به گزارش سایت طلا، ایران پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل با بستن تنگه هرمز و تعیین و اعمال قوانین و مقررات جدید بر آن، کنترل تردد کشتی ها از این تنگه را در اختیار گرفت. اقدامی که منجر به واکنش شدید طرف مقابل درگیر در جنگ شده و منجر به محاصره دریایی ایران شد.
این در حالیست که تا پیش از این برخی از تنگه های مهم دنیا، قوانین خاصی برای تردد داشته و از کشتی های عبوری عوارض دریافت می کنند. اما با پیش کشیده شدن بحث دریافت عوارض از تنگه هرمز از سوی ایران، ترامپ این اقدام ایران را محکوم کرد.
بد نیست در ادامه به برخی از تنگه های مهم در سراسر جهان بپردازیم.
خوب است بدانید که 12 تنگه مهم در آب های سراسر دنیا وجود دارد. نقاطی که تجارت، نفت، گاز LNG و قدرت نظامی کشورهای دنیا را تامین می کنند.
برای مثال تنگه مالاکا که میان مالزی و اندونزی قرار گرفته، 25 درصد از کالاهای تجاری جهانی از این تنگه عبور می کند.
تنگه هرمز نیز 25 درصد از نفت جهان و یک سوم گاز LNG دنیا از این نقطه عبور کرده و انرژی دیگر کشورها را تامین می کند.
در بین 12 تنگه مهم دنیا، برخی نقاط کلیدی و فشار هستند از جمله تنگه مالاکا میان مالزی و اندونزی، تنگه هرمز میان ایران و عمان، تنگه جبل الطارق میان اسپانیا و مراکش، تنگه بسفر در ترکیه و تنگه ماژلان میان شیلی و آرژانتین.
این تنگه ها از آن جهت به نقاط فشار شناخته می شوند که در صورت بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت جهش پیدا می کند؛ در صورت بسته شدن مالاکا، آسیا یخ خواهد زد، در صورت بسته شدن تنگه بسفر، تجارت دریای سیاه متوقف خواهد شد.
در واقع تنگه هرمز، تنگه باب المندب، کانال سوئز و تنگه دانمارد «بلوک انرژی، نفت و پتروشیمی» هستند. تنگه مالاکا، تنگه سوندا، تنگه لومبوک و تنگه تایوان «بلوک تجارت صنعتی و ترانزیت کالا» بوده و تنگه جبل الطارق، تنگه های بسفر و داردانل، تنگه ماژلان و کانال پاناما «بلوک غلات و موادغذایی» هستند.
نمیتوان انکار کرد که ماجرای هرمز ابتدا یک تصمیم منطقهای بود؛ راهبردی از سوی ایران که برای تنبیه مؤثر ائتلاف متجاوز اجرا شد. با این حال، تأثیر آن خیلی زود به کل دنیا تسری پیدا کرد و زیربنای تغییر نظم کشتیرانی در دریاها شد.
حالا دیگر تنگهها فراتر از مسیری برای عبور کشتیها به واحدهای بالفعل قدرت تبدیل شدهاند و کنترل یا اختلال در آنها میتواند از قیمت انرژی تا ثبات زنجیره تأمین را بازتعریف کند. منصفانه قضاوت کنیم، دیر یا زود چنین شرایطی در دنیا ایجاد میشد. فقط استراتژی سبکسرانه رئیسجمهور آمریکا در این دوره به یک خطای راهبردی تبدیل شد و نظم نوین جهانی را در یک الگوی چندقطبی تسریع کرد.