به گزارش سایت طلا، قیمتهای جهانی به نقطه اوج خود نزدیک میشوند که میتواند باعث تورم، کمبود و در طول زمان، رکود اقتصادی شود.
اگر قرار باشد سه ماه پس از آغاز عملیات خشم حماسی دونالد ترامپ، توافقی بین ایران و آمریکا حاصل شود، برای بازارهای نفت که به نقطه عطف خطرناکی نزدیک میشوند، خیلی زود نخواهد بود.
هزینه هر بشکه نفت خام در بازار نقدی - برای خرید فوری، عملاً - از زمانی که ایران به طور قابل پیشبینی با بستن تنگه هرمز به حمله آمریکا و اسرائیل پاسخ داد، حدود ۱۰۰ دلار افزایش یافته است.
این قیمت همچنان بسیار پایینتر از بالاترین رکوردهای تاریخی است و از آنجا که به بالاترین حد خود نرسیده است، میتوان چنین به نظر رساند که بازارها در یک رکود ناپایدار فرو رفتهاند.
با این حال، در زیر سطح، هر هفتهای که میگذرد، بازارهای انرژی را به چیزی که اقتصاددانان آن را «تعدیل غیرخطی» مینامند، نزدیکتر کرده است، به عبارت سادهتر، هرج و مرج.
تاکنون، عوامل متعددی به کاهش محدودیتهای احتمالی عرضه کمک کردهاند، از جمله آزادسازی هماهنگ و بیسابقه ذخایر استراتژیک نفت؛ تغییر مسیر بخشی از تولیدات خلیج فارس به خطوط لوله، با دور زدن تنگه هرمز؛ و کاهش سریع واردات به چین، که برخی از تحلیلگران معتقدند ممکن است نشاندهنده کاهش ذخایر نفتی پکن باشد.
اما آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، که مدیر اجرایی آن، فاتح بیرول، از همان ابتدا زنگ خطر را به صدا درآورده بود، هفته گذشته اعلام کرد که ذخایر نفتی با سرعت بیسابقهای در حال کاهش هستند و چندین تحلیلگر در هفتههای اخیر هشدار دادهاند که ممکن است به سرعت به نقطهای برسند که ذخایر به سطح بحرانی برسند.
این میتواند قیمتها را آنقدر بالا ببرد که باعث «تخریب تقاضا» - کاهش مصرف برای تأمین عرضه محدود - در مقیاسی بسیار مخربتر از هر چیزی شود که تاکنون دیدهایم.
احمد حسین، که در شرکت مشاوره کپیتال اکونومیکس، در زمینه آب و هوا و کالاها فعالیت میکند، اخیراً هشدار داد: «اگر تنگه عملاً بسته بماند و موجودی نفت تجاری در کشورهای عضو OECD با همان سرعتی که در ماه آوریل کاهش یافت، همچنان کاهش یابد، ذخایر نفتی میتواند تا پایان ژوئن به سطوح بسیار پایینی برسد.»
او اظهار داشت که این امر میتواند قیمت نفت خام برنت را به ۱۳۰ تا ۱۴۰ دلار در هر بشکه برساند. و خطر «کاهشهای بینظمتر و آسیبزنندهتر به تقاضای نفت» را به همراه دارد.
هشدار او، تحلیل قبلی ناتاشا کانوا از جیپی مورگان را تکرار کرد که گفته بود ذخایر کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) میتواند تا اوایل ماه آینده به «سطح استرس عملیاتی» برسد.
او گفت: «خیلی قبل از اینکه سیستم خالی شود، قیمتهای بالا شروع به سهمیهبندی تقاضا میکنند.» او افزود: «مصرفکنندگان کمتر رانندگی میکنند، صنایع فعالیت خود را کاهش میدهند، خطوط هوایی برنامههای خود را اصلاح میکنند و پالایشگاهها توان عملیاتی خود را کاهش میدهند.» او این را به عنوان تغییر از یک تعدیل «مدیریتشده» به یک تعدیل «اجباری» توصیف کرد.
یا همانطور که آژانس بینالمللی انرژی هشدار داد: «با توجه به اینکه ذخایر جهانی نفت در حال حاضر به رکورد جدیدی رسیده است، به نظر میرسد نوسانات بیشتر قیمتها پیش از دوره اوج تقاضا در تابستان محتمل باشد.»
ایالات متحده، به عنوان صادرکننده خالص نفت خام از زمان رونق شیل، نسبتاً از تأثیر شوک نفتی مصون بوده است. اما مصرفکنندگان آمریکایی از افزایش قیمت جهانی انرژی در امان نیستند. تحقیقات پروفسور جف کولگان، در دانشگاه براون، هفته گذشته نشان داد که مصرفکنندگان از زمان آغاز جنگ، مبلغ فوقالعاده ۴۰ میلیارد دلار (حدود ۳۰ میلیارد پوند) یا ۳۰۰ دلار برای هر خانوار، برای هزینههای اضافی بنزین پرداخت کردهاند.
موسسه مالی بینالمللی (IIF) مستقر در واشنگتن، هفته گذشته در نسخهای از گزارش جریان سرمایه منظم خود با عنوان «دنباله طولانی شوک» ابراز نگرانی کرد که اختلال اکنون بسیار فراتر از بازارهای نفت گسترش یافته است.
موسسه مالی بینالمللی (IIF) اعلام کرد: «مرحله اول شوک بر تغییر سریع قیمت نفت متمرکز بود، زیرا بازارها به خطرات اختلال در سراسر خاورمیانه و مسیرهای حیاتی کشتیرانی واکنش نشان دادند. مرحله دوم اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا این تعدیل در حال گسترش به LNG [گاز طبیعی مایع]، محصولات پالایششده، کودها، حملونقل و نهادههای صنعتی است و باعث وخامت گستردهتر در قابلیت اطمینان عرضه و بهرهوری تولید میشود.»
این موسسه بر این واقعیت تأکید کرد که قیمت نفت، که معمولاً با هر شایعه جدید در مورد توافق صلح کاهش مییابد، ممکن است جدیت اختلال گستردهتر در حال وقوع را کماهمیت جلوه داده باشد.
این موسسه گفت: «شاخصهای نفت خام ممکن است بهطور متناوب با افزایش ترس از رکود یا کاهش موقت تنشهای ژئوپلیتیکی، کاهش یابند، در حالی که LNG، کودها، هزینههای حملونقل و نهادههای صنعتی منتخب همچنان بالا باقی میمانند، زیرا مسئله گستردهتر دیگر تنها عرضه نفت در لحظه نیست، بلکه قابلیت اطمینان و انعطافپذیری خود سیستم تولید جهانی است.»
هنوز مشخص نیست که آیا توافقی شامل بازگشایی کامل تنگه هرمز با واگذاری کنترل از سوی تهران خواهد بود یا خیر. با این حال، حتی اگر ترافیک دریایی به سرعت از سر گرفته شود، IIF تنها یک «عادیسازی جزئی» را پیشبینی میکند، و سیستم انرژی «سختتر و شکنندهتر از قبل از شوک» باقی میماند.
در واقع، ایالات متحده با نشان دادن اینکه دیگر مایل یا قادر به نظارت بر ناوبری آزاد در آبراههای خاورمیانه نیست، ممکن است در واقع هزینه کالاهای جهانی را به طور نیمه دائمی افزایش داده باشد.
در بحبوحه بحران فعلی، دولتهای دهها کشور در تلاش برای محدود کردن تأثیر بحران بر مصرفکنندگان، اقداماتی را برای محدود کردن تقاضای انرژی انجام دادهاند. و پیشبینیکنندگان، انتظارات از رشد تولید ناخالص داخلی در کشورهای واردکننده نفت را کاهش دادهاند، زیرا هزینههای بالاتر بر تقاضای اقتصادی تأثیر میگذارد.
اما اگر مذاکرات صلح دوباره با شکست مواجه شود و هفتهها بدون نتیجه ادامه یابد، بازار نفت میتواند وارد مرحله جدید و بیثباتتری شود. در کوتاهمدت، این به معنای افزایش تورم و شاید کمبود آشکار محصولات نفتی خواهد بود. اما با گذشت زمان، این چالشها میتوانند تحت تأثیر ترس از رکود قرار گیرند.
ترامپ گفته است که هنگام مذاکره با ایران به امور مالی آمریکاییهای عادی فکر نمیکند. اما فقط شهروندان خودش نیستند که در حل و فصل این بنبست ذینفع هستند: در بازارهای انرژی که به طور فزایندهای شکننده هستند، به تعویق انداختن مذاکرات حتی برای چند هفته دیگر میتواند فاجعهبار باشد.