به گزارش سایت طلا، زمینه ژئوپلیتیکی این سفر به طور قابل توجهی ناپایدارتر از سفر 9 سال قبل ترامپ به چین است. جنگ ایران بازارهای جهانی انرژی را آشفته کرده، مسیرهای کشتیرانی را مختل کرده و نگرانیها در مورد تشدید تنشهای منطقهای گستردهتر را تجدید کرده است.
یورونیوز نوشت: در همین حال، چین تلاش کرده است تا خود را به عنوان منبع تداوم اقتصادی و ثبات دیپلماتیک معرفی کند و روابط تجاری خود را در سراسر آسیای جنوب شرقی، خلیج فارس و بخشهایی از آفریقا و آمریکای لاتین تقویت کند.
ایالات متحده علاوه بر دخالت در خاورمیانه، به طور فعال در حال تحکیم نفوذ خود در سراسر نیمکره غربی است.
دولت ترامپ با اقدام نظامی، رژیم ونزوئلا را به طور مؤثر از چین دور کرده، از طریق تحریمها، حکومت کوبا را از نظر اقتصادی تا آستانه فروپاشی تحت فشار قرار داده و یک ائتلاف امنیتی جدید با چندین کشور آمریکای لاتین و کارائیب با نام «سپر قاره آمریکا» ایجاد کرده است.
استراتژی آمریکا با هدف مشخص کاهش نفوذ چین و تأمین زنجیرههای تأمین حیاتی، برتری نظامی و اقتصادی را در منطقه مجدداً تثبیت کرده است. به عنوان مثال، ایالات متحده و چین در حال حاضر در حال اختلاف شدید بر سر کنترل بندر در کانال پاناما هستند. ایالات متحده هنوز ثروتمندتر است اما چین اقتصاد جهانی را تغییر شکل داده است.
از زمان سفر ترامپ به چین در سال ۲۰۱۷، ایالات متحده همچنان رهبری اقتصاد جهانی را بر عهده داشته است.
طبق آخرین پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول که در ماه آوریل منتشر شد، انتظار میرود تولید ناخالص داخلی اسمی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ از ۳۰ تریلیون دلار (۲۵.۵ تریلیون یورو) فراتر رود، در حالی که این رقم برای چین تقریباً ۲۰ تریلیون دلار (۱۷ تریلیون یورو) است که به ترتیب حدود ۲۵٪ و ۱۷٪ از اقتصاد جهانی را تشکیل میدهد.
ایالات متحده و چین بیش از یک دهه است که دو جایگاه اول را در رتبهبندی تولید ناخالص داخلی اسمی اشغال کردهاند، اما این شکاف، اگرچه بزرگ است، اما با رشد سریعتر چین، به تدریج در حال کاهش است.
طبق آمار صندوق بینالمللی پول، نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی واقعی چین از سال ۲۰۱۷ به طور متوسط ۵.۴۸ درصد بوده است، در حالی که این نرخ برای ایالات متحده ۲.۵ درصد و برای جهان ۳.۲۶ درصد است. اساساً، اقتصاد چین با دو برابر نرخ رقیب آمریکایی خود و به طور قابل توجهی بالاتر از سرعت جهانی در حال رشد است.
یکی از عوامل بسیار مهم در عملکرد بالاتر از حد متوسط چین این واقعیت بود که این کشور تنها کشور بزرگی بود که سال ۲۰۲۰ را با رشد اقتصادی پس از ویرانی اقتصاد جهانی توسط همهگیری کووید-۱۹ به پایان رساند.
برای امسال، پیشبینی میشود که رشد سالانه تولید ناخالص داخلی واقعی چین ۴.۴ درصد باشد، در حالی که برای ایالات متحده ۲.۳ درصد و برای جهان ۳.۱ درصد باشد.
چین همچنین در سال ۲۰۱۶ از ایالات متحده پیشی گرفت و سهم بیشتری از اقتصاد جهانی را بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) به خود اختصاص داد و از آن زمان تاکنون این شکاف را افزایش داده است. این معیار با توجه به سطح قیمتهای داخلی تنظیم میشود و منعکس کننده مقیاس واقعی تولید و مصرف در یک اقتصاد است.
این تغییر نشان میدهد که چگونه چین به مرکز تولید جهانی، زنجیرههای تأمین و تقاضای کالا تبدیل شده است.
پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول، سرانه تولید ناخالص داخلی ایالات متحده را در سال ۲۰۲۶ بیش از ۹۴۰۰۰ دلار (۷۹۸۵۰ یورو) تخمین میزند، در حالی که این رقم برای چین نزدیک به ۱۵۰۰۰ دلار (۱۲۷۵۰ یورو) و برای جهان تقریباً ۱۶۰۰۰ دلار (۱۳۶۰۰ یورو) است.
با وجود دههها توسعه سریع، اقتصاد چین هنوز با چالشهای ساختاری از جمله مصرف داخلی ضعیف، بیکاری بالای جوانان، رکود بخش املاک و مستغلات و فشارهای جمعیتی مرتبط با پیری جمعیت مواجه است.