سایت خبری طلا

در جنوب لبنان این روزها چه می‌گذرد؟

منبع: فارس


لبنان به معنای واقعی کلمه در روزهای سرنوشت‌سازی به سر می‌برد، ارتش اشغالگر در همراهی با جریان غربگرای لبنانی عزم خلع سلاح حزب‌الله را در پیش گرفته است... اما این تمامی روایت نیست.


به گزارش سایت طلا، ارتش اشغالگر اسرائیل روز گذشته از تسلط بر قلعه تاریخی «شقیف» (قلعه بوفور) با عبور از رود لیتانی در جنوب لبنان خبر داد. قلعه‌ای مستقر در یک بلندی که به گفته ارتش اسرائیل امکان نظارت بر مناطق وسیعی از منطقه جنوب لبنان را به او می‌دهد.

طبق گزارش منابع اسرائیلی، تاکنون حدود ۶۰ روستا و شهرک و شهر در جنوب لبنان به اشغال ارتش اسرائیل درآمده است، تمامی ساکنان آن‌ها مجبور به فرار به سمت مناطق شمالی شده‌اند و منابع اسرائیلی می‌گویند ارتش این رژیم قصد دارد برخی روستاها را به گونه‌ای از بین ببرد که دیگر جایی برای بازگشت خانواده‌ها وجود نداشته باشد.

ارتش اسرائیل روز گذشته بار دیگر به ساکنان مناطق واقع در جنوب رود زهرانی ــ که حدود ۴۰ کیلومتر با مرز فلسطین اشغالی فاصله دارد ــ دستور تخلیه صادر کرد که بیش از ۲۰۰ شهر، شهرک و روستای جنوب لبنان را در بر می‌گیرد که به معنای ایجاد یک موج بی‌سابقه آوارگی در جنوب لبنان است.

در این میان پنج لشکر متشکل از ده‌ها هزار نیروی اشغالگر در این مناطق مستقر شده‌اند و مساحت تقریبی منطقه تحت اشغال حدود ۵۷ کیلومتر مربع برآورد می‌شود که معادل حدود پنج و نیم درصد از خاک لبنان است. عمق این منطقه معمولاً بین پنج تا ده کیلومتر از خط مرزی است، اما در برخی نقاط به رودخانه لیتانی و ارتفاعات بوفور (۱۵ کیلومتری مرز) نیز رسیده است.

نقشه ارتش اسرائیل از مناطق تحت اشغال خود در جنوب لبنان (نقشه مربوط به 19 آوریل است، اما از ان زمان تاکنون جز اشغال چند شهرک و روستا تغییر چندانی در وسعت و حجم مناطق اشغالی رخ نداده است

خطر اشغال کامل جنوب لبنان

مجموع این تحولات موجب شده است که برخی از خطر احتمالی اشغال کامل جنوب لبنان سخن بگویند. هرچند آن‌طور که از منابع اسرائیلی بر می‌آید، ارتش اسرائیل قصد ندارد همانند سال‌های پیش از ۲۰۰۰ ده‌ها پایگاه در این مناطق ایجاد کند یا برای مدت طولانی در منطقه بماند، چرا که از تکرار تجربه شکست خود به دست مقاومت و بیرون راندنش از لبنان در آن سال واهمه دارد. همچنین قرار شده است که نیروهای اسرائیلی به شکل عمده در حال تحرک باشند و کمتر در نقطه‌ای متمرکز شوند.

بنابراین هدف اصلی بمباران حداکثری، نابودی زیرساخت‌ها و آن‌طور که ادعا شده است ایجاد «بازدارندگی» جهت توقف حملات به شمال فلسطین اشغالی است؛ در این میان نگرانی‌ها درباره تبدیل شدن این منطقه به الگویی مشابه نوار غزه افزایش یافته است.

امروز نیز در تحولی دیگر، بنیامین نتانیاهو دستور انجام حملات شدید به ضاحبه بیروت را صادر کرد، جروزالم پست نوشته است که مقامات اسرائیلی تأییدیه‌های لازم را برای گسترش عملیات خود علیه لبنان از آمریکا دریافت کرده‌اند. پس از صدور این دستور، هزاران نفر در حال تخلیه محله‌های ضاحیه جنوبی بیروت هستند.

ارتش اشغالگر نام مناطق تحت اشغال خود را «منطقه دفاعی پیشرو» نامیده است. «آریک موآل»، فرمانده تیپ پیاده «ناحال» روز گذشته به خبرنگارانی که برای بازدید از قلعه «شقیف» به منطقه برده شده بودند، گفت: «از نظر نظامی، این یک منطقه امنیتی است. به ما مأموریت داده شده منطقه‌ای ایجاد کنیم که از آنجا امکان اجرای آتش مستقیم ضدزره وجود نداشته باشد. نباید هیچ نیرویی در اینجا حضور داشته باشد که بتواند به شهرک‌های شتولا یا زاریت نفوذ کند و همچنین هیچ زیرساختی برای فعالیت‌های مسلحانه نباید باقی بماند» .

مقاومت تاریخی حزب‌الله

اما حملات حزب‌الله حتی با اشغال مناطق گسترده‌ای در جنوب تا قلعه شقیف نیز متوقف نشده است. حملات همچنان حتی با حجم و وسعت سرزمینی بیشتری ادامه دارد. حملات موشکی، توپخانه‌ای، پهپادی و کمین‌های متعدد حزب‌الله نشان می‌دهد، نفوذ سرزمینی اسرائیل مانع طرح‌ریزی و انجام حملات نشده است.

رزمندگان لبنانی سوار بر موتور و در حالیکه تمامی مختصات جغرافیایی منطقه را می‌شناسند، با اتخاذ آخرین تاکتیک‌های جنگ نامنظم و چریکی، حداکثر ضربه ممکن را بر بدنه ارتش اسرائیل وارد می‌کنند.

حزب‌الله لبنان صبح امروز اعلام کرد زیرساخت‌های وابسته به ارتش صهیونیستی را در شهر صفد در دو نوبت شلیک موشکی و راکتی هدف قرار داده است.

حزب‌الله همچنین اعلام کرد که یک واحد نظامی صهیونیستی را که در داخل چادری در شهرک «مارون الراس» در جنوب لبنان سنگر گرفته بودند، هدف حمله پهپادی خود قرار داده است .

در این میان کارشناس شبکه 13 اسرائیل شب گذشته در تحلیلی از اشغال قلعه «شقیف» اذعان کرد: «اما اگر در سال ۱۹۸۲ توپخانه نیروهای مسلح از بوفور مستقیماً خانه‌های المطله و شهرک‌های انگشت الجلیل را هدف قرار می‌داد، آنچه از صبح امروز می‌بینیم این است که بوفور نه پهپادهای انتحاری را متوقف کرده و نه راکت‌هایی را که امروز بر صفد، کریوت و معالوت فرود آمدند».

او تأکید کرد: یعنی گسترش عملیات زمینی عملاً باعث کاهش آتش نشده است.

در این میان ریزپرنده‌های مبتنی بر فیبر نوری حزب‌الله موسوم به «FPV» همچنان با همان ریتم سابق و چه بسا بیشتر به پرواز در آمده و هر بار چندین تلفات روی دست ارتش اسرائیل می‌گذارد. پهپادهایی که با ابزارهای سنتی امکان ره‌گیری و خنثی‌سازی آن‌ها وجود ندارد و تقریبا 90 درصد تلفات اشغالگران با حملات این‌ نوع پهپادها ثبت شده است.

کابینه نتانیاهو نیز در این میان بودجه‌ای حدود دو میلیارد شِکِل (حدود ۷۰۰ میلیون دلار) برای راه‌حل‌های تکنولوژیکی برای مقابله با تهدید پهپادها تصویب کرده است و همینطور راه‌کارهای مختلفی در سطوح ارتش اسرائیل برای چگونگی در امان ماندن از حملات این پهپادها توصیه شده اما هیچ‌کدام تاکنون مأثر واقع نشده‌اند.

حتی دو روز پیش رسانه‌های اسرائیلی مدعی کاهش این نوع حملات از سوی حزب‌الله شده بودند، اما روز گذشته اعلام شد که این گروه مقاومت در تعداد شلیک پهپادهای انتحاری رکورد زده است.

پهپادهای مجهز به دوربین دید در شب

تحول دیگر در عرصه میدانی تجهیز این پهپادها به دوربین‌های دید در شب است؛

در روزهای گذشته ارتش اسرائیل به زعم در امان ماندن از ریزپرنده‌های حزب‌الله، عمده فعالیت‌ها و تحرکات نیروهای خود را به شب انتقال داده بود، اما حزب‌الله با دوربین‌های دید در شب، این تاکتیک را بی اثر کرده است.

حزب‌الله همچنین با انتشار کلیپی از حملات موشکی و پهپادی خود به زبان عبری نوشت: هیچ منطقه حائل امنیتی نمی‌تواند مانع حملات شود.

فتنه داخلی علیه حزب‌الله

موضوع دیگر در لبنان، یک دولت غرابگرای مستقر در بیروت است و دیگری طیف‌ها و گروه‌های سیاسی مخالف حزب‌الله که این روزها نیز تلاش دارند روایت وارونه‌ای از وقایع بیان کنند.

دولت در لبنان همواره متعلق به طیف اهل سنت بوده که خود را وامدار حمایت‌های عربستان سعودی و فرانسه می‌داند؛ اما دولت اخیر به ریاست «نواف سلام» با تمام قوا به اصطلاح شمشیر را برای حزب‌الله از رو بسته و روزی نیست که علیه سلاح مقاومت موضع نگیرد. به خصوص «یوسف رجی» وزیر خارجه لبنان که از حزب «القوات اللبنانیه» برآمده و به موازات مقامات اسرائیلی علیه حزب‌الله و ایران موضع می‌گیرد؛ «القوات اللبنانیه» حزبی است که سابقه همکاری گسترده با رژیم اسرائیل در دوران جنگ داخلی لبنان را در کارنامه خود دارد.

مسأله دیگر مربوط به نهاد ریاست‌جمهوری است، برخلاف دوره ریاست‌جمهوری «میشل عون» که وی تلاش داشت لبنان را وارد تنش داخلی نکرده و سلاح مقاومت را رو در روی ارتش قرار ندهد، اما اکنون «جوزف عون» که پیش از این فرماندهی ارتش لبنان را بر عهده داشت، در جبهه مقابل حزب‌الله قرار گرفته و مجموع این شرایط خطر وقوع جنگ داخلی را تشدید کرده است؛ هرچند بدنه ارتش لبنان تمایلی به هیچ رویارویی ندارد و حزب‌الله نیز تمامی تلاش خود را برای جلوگیری از وقوع چنین سناریویی به کار گرفته، اما این خطر همچنان در کمین لبنان است.

حجم مخالفت‌ها با حزب‌الله در میان طیف مقابل برخی موارد تا جایی پیش رفته که به همکاری با رژیم اسرائیل منتهی شده است؛ در واقع موساد هیچ نگرانی بابت تأمین نیروی میدانی و جاسوسی در لبنان ندارد.

ویدئوی زیر مربوط به «رواد نصار» از فعالان حزب «القوات اللبنانیه» است که می‌گوید: «دعاهای ما و قلوب ما با ارتش اسرائیل است و ان‌شاء الله که تا شهر بترون برسند». بترون شهری در شمال لبنان است.

یعنی ما در لبنان با افراد و طیف‌هایی مواجه هستیم که خواستار اشغال تمامی خاک این کشور به دست رژیم اسرائیل هستند تا به زعم خود کار حزب‌الله یکسره شود.

جمع‌بندی

در جمع‌بندی این مطلب اینکه، ارتش اشغالگر اسرائیل وارد خاک لبنان شده و دهها روستا و شهر و شهرک را به اشغال خود در آورده است؛ این مسأله جای تکذیب یا تردید ندارد که نظامیان اسرائیلی اکنون در بخش‌های قابل توجهی از جنوب لبنان جولان می‌دهند.

دهها هزار و بلکه صدها هزار لبنانی آواره شده یا در آستانه آوارگی قرار دارند و چه بسا که با افزایش حجم مناطق اشغالی، ارتش اسرائیل نیروهای بیشتری را روانه لبنان کند و خطر اشغال تمامی مناطق جنوب رود لیتانی و حتی فراتر از آن نیز وجود دارد.

همچنین از امروز قرار است ضاحیه جنوبی بیروت نیز به شدت بمباران شود و بی شک فشار نظامی بر ضاحیه افزایش خواهد یافت.

اما این همه روایت نیست، بدون هیچ گونه بزرگنمایی یا اغراق، رزمندگان حزب‌الله در حال مقاومت جانانه‌ای هستند.

غافلگیری‌ها و شگفتی‌سازی‌های حزب‌الله گویا قرار نیست تمام شود؛ نفس ورود این گروه مقاومت در دوم مارس برای حمایت از ایران آن هم پس از اینکه در دور قبلی جنگ دهها فرمانده ارشد و رهبران بزرگ خود از جمله شهید سید حسن نصرالله را از دست داده بود؛ برای بسیاری حتی دوستان نیز جای شگفتی داشت.

اکنون نیز تحلیلگران نظامی اسرائیل روزانه در نشست‌های خبری و تحلیلی کانال‌های مختلف عبری می‌گویند که حزب‌الله قرار نیست با اشغال سرزمینی یا بمباران‌ دست از حملات خود بردارد، چنان‌که گمان می‌رفت با اشغال قلعه شقیف، حملات موشکی و پهپادی حزب‌الله به شمال فلسطین اشغالی کاهش یابد، اما چنین نشد.

حزب‌الله اکنون در دو جبهه می‌جنگد، یکی در جبهه نظامی با ارتش مجهز اسرائیل و دیگری در جبهه سیاسی و تبلیغاتی با طیفی که عزم خود را جزم کرده تا به خیال خود حزب‌الله را خلع سلاح کند؛ طیفی که دهها سال در آرزوی خلع سلاح حزب‌الله بود و اکنون به خیال خود پنجره فرصت بزرگی برایشان گشوده شده است.