سرپرست سابق وزارت امور اقتصادی و دارایی با اشاره به اینکه در اقتصاد امریکا بازار مالی و پول از بازار کالا منفک شده اظهار داشت: جدایی مذکور باعث محدودیت‌های زیادی برای بخش تولید این کشور شده است. البته کینز در بررسی ریشه بحران 1930 به نقش پول و بهره در اقتصاد امریکا و تأثیر آن در جدایی بازار پول از سرمایه پی برده بود، اما به دلیل عدم اتخاذ تصمیمات ریشه‌ای فقط بحران مذکور در برحه‌ای از زمان برطرف و در سال‌های اخیر مجدد شاهد بازگشت آن هستیم.
به گفته این کارشناس اقتصادی، زمانی که منابع مالی وارد گردش بخش واقعی(تولید) نشود نه تنها منجر به کاهش تقاضای کل در بازار خواهد شد بلکه این امر در ادامه کاهش تولید و ماحصل آن بی کاری و اعتراضات مردم در سطح وسیع را به دنبال خواهد داشت.
وی به تصمیمات مقطعی کارشناسان اقتصادی امریکا به ویژه کینز در بحران 1930 اشاره کرد و افزود: درآن دوران کینز در ریشه یابی بحران سرمایه داری بسیار موفق عمل کرد و به ریشه مشکلات پی برد؛ اما به دلیل آنکه راه حل پیشنهادی متناسب با آن اتخاذ نشده بود فقط به صورت یک مسکّن عمل کرد و نظام سرمایه داری را در یک مقطعی از سقوط نجات داد.
به گفته صمصامی، بعد از دهه 1930 بحران‌های زیادی در نظام سرمایه داری به وجود آمده اما باید گفت از لحاظ عمق اعتراضات، بحران فعلی که از 2008 آغاز شده بزرگترین چالش امریکا محسوب می‌شود.
وی در ادامه افزود: البته باید متذکر شوم که بحران اخیر در مقایسه با بحران 1930 با نرخ بیکاری کمتری همراه است، چراکه در آن سال­ها بیکاری به حدود 25 درصد رسیده بود. اما باید گفت در شرایط فعلی رشد بازارهای مالی به هیچ عنوان قابل مقایسه با دهه 1930 نیست.

*اجرای سیاست‌های ضد نظام سرمایه جواب‌گویی نیاز مردم امریکا نیست

به عقیده سرپرست سابق وزارت امور اقتصادی و دارایی، ساخت یک نظام اقتصادی و اجتماعی مثل ساخت یک کالا و محصول نیست، که در این میان نظام سرمایه داری نیز به دلیل آنکه محصول بشری مانند نظام کمونیستی و سوسیالیستی است به طور حتم همانند این نظام ها در صورت عدم اتخاذ تصمیم‌های مناسب محکوم به نابودی خواهد بود.
وی با تأکید بر اینکه بشر قادر به ساخت یک نظام اقتصادی و اجتماعی کلی و همه جانبه در سطح جوامع مختلف نیست، اظهارداشت: ساختارهای نظام اقتصادی و اجتماعی آنقدر دارای جزئیات و ظرایف است که به هیچ عنوان انسان قادر به ساخت آنها نخواهد بود.
صمصامی به نابودی نظام سرمایه داری درآینده اشاره کرد و گفت: نظام سرمایه داری به واسطه آنکه محصول تفکرانسان است؛ به عقیده بنده قطعاً از هم متلاشی خواهد شد زیرا به ظرایف و نیازمندی­هایی که مردم در یک نظام اقتصادی و اجتماعی باید از آن برخوردار باشند توجه لازم نکرده است.

*نسخه‌های بحران1930 دیگر کاربردی ندارد

البته این کارشناس اقتصادی متذکر می شود که راهکارهای حل بحران 1930 دیگر برای امریکا کاربرد ندارد. به عبارتی با وجود آنکه سال گذشته اوباما 700 میلیارد دلار به اقتصاد امریکا تزریق نمود اما به دست آورد‌های مناسبی نائل نشد. این امر حکایت از آن دارد که نسخه مربوط به بحران‌های گذشته امریکا در حال حاضر به هیچ عنوان راهگشای سیاست مداران این کشور نخواهد بود.
وی اضافه کرد: دولت اوباما حتی برای جلوگیری از ورشکستگی برخی از بانک‌های خصوصی اقدام به خریداری سهام آنها کرده اما با وجود آنکه این فعالیت‌ها بر خلاف اصول سرمایه داری است، دیگر جواب گویی رفع مشکلات مردم در این جامعه نخواهد بود.

*تنها راه برون رفت امریکا گرایش به اقتصاد اسلامی است

سرپرست سابق وزارت امور اقتصادی و دارایی ضمن بیان این مطلب که اتخاذ تصمیمات مذکور نشان از عدم درک ریشه‌ای مشکلات فعلی کشورامریکا از سوی سیاست مداران این کشور دارد، خاطرنشان کرد: به اعتقاد بنده اصول و قوانین اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی تمام نیازهای بشری را در حوزه‌های مختلف پیش بینی کرده است و بشر می تواند با الگو گرفتن از این اصول در مواجه شدن با این قبیل بحران‌ها به موفقیت­های چشم­گیری نائل آید.
صمصامی تنها راه برون رفت از بحران‌های اخیر کشورهای غربی را گرایش به سمت اصول اسلام به ویژه در حوزه اقتصاد می‌داند و گفت: آموزه‌ها و دستورات اسلام در ساخت نظام اقتصادی بهترین راه حل برای رهایی از بحران های اقتصادی دردنیا است واگر بشر در ساخت نظام اقتصادی از این اصول استفاده نکند آن نظام محکوم به فنا و شکست خواهد بود.
صمصامی ضمن بیان این مطلب که در شرایط فعلی امریکا دارای مجهزترین دانشگاه‌های اقتصاد و دانشمندان اقتصادی در این حوزه است، افزود: با این وجود هنوز متفکرین اقتصادی این کشور برای حل مشکلات ناشی از بحران به یک اجماع واحد نرسیده­اند و عملکرد نظام موجود سرمایه­داری نشان می­دهد که آنها در ارائه راهکارهایی برای حل بحران شکست خورده­اند.
وی با اشاره به اینکه اقتصاد سرمایه دارای در شرایط فعلی از درون در حال متلاشی شدن است، اضافه کرد: شاید آنان برای منحرف کردن افکارعمومی با اتخاذ تدابیر سیاسی در عرصه بین­المللی متوسل به اقداماتی شوند اما با هوشیاری مردم دیگر کشورها این اعمال جوابگویی رهایی آنان از بحران فعلی نخواهد بود.

*تجربه اختلاس ناشی از فراموشی اجرای اقتصاد اسلامی است

به گفته وی در حال حاضر اگر کشور ما با مشکلات متعدد اقتصادی دست و پنجه نرم می­کند، دلیل آن فقط فراموشی و عدم کاربست اصول و قواعد اسلام در عرصه اقتصادی است، چرا که شواهد نشان می‌دهد مسئولین اجرایی کشور از آموزه‌های اسلام کمی فاصله گرفته و در مدیریت اقتصادی خود به نحوه مطلوبی از این آموزه­ها استفاده نمی­کنند.
صمصامی در انتها ادامه داد که به جای اجرای تعدادی از تجربه‌ها و سیاست­های شکست خورده‌ نظام سرمایه­داری در اقتصاد کشور، لازم است تحولی اساسی در اتخاذ سیاست­های اقتصادی کشور با رویکرد مبانی اسلامی اتفاق بیفتد. تا زمانی که این اتفاق نیفتد به طور یقین مشکلات اساسی اقتصادی جامعه برطرف نخواهد شد.
وی افزود: به عنوان مثال با مشاهده وضعیت بانک‌های خصوصی و خصوصی سازی شده می توان این نتیجه را گرفت که آنها به نحو مناسبی نتوانسته‌اند در رشد و توسعه اقتصادی کشور و رفع نیازهای مردم موثر واقع شوند. این اقدامی است که غرب در چند سال گذشته آن را تجربه و برعدم کارآیی آن صحه گذاشته است، به نحوی که در حال حاضر بسیاری از بانک‌های خصوصی در آمریکا ورشکسته و یا برای نجات از ورطه ورشکستگی به سمت دولتی شدن پیش رفته‌اند. البته این عبارت به معنای حمایت از دولتی کردن بانک­ها نیست، بلکه نفی هرگونه نسخه برداری از اقتصاد سرما­یه­داری و کاربرد آن در اقتصاد ایران است.
وی عامل اصلی بروز مشکلات فعلی در نظام بانکی کشور را فاصله گرفتن از اصول و عقاید اقتصاد اسلامی می داند و گفت: نگاهی که اسلام به پول و بهره دارد در کشور رعایت نمی‌شود. البته در این مسیر سوء مدیریت‌های سیستم های بانکی هم کاملا مشهود است.