به گزارش سایت طلا، «هفت روز سیما» عنوان یک بسته خبری-تحلیلی است که در پایان هر هفته به بازخوانی متن و حاشیه اتفاقات خبری صدا و سیما و شبکه نمایش خانگی میپردازد. همچنین در این بسته، نیمنگاهی هم به شایعات و اخبار غیررسمی داریم و در تلاش هستیم در کوتاهترین زمان ممکن از مهمترین اخبار هفته در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی باخبر شوید.
چهره هفته؛ الیکا عبدالرزاقی
الیکا عبدالرزاقی بازیگر تئاتر و تلویزیون به تازگی اجرای جدیدترین فصل از «کودک شو» را بر عهده گرفته است. برنامهای که طی سالها، مجریان مختلفی از پژمان بازغی تا ملیکا شریفینیا آن را تجربه و هر کدام سعی کردهاند لحن و شخصیت خودشان را به فضای برنامه تزریق کنند. حالا در فصل تازه، نوبت به عبدالرزاقی رسیده؛ بازیگری که سالهاست مخاطب او را با انرژی بالایش هم در بازی و شخصیت پردازی ها میشناسد.
همین ویژگی، هم میتواند نقطه قوت اجرای او باشد و هم چالش اصلیاش. از این منظر، حضور عبدالرزاقی میتواند یک امتیاز مهم باشد. شخصیت نمایشی او ذاتاً پرتحرک و بیپرواست و این میتواند برای فضای کودک، یک مزیت جدی قلمداد شود.
از سوی دیگر، او وارد برنامهای شده که پیش از این بارها آزمون خود را پس داده است و هر تغییری در چنین برندهایی، زیر ذرهبین مقایسه میرود؛ مخصوصاً وقتی مجری تازه، شخصیت متفاوت و پررنگی داشته باشد. بنابراین طبیعی است که اجرای او، از همان قسمتهای اول واکنش های متفاوتی هم به همراه داشته باشد.
با این حال، قضاوت قطعی درباره اجرای عبدالرزاقی هنوز زود است. بعضی اجراها در قسمتهای ابتدایی، صرفاً در حال پیدا کردن فرم خود هستند. آنچه فعلاً میتوان گفت این است که تلویزیون، برای برنامه ها، مسابقه ها و اجراهای مختلف خود به مجریانی با جسارت های متفاوت نیاز دارد؛ اینکه الیکا عبدالرزاقی بتواند این مسیر را به نقطه تعادل برساند یا نه، چیزی است که احتمالاً در ادامه فصل مشخص خواهد شد.
تعطیلی هفته؛ خونخواهی نمایشی یا تجارت با خون
این هفته شبکه «منوتو» پایان فعالیت خود را اعلام کرد. تعطیلی شبکه «منوتو» را نمیتوان صرفاً پایان یک رسانه سرگرمیمحور دانست. این شبکه در سالهای فعالیت خود نشان داد که پروژهاش فراتر از تولید برنامههای سرگرم کننده، موسیقی و مسابقه بود؛ «منوتو» تلاش میکرد با استفاده از پوشش سرگرمی، ذهن مخاطب ایرانی را به سمت خشم و نارضایتی دائمی از ساختار سیاسی و تصویر ایران سوق دهد. هرچند در یکی دو سال اخیر بودجه شبکه دیگر کفاف برنامه سازی در قالب همین پوشش را هم نداد و صرفا به گفتگوهای علنی برای تهییج مردم برای اعتراضات و ناآرامی های خیابانی تبدیل شد.
با این حال شاید برای مخاطب عادی این رویکرد پنهان شبکه طی این سال ها هنوز مشخص نبود و البته قدرت شبکه هم در همین نقطه بود که ابتدا سیاستش را در دل سرگرمی تزریق میکرد؛ برنامه های سرگرم کننده ای که البته هر یک بخشی از پروژه های فساد مالی و رابطه ای شبکه را هم برملا میکرد.
با این همه شبکه سلطنت طلب «منوتو» از بازسازی اغراقآمیز دوران پهلوی تا القای ناکارآمدی مطلق ایران در تمام شئون داخلی را در دستور کار خود قرار داد. «منوتو» ابایی نداشت که البته از سرگرمی سازی به سیاسی بازی روی آورد و در بزنگاههای اجتماعی و اعتراضات و ناآرامی ها از یک شبکه سرگرمی به یک اتاق عملیات رسانهای تبدیل شود. هرچند این شبکه در التهابآفرینی رسانهای و تحریک افکار عمومی در حوادث مختلف تنها نبود و شبکه تروریستی اینترنشنال هم همپای آن در هر اعتراضی جلو آمد تا اعتراضات را دستاویزی برای قربانی کردن و ذبح مردم ایران برای منافع و مطامع سیاسی خود بدل کنند.
در سال های اخیر دیگر تردیدی نبود که «منوتو» یک رسانه بیطرف نبود و در کنار دیگر شبکه های معاند فارسی زبان به عنوان بخشی از پروژه جنگ روانی علیه ایران عمل کرد و تلاشش این بود با تولید حس ناامیدی، بیاعتمادی و خشم اجتماعی، جامعه را مستعد تنش و آشوب نگه دارد.
رسانه ای که به اسم گفتگو با مردم سعی کرد اتاق عملیات رسانه ای جنگ را برپا کرده و با سودجویی از خشم مردم از گرانی ها و نارضایتی ها هیزمی برای سوختن خودشان فراهم کند، وطن فروشی و خیانت به وطن را عادی سازی و به بهانه خونخواهی مردم با خونشان تجارت کند.
نکته هفته؛ روایت های دلپذیر «ایرانمان»
در روزگاری که مخاطب حوصله روایتهای طولانی را کمتر از گذشته دارد، میانبرنامههای کوتاه «ایرانمان سرزمین دلیران» تلاش کردهاند تاریخ و هویت ملی را در قالبی فشرده، سریع و قابل فهم بازتعریف کنند. این مجموعه با تمرکز بر معرفی چهرههای اثرگذار ایران، از شخصیتهای تاریخی تا قهرمانان معاصر، سعی میکند در چند دقیقه تصویری روشن از زندگی، منش و تأثیر این افراد به مخاطب ارائه دهد؛ کاری که در تلویزیون امروز کمتر به شکل منظم و هدفمند دیده میشود.
یکی از ویژگیهای مهم این میانبرنامهها، استفاده از فناوری هوش مصنوعی برای بازآفرینی شخصیتهای تاریخی است. وقتی چهرهای مانند امیرکبیر در قاب تصویر جان میگیرد، مخاطب تنها با یک روایت خشک تاریخی روبهرو نیست؛ بلکه حس میکند به دورهای دیگر سفر کرده و با شخصیتی واقعی مواجه شده است. این استفاده از تکنولوژی، به ویژه برای نسل جوانی که ارتباط بیشتری با تصویر و فضای دیجیتال دارد، میتواند جذاب و مؤثر باشد.
میان برنامه ها البته برای روایت زندگی شخصیتهای معاصر مانند شهید تنگسیری هم بهره می گیرد.
امتیاز اصلی «ایرانمان سرزمین دلیران» همین ایجاز هوشمندانه است؛ اینکه بدون گرفتار شدن در شعارزدگی یا روایتهای طولانی، سراغ اصل ماجرا میرود و تلاش میکند قهرمانها را سریع، ساده و ملموس معرفی کند. در دورهای که رقابت اصلی رسانهها بر سر جلب توجه مخاطب در چند دقیقه و حتی چند ثانیه است، چنین قالبهایی میتوانند بدون هیچ ادعایی، نقش مهمی در بازخوانی هویت ملی و آشنایی نسل جدید با چهرههای تاثیرگذار ایران داشته باشند.
پیشنهاد هفته؛ همکاری تنابنده و منوچهر هادی در سریال کمدی
تاکنون یک قسمت از سریال «صفا با خانواده» روی آنتن رفته است و قسمت دوم آن به آنتن نرسید. این سریال با نام اولیه «من دزد نیستم» خبری شد و برای اولین بار احمد مهرانفر را در نقشی به جز ارسطوی «پایتخت» در تلویزیون نشان می دهد.
این سریال روایتی پرماجرا از زندگی مردی است که میان قضاوتها، سوءتفاهمها و ماجراهایی پیشبینینشده، تلاش میکند حقیقت زندگیاش را حفظ کند.
سریال محصولی از سیمافیلم است که مصطفی تنابنده تهیه کننده و منوچهر هادی کارگردان آن است. پیش از این نام محسن تنابنده نیز به عنوان مدیر پروژه مطرح شده بود اما نامی از او در تیتراژ سریال نیست.
قسمت اول سریال سه شنبه ۵ خرداد پخش شد که البته افتتاحیه غافلگیرکننده ای نداشت ولی قاعدتا باید در ادامه منتظر ماند و دید ادامه اولین سریال کمدی درباره جنگ ۱۲ روزه چطور خواهد بود.
این سریال هر شب ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما روی آنتن می رود.