۶ دهه از تثبیت هژمونی دلار آمریکا به عنوان ستون فقرات نظام مالی بینالمللی میگذرد.
نظامی که در پی توافقات برتون وودز و با افول امپراتوری بریتانیا شکل گرفت، برای نیم قرن، چون دریایی آرام، تجارت و اقتصاد جهان را در مسیری از پیش تعیینشده هدایت کرد اما این دریا اکنون طوفانی است و نشانههای تغییر پارادایم، افق نظامی چندقطبی را آشکارتر از همیشه ساخته است.
در این میان، ایران با تجربه زیسته خود در مواجهه با تحریمهای فلجکننده، نه صرفاً یک ناظر، که بازیگری است که سرنوشتش با این امواج بنیادین گره خورده است.
تثبیت یک نظم: وابستگی متقابل زیر پرچم دلار
نظم کهن، میراث دوران جنگ سرد، بر سه رکن اصلی استوار بود که ایالات متحده آن را طراحی و جهان آن را پذیرفت.
نخست، ترویج تجارت آزاد با بهرهگیری از نظریه مزیت نسبی بود. این سیاست، تجارت جهانی را از سال ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۸، ۳۴.۵ برابر کرد.
این انفجار مبادلات، بهطور طبیعی تقاضایی عظیم برای یک ارز واسط ایجاد کرد و دلار، با پشتوانه قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا، این نقش را بر عهده گرفت.
این موقعیت به واشنگتن امتیازی استثنایی داد، توانایی تامین مالی کسری تجاری عظیم خود با چاپ پول. آمریکا برای خرید از جهان، نیاز چندانی به فروختن به جهان نداشت.
کسری تراز تجاری که گاه به دوبرابر صادرات میرسید، به سادگی با فروش اوراق قرضه خزانهداری به همان کشورها جبران میشد.
رکن سوم اما شاید حیاتیتر بود، کنترل بر لولهکشی پول. شبکه کارگزاری بانکی، سیستم سوئیفت و غولهای کارت اعتباری مانند ویزا و مسترکارت، همگی زیرساختهایی بودند که جریان دلار را در انحصار آمریکا درمیآوردند.
ظهور رقبا و فناوریهای ویرانگر
از حدود دو دهه پیش، این نظم دچار خوردگی شد. اتحادیه اروپا با معرفی یورو در دهه ۱۹۹۰، توانست نزدیک به یکسوم سهم دلار از ذخایر جهانی را تصاحب کند.
همزمان، ظهور چین بهعنوان یک غول اقتصادی مستقل برخلاف ژاپن که متحدی وابسته به غرب بود، معادلات را تغییر داد.
بحران مالی ۲۰۰۸، نقطه عطفی بود. پکن که بزرگترین ذخایر دلاری جهان را در اختیار داشت، دریافت که سیاستهای انبساطی واشنگتن، عملاً ثروش را در معرض تورم و کاهش ارزش قرار میدهد.
از آن زمان، چین راهبرد استقلال مالی را با ابزارهایی چون پیمانهای پولی دوجانبه، سیستم پرداخت فرامرزی خود (سیآیپیاس) و تلاش برای بینالمللیسازی یوان، بهطور جدی دنبال کرده است.
در همین مقطع، فناوری دفاتر کل توزیعشده (دیالتی) و ارزهای دیجیتالی مانند بیتکوین نیز متولد شدند. این فناوریها، فلسفه وجودی سیستمهای متمرکز بانکی غرب را به چالش کشیدند و چشمانداز تبادلات همتا به همتا و فراسوی مرزها را گشودند.
تحریم؛ شوک بیدارباش یا عاملی برای شتاب؟
ایران در یک دهه و نیم اخیر، آماج شدیدترین رژیمهای تحریمی بوده است اما نگاهی دقیق به تحولات جهانی نشان میدهد که روند دلارزدایی و حرکت به سوی نظم نوین، پیشتر و مستقل از پرونده هستهای ایران آغاز شده بود.
کشورهای عضو گروه بریکس که تحت تحریم نبودند، برای کاهش ریسک نوسانات دلار و وابستگی به سیستم مالی تحتکنترل آمریکا، به این سمت حرکت کردند.
با این حال، تحریمها برای ایران حکم توفیق اجباری را داشتند. این فشارها، تهران را زودتر از بسیاری از کشورها از خواب غفلت بیدار کرد و این درک را ایجاد کرد که پیوستن به نهادهایی مانند سازمان تجارت جهانی (دبلیوتیاو) یا پذیرش استانداردهای گروه ویژه اقدام مالی (افایتیاف) که خود آمریکا در حال تضعیف یا استفاده ابزاری از آنهاست نمیتواند راهگشا باشد.
تجربه دو دهه مذاکره نشان داد که در جنگ تحریمی، طرف مقابل هزینهای نمیپردازد و آتشبس معنایی ندارد. راهحل، بیاثر کردن ابزار تحریم است.
ایران در آستانه نظم نوین: ظرفیتها و راهبردها
ایران با داشتن تنها یک درصد از جمعیت و اقتصاد جهان، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک (چهارراه انرژی و ترانزیت) و عمق تمدنی خود، از ظرفیتی فراتر از این اعداد برخوردار است.
برخلاف تصور رایج، ایران در حوزه بانکداری الکترونیک و زیرساختهای پرداخت، نه تنها عقب نیست، که در برخی شاخصها مانند سرعت تراکنش و حذف اسکناس از بسیاری از کشورهای منطقه و حتی توسعهیافته پیشی گرفته است.
نمونه اخیر این توانمندی، مذاکرات فنی برای اتصال شبکه بانکی ایران (شتاب) به شبکه میر روسیه بود.
طرف روسی که ابتدا به دنبال عضویت ایران در شبکه خود بود، پس از بررسیها، برتری و بلوغ زیرساخت ایران را پذیرفت و مدل اتصال شبکه به شبکه جایگزین شد.
این موفقیت، الگویی برای تکرار با کشورهای همسایه، بهویژه عراق و افغانستان که میزبان میلیونها شهروند خود هستند، فراهم میکند.
راهبرد کلیدی در این میان، ایجاد تقاضای مبادلاتی برای ریال است. ایران باید در تجارت با شرکای اصلی خود (چین، روسیه، عراق) استفاده از ریال در مبادلات دوجانبه را بهعنوان یک شرط اساسی مطرح کند.
این گام مستقیم، به تقویت ارزش پول ملی و کاهش اثرات تورمی کمک خواهد کرد.
بقا در گرو گذار از انفعال
نگاهی به تاریخ مذاکرات بینالمللی، از کنفرانس برتون وودز تا جنگ عراق، نشان میدهد که دیپلماسی اقتصادی ایران اغلب فاقد درک عمیق از منازعات پشتپرده بوده است.
نمونه بارز، مخالفت فرانسه و آلمان با حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود که ریشه در تصمیم صدام حسین برای فروش نفت به یورو داشت، نه صرفاً صلحطلبی.
بزرگترین خطای راهبردی ایران در یک دهه و نیم گذشته، تمرکز بر رفع تحریم از مسیر امتیازدهی بوده است. اگر تهران در این سالها، به موازات مذاکرات، بر موج جهانی دلارزدایی سوار میشد و زیرساختهای مالی مستقل خود را تقویت میکرد، امروز آمریکا برای جلوگیری از شتاب گرفتن این روند، خود ناچار به عقبنشینی بود.
نظم نوین جهانی در حال تکوین است و جایگاهها در حال بازتعریف. برای ایران، ورود فعال به این معماری جدید با تکیه بر زیرساختهای فنی، موقعیت ژئوپلیتیک و نیروی انسانی یک انتخاب برای پیشرفت نیست، که شرط بقا است.
مسیر پیش رو، گذار از انفعال و انتظار، به سمت تحریمناپذیری از طریق ایجاد پیوندهای پولی منطقهای و ایفای نقشی فعال در زنجیره ارزش مالی فرداست.