پشت پرده کندی مذاکرات کارشناسی هسته ای چیست؟
بخشي از كند پيش رفتن مذاكرات امري طبيعي محسوب ميشود ولي مسئله اصلي اين است كه دو طرف به يكديگر بياعتماد هستند و اين بیاعتمادي جز با حسننيت و اقدامات دوجانبه حل نخواهد شد.
در روزهای اخیر شاهد بودیم که مسئولان دستگاه دیپلماسی و اعضای تیم مذاکرهکننده هستهای کشور با توجه به مذاکرات کارشناسی که میان ایران و گروه 5+1 در ژنو صورت گرفت و بدون حصول نتیجه خاصی به پایان رسید، اظهاراتی را مبنی بر پیشرفت «کند» مذاکرات هستهای بیان کردند.
هر چند که امکان دستیابی به توافق نهایی را قابل دستیابی دانستند اما به زمان بر بودن مذاکرات و نیاز به مذاکرات بیشتر اشاره کردند و امکان رسیدن به یک توافق نهایی را در مدت زمان کوتاه غیرممکن دانستند. اما چرا مذاکرات کند پیش میرود؟ برای پاسخ به این سوال باید در وهله اول به تغییر رویکرد مذاکرات از بحث درباره مسائل «کلی» به سمت مسائل «جزئی» اشاره کرد.
در مذاکرات قبلی عمدتا بحثها حول محور مباحث کلی بود و دو طرف روی خطوط کلی به توافق رسیده بودند، اما در مذاکرات چند روز گذشته مذاکرات روی جزئیات متمرکز شده بود و به همین دلیل رسیدن به توافق روی جزئیات امری زمان بر است که نیازمند مذاکرات بیشتری است. مهمترین بحثی که در جزئیات مطرح شده است این است که چه زمانی تحریمها علیه ایران باید برداشته شود و نظارتهای بینالمللی چه زمانی باید اجرایی شوند.
آنچه که مربوط به ایران میشود این است که تا یکسال آینده باید تحریمها لغو شوند. ایران به صورت داوطلبانه متعهد شده است که غنیسازی 20 درصدی را متوقف کند و از همین رو انتظار دارد که تحریمها همزمان با فعالیتهای مربوط به تعلیق غنیسازی برداشته شوند.
در شرایط کنونی شاهد این هستیم که صرفا گسترش تحریمها متوقف شده است و ایران نیز توسعه برنامه هستهای را متوقف کرده است. اما مسئله و بحث اصلی این است که ایران اگر بخواهد غنیسازی 20 درصدی را متوقف کند طرف مقابل چه زمانی باید چه اقداماتی را انجام دهد. در واقع در اینجا باید گفت که اقدامات هر دو طرف باید به صورت همزمان صورت پذیرد و اینطور نباشد که یکطرف تعهدات خود را انجام دهد و طرف دیگر قدمی برندارد. ایران انتظار دارد همزمان با اینکه تعلیق غنیسازی آغاز شده است تحریمها نیز متوقف شوند.
همچنین مسئله بعدی این است که ایران اصرار دارد که در مدت زمان یکسال تکلیف پرونده هستهای مشخص و دوره زمانی این توافقنامه مشخص شود. مسئله اصلی در اینجا جو بیاعتمادی است که بر طرفین حاکم است. دو طرف به شدت به یکدیگر بدبین هستند. پس در وهله باید این جو بیاعتمادی از بین برود تا امکان رسیدن به یک توافق نهایی وجود داشته باشد.
همچنین نباید از کارشکنیها نیز غافل بود. در هر دو طرف برخی گروهها وجود دارند که خواهان عدم دستیابی به توافق نهایی هستند بخصوص در طرف غربی. برخی نمایندگان کنگره آمریکا به همراه صهیونیستها در مدت اخیر از هرگونه اقدامی برای ایجاد خلل در روند مذاکرات کوتاهی نکردهاند و لابیهای صهیونیستی به شدت بهدنبال این هستند مانع از این شوند که توافقی پایدار میان ایران و گروه 5+1 صورت پذیرد.
بنابراین باید گفت که بخشی از کند پیش رفتن مذاکرات امری طبیعی محسوب میشود ولی مسئله اصلی این است که دو طرف به یکدیگر بیاعتماد هستند و این بیاعتمادی جز با حسننیت و اقدامات دوجانبه حل نخواهد شد.