در میان اشیای بهجا مانده از کاخ گلستان، یک صندلی چوبی با تزئینات ظریف بیش از یک شی درباری ساده به نظر میرسد؛ گویی ردپای قدرتی پنهان را در دل تاریخ قاجار دنبال میکند؛ قدرتی که نامش با «مهدعلیا» گره خورده است و در سایه عنوانش، مسیر سلطنت را به کام پسرش رقم زد و هنوز هم معمای نفوذش در حافظه تاریخی ا
این صندلی از چوب گردو ساخته شده و با گِرهها و گُلکاریهای برجسته، همراه با دو نقش متقارن در بخش بالایی پشتی، جلوهای کاملاً تشریفاتی دارد. نشیمن و بخشی از پشتی آن نیز با مخمل ارغوانی پوشیده شده است؛ جزئیاتی که در کنار هم، آن را در رده اشیای ممتاز دربار قاجار قرار میدهد. در توضیح موزهای آن در کاخ گلستان آمده است که «این صندلی متعلق به مهدعلیا است.»
اما اهمیت این صندلی تنها در فرم و تزئینات آن خلاصه نمیشود، بلکه در هالهای از انتساب تاریخی و سیاسی نیز قرار گرفته است. نسبت دادن این صندلی به مادر ناصرالدینشاه، مهدعلیا، جایگاه آن را از یک شی تزئینی به یک نشانه قدرت ارتقا میدهد. همانطور که در برخی از سریالهای تاریخی نیز مهدعلیا را اغلب نشسته روی یک صندلی مشخص، به تصویر کشیدهاند.
مهدعلیا، ملک جهان خانوم
مهدعلیا در فاصله مرگ محمدشاه تا جلوس ناصرالدین میرزا، بهعنوان نایبالسلطنه، یکی از بانفوذترین زنان دربار قاجار بود. نفوذ او در تمام سالهای سلطنت ناصرالدین میرزا بر سر دربار سایه انداخته بود و در نهایت هم سایه سنگین اقتدارش، خون امیرکبیر را روی کاشیهای حمام فین کاشان سرریز کرد. همین اقتدار سیاسی اما انگار به نوعی با ماهیت وجودی این صندلی پیوند خورده است.
با این حال، این انتساب قطعی نیست. هیچ سند قاطع و مستقلی وجود ندارد که بهطور مستقیم مالکیت یا تعلق این صندلی به مهدعلیا را تأیید کند. از سوی دیگر، مجموعهای از عکسهای برجای مانده از دوره ناصرالدینشاه، که عمدتاً توسط خود او از حدود سال ۱۲۸۱ قمری به بعد گرفته شدهاند، تصویری پیچیدهتر ارائه میدهد.
در بسیاری از این تصاویر، افراد مختلف درباری بر همین صندلی نشستهاند؛ در چند مورد خود مهدعلیا به تنهایی، در مواردی دیگر ناصرالدین شاه، عزتالدوله خواهر شاه، مادام عباس (ندیمه مهدعلیا)، انیسالدوله (سوگلی شاه) و چندین چهره درباری دیگر. حال این تکرار تصویری میتواند به نوعی نشانگر این موضوع باشد که این صندلی، نه یک شی شخصی، بلکه عنصری نمایشی و قابل گردش در فضای اندرونی و دربار بوده است.
جالبتر آنکه همین مجموعه تصاویر، بهطور ضمنی نشان میدهد که صندلی مذکور نقش مهمی در صحنهپردازی بصری دربار داشته است. حضور مکرر آن در عکسهای رسمی و غیررسمی، آن را به صحنهای پرتکرار در دوره ناصری تبدیل کرده است.
نکته مهم دیگر این است که اساساً ورود صندلی به ترکیببندی تصویری ایران، پدیدهای مرتبط با دوره ناصرالدینشاه است. در آثار به جا مانده از او، چه در عکاسی و چه در نقاشی، صندلی به عنوان یکی از عناصر اصلی، دیده میشود. شمار زیادی از تصاویر او روی صندلی ثبت شدهاند. در عین حال، تنها در موارد محدودی او در ترکیبهای قدیمیتر، مانند نشستن بر تخت یا فضاهای سنتیتر به تصویر درآمده است.
ناصرالدین شاه قاجار
این تحول، البته کاملاً بیسابقه نیست. پیش از آن نیز نمونههایی از نشستن شاهان بر صندلی در هنر ایرانی وجود دارد. در اواخر دوره صفوی، در برخی آثار، شاهان در حالت نشسته بر «تخت-صندلی» تصویر شدهاند. همچنین در دوره فتحعلیشاه قاجار نیز در چند مورد، او بر صندلیهای طلایی و جواهرنشان نقاشی شده است. اما تفاوت اساسی در اینجاست که در دوره ناصرالدینشاه، صندلی دیگر یک عنصر استثنایی نیست، بلکه به یک الگوی غالب تصویری تبدیل میشود، در حالی که در دورههای پیشین، استفاده از آن محدود و پراکنده بوده است.
در مقابل، سنت تصویری پیش از این دوره، شاهان را عمدتاً یا نشسته بر زمین، یا تکیهزده بر تختها و مخدهها نشان میداد. در اوایل دوره قاجار نیز تمرکز اصلی در نقاشیهای سلطنتی نه بر بازنمایی دقیق چهره، بلکه بر نشانههای مادی قدرت بود؛ عناصری مانند تاج کیانی، گردنبند سلطنتی، بازوبندهای الماسنشان و سنگهای قیمتی و تخت سلطنتی. در واقع، تصویر شاه بیش از آنکه بازنمایی فرد باشد، نمایش مجموعهای از نشانههای اقتدار بود.
ناصرالدین شاه قاجار
برخی از پژوهشگران هنر معتقدند این شمایلپردازی سلطنتی در دوره قاجار، حامل پیامهای سیاسی نیز بوده است. در همین زمینه، لیلا دیبا در مقاله «تصویر قدرت و قدرت تصویر» اشاره میکند که تنها در دو دهه نخست سلطنت فتحعلیشاه، بیش از پانزده پرتره نشسته از او بهعنوان هدیه دیپلماتیک به کشورهای انگلستان، هند، روسیه و فرانسه ارسال شده است؛ تصاویری که در آنها تأکید ویژهای بر نمایش جواهرات و نشانههای ثروت و اقتدار وجود دارد. در این معنا، تصویر شاه نه صرفاً بازنمایی، بلکه ابزاری برای دیپلماسی بصری و نمایش قدرت سیاسی بوده است.
با وجود این روند، باید توجه داشت که استفاده از صندلی در تصاویر پرترهای از شاهان کاملاً بیسابقه نیست. در اواخر صفویه نیز نمونههایی از تصویر شاهان بر صندلی وجود دارد و حتی در دوره فتحعلیشاه نیز گاه او بر صندلیهای طلایی جواهرنشان به تصویر کشیده شده است. با این حال، در دوره ناصرالدینشاه این الگو بهطور چشمگیری غالب میشود و تقریباً به فرم استاندارد تصویر شاه بدل میگردد.
در این میان، یکی از آثار مهم دوره ناصرالدینشاه، نقاشی مشهور «تالار آینه» اثر کمالالملک است. در این اثر ناصرالدین شاه در خلوت خود در تالار آینه در حالی که روی یک صندلی نشسته است، به تصویر کشیده شده است. اجرای این اثر، بر اساس مستندات تاریخی، نزدیک به پنج سال به طول انجامیده است و همین زمان طولانی، نشاندهنده اهمیت و وسواس در بازنمایی این فضای سلطنتی است.
نقاشی تالار آینه، اثر کمالالملک
* در نگارش این گزارش از اطلاعات موجود در کتاب تحولات تصویری هنر ایران به قلم سیامک زندهدل، استفاده شده است.