به گزارش سایت طلا، حجتالاسلام رضا مطلبی امام جماعت مسجد جامع ابوذر تهران پس از عمری مجاهدت در راه اعتلای دین دعوت حق را لبیک گفت.
مسجد جامع ابوذر از روز ۶ تیرماه ۱۳۶۰ با فاجعه بمبگذاری هنگام سخنرانی آیتالله خامنهای بر سر زبانها افتاد، البته قسمت الهی طور دیگری رقم خورد و آیتالله خامنهای برای انقلاب و اسلام باقی ماند، ایشان مدتی بعد از این حمله تروریستی با رأی مردم به ریاست جمهوری رسید و سال ۱۳۶۸ با انتخاب خبرگان به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.
۶ تیر ۱۳۶۰ صدای انفجاری در مسجد و فضای بیرون میپیچد. مردم سراسیمه و گروهگروه به طرف محل انفجار میدوند، هنوز هیچکس به درستی نمیداند چه اتفاقی افتاده است، شایعاتی بر سر زبانهاست که به جان یکی از مقامات کشوری سوء قصد شده است. در مدت کوتاهی جمعیت زیادی در مقابل مسجد ابوذر جمع میشوند. بعضیها اشک میریزند و بعضی هم شعار میدهند «مرگ بر منافق ... مرگ بر منافق...» همیشه در تاریخ ملتها روزهایی وجود دارند که سرنوشت سازند.
حجتالاسلام مطلبی با توصیه رهبر شهید انقلاب اسلامی در همان سالهای نخست پیروزی انقلاب، هیچ منصبی را قبول نکرد و در محله فلاح ماند و به خدمت به مردم این خطه پرداخت. وی سال ۱۳۹۰ در مصاحبه با خبرگزاری فارس به شرح ترور نافرجام آیتالله خامنهای پرداخت که همزمان با ارتحال این عالم ربانی بخشهایی از این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
ماجرای حضور آیتالله خامنهای در مسجد ابوذر
آمدن مقام معظم رهبری به مسجد ابوذر مقدماتی داشت چرا که ایشان به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی و امام جمعه موقت تهران دارای محدودیت وقت بودند و در آن دوره زمانی، مسئله مهم کشور که آسیب جدی به انقلاب اسلامی وارد میکرد شایعات و دروغهای بیجایی بود که توسط گروههایی در بین مردم به طور مستقیم پخش میشد.
در آن فاصله زمانی سر هر کوچه گروههای ۲ یا ۳ نفر راجع به شایعات موجود در کشور با یکدیگر صحبت میکردند و این مسئلهای بود که دشمن برای جامعه اسلامی به وجود آورده بود و به خصوص این شایعات بیشتر درباره اشخاصی همچون آیتالله بهشتی، مقام معظم رهبری و آیتالله موسوی اردبیلی مطرح بود.
حضور مناطق جنوبی شهر برای پاسخ به شایعات و شبهات
یادم هست آن روزها در میدان مقدم و میدان ابوذر جمعی مینشستند و اینگونه صحبتها را مطرح میکردند. اینجا بود که مقام معظم رهبری که به اینگونه مسائل آشنایی داشتند، خواستند تا در جنوب تهران طی جلسهای با این هجمه باطل مبارزه کنند.
مقام معظم رهبری روزهای شنبه در مسجد «حاج ابوالفتح» در خیابان ری سخنرانی میکردند اما از آنجایی که حزب جمهوری خواستار این بود که آنگونه جلسات در جنوب تهران برگزار شود، مسجد ابوذر را برای این برنامهها مناسب دیدند و از ما برای همکاری در برگزاری این برنامه دعوت به همکاری کردند و ما هم با استقبال از این پیشنهاد، مسجد ابوذر را از همه جهات به خوبی آماده کردیم.
لغو حضور آیتالله خامنهای در مسجد ابوذر
برای برگزاری بهتر مراسم من دستور دادم تا در حیاط مسجد یک میزی با تعداد زیادی پریز برق آماده کنند تا ضبطها را بر روی آن قرار دهیم. همه چیز برای یک برنامه خوب آماده شد، اما مقام معظم رهبری با یک تماس تلفنی با واسطه اعلام کردند، به خاطر جلسه مهمی که برای استیضاح بنیصدر در مجلس وجود دارد، سخنرانی ایشان لغو شود.
حضور در مسجد چند روز بعد یعنی ۶ تیرماه
چند روز بعد از لغو سخنرانی آیتالله خامنهای در مسجد ابوذر، روزنامه جمهوری اسلامی خبر حضور مقام معظم رهبری را در روز شنبه ۶ تیرماه در مسجد ابوذر منتشر کرد، این بار ایشان زودتر از موعد مقرر در مسجد حضور یافتند و مدتی در حیات مسجد جمعی از همرزمان و ارادتمندانشان گرد ایشان حلقه زدند و گپ و گفت داشتند.
نماز ظهر را به امامت ایشان اقامه کردیم و ایشان در فاصله دو نماز، به سخنرانی پرداختند. ایشان در این سخنرانی از توطئه و شایعاتی که تاکنون جامعه اسلامی با آن روبهرو بوده است، سخن گفتند و مثالهایی از جنگ بدر و حنین زدند. در میان این صحبتها بود که یک سیاهی پشت سرم احساس کردم، آن فرد جلو رفت تا ضبط خود را نزدیک سخنران بگذارد و ما فکر کردیم به خاطر ضبط کردن بهتر صدا میخواهد آن را نزدیک مقام معظم رهبری قرار دهد و هیچگاه فکر ترور ایشان به ذهن ما خطور نکرد.
روایت لحظه انفجار ضبط صوت کنار رهبر انقلاب
چند ثانیه بعد از قرار دادن ضبط، بلندگو شروع کرد به صوت کشیدن و آقا در صحبتهایشان تذکری برای درست کردن بلندگو دادند و چند قدمی برای بهتر شدن صدا جا به جا شدند که ناگهان صدای مهیبی برخواست و مقام معظم رهبری بر زمین افتاد و خواست و اراده خداوند این بود که در این حادثه آقا به تنهایی مجروح شوند چرا که ممکن بود فردای آن روز با حضور در حزب جمهوری هدف توطئه بزرگتری قرار بگیرند.
این حادثه بعد از استیضاح و برکناری بنیصدر اتفاق افتاد، بعد از حادثه ۶ تیر ۶۰، در سازمان تبلیغات اسلامی به خدمت مقام معظم رهبری رسیدم آقای جنتی افراد شرکتکننده در جلسه را معرفی میکرد زمانی که نوبت به معرفی بنده رسید، سرم را پایین انداختم و خجالت کشیدم، حضرت آقا بعد از شنیدن عنوان مسجد ابوذر فرمودند «مسجد خودمان» و ادامه دادند «در اولین فرصت برای برنامهای به مسجد ابوذر میآیم» که در انتخابات ریاست جمهوری بدون هماهنگی به مسجد ابوذر آمدند.
مجروح شدن رهبر انقلاب تقدیر الهی برای حفظ ایشان بود
مجروح شدن مقام معظم رهبری در مسجد ابوذر را میتوان تقدیر الهی دانست، اگر مقام معظم رهبری در ۶ تیر ۶۰ در مسجد ابوذر مجروح نمیشدند قطعاً در جلسه حزب جمهوری در ۷ تیر شرکت میکردند و به شهادت میرسیدند و این اراده و مشیت الهی بود که ایشان با مجروحیت در مسجد ابوذر مدتی را در بیمارستان بستری شوند تا از این گونه خطرها مصون بمانند. با انفجار ضبط بمبگذاری شده جای برخورد ترکشهایش بر دیوار مسجد ابوذر تا مدتها باقی بود و ما هم چند سالی آنها را نگه داشتیم تا یاد و خاطره این حادثه زنده نگهداشته شود، اما متأسفانه توجهی به این امر نشد و در بازسازیهای جدید مسجد این اثر از میان رفت.