میتوان گفت بارندگیهای اخیر ایران که از روز دوشنبه آغاز شد، نمیتواند ناشی از بارورسازی ابرها باشد. این سامانه قدرتمند بیش از ۵ روز پیش در مدیترانه شکل گرفت و پس از عبور از ترکیه، از شمال غرب وارد ایران شد.
حالا حتی اگر اینترنت قطع باشد یا صدا و سیما چیزی دربارهی آبوهوای کشور نگوید بهراحتی میتوان فهمید بهزودی در ایران بارندگی میشود. طی چند روز گذشته دوباره حجم اخبار درباره بارورسازی ابرها بیشتر شده بود و حتی خبر زدن رکوردهای تازه در عملیات اینچنینی منتشر شد. گویی گروه قصد دارند القا کنند آوردن باران به ایران کار آنهاست و برای این کار یک روز قبل از بارشهای طبیعی و مدیترانهای تبلیغات زیادی هم میکنند.
بارورسازی ابرها یک فرایند علمی است که در آن ابرها برای تولید بیشتر برف و باران تحریک میشوند. این کار معمولاً با افزودن موادی شیمیایی نظیر یدید نقره، آمونیوم و یخ خشک انجام میشود تا قطرات آب یا یخ در ابعاد بزرگتری شکل بگیرند و درنهایت بهصورت باران یا برف سقوط کنند.
طی یکی دو روز گذشته، اخبار متفاوتی دربارهی بارورسازی ابرها توسط «سازمان توسعه فناوریهای نوین آبهای جوی» منتشر شد. ظاهراً در سال آبی جاری، آنها حدود ۲۶ عملیات بارورسازی انجام دادهاند که ۱۴ مورد آن با هواپیما و ۱۲ مورد از طریق این پهپادهای ساخت ایران انجام شده است. حتی گفته میشود طی چند شب گذشته، رکورد ۵ پرواز در یک شبانهروز هم شکسته شد. گفته شده تا این لحظه حدود ۷ عملیات بارورسازی در شمال غرب کشور، ۶ عملیات در حوزه زایندهرود، ۵ عملیات در خراسان جنوبی و ۳ مورد هم در تهران انجام شده است.
بارورسازی ابرها یک فناوری بسیار پیچیده و ابزاری نسبتا مهم در جهان برای مدیریت منابع آبی و کاهش تأثیرات خشکسالی است. برخی کارشناسان معتقدند این عملیاتها باعث بهبود شرایط آبوهوایی میشود، اما هنوز اطلاعات دقیقی دربارهی میزان موفقیت این پروژه در ایران در دسترس نیست. طبق گزارشات «مرکز ملی باروری ابرها»، ادعا شده که بین ۹ تا ۵۴ درصد روی ابرها تأثیر گذاشتهاند؛ اما این آمار با گزارشهای «سازمان جهانی هواشناسی» همخوانی ندارد. این سازمان بینالمللی اعلام کرده است که در کشورهای پیشرفته، میزان موفقیت بارورسازی در مناطق غیرساحلی بین ۵ تا ۲۰ درصد و در مناطق ساحلی حدود ۵ تا ۳۰ درصد بوده است.
در روش بارورسازی، ابری در آسمان «ساخته» نمیشود؛ بلکه سامانههایی که پتانسیل بارشی دارند، برای تقویت و بارش بیشتر مورد عملیات قرار میگیرند. این فرایند بسیار گرانقیمت است و به تجهیزات خاصی مانند هواپیما، پهپاد، ژنراتورهای زمینی و سنسورهای هوابرد نیاز دارد. اگرچه بخشی از این تجهیزات در ایران بومیسازی شده، اما بخش عمدهی آن وارداتی است که به دلیل تحریمها، تأمین آنها با بحران مواجه شده است. حتی گفته میشود عمر بسیاری از تجهیزات باروری ابرها در ایران به بیش از ۲۰ سال رسیده که باعث فرسودگی و کاهش موفقیت عملیاتها میشود.
بنابراین با توجه به این مشکلات و بحرانهای موجود، اعلام عدد ۵۴ درصد موفقیت در باروری ابرها چندان باورپذیر نیست. به همین جهت میتوان گفت بارندگیهای اخیر ایران که از روز دوشنبه آغاز شد، نمیتواند ناشی از بارورسازی ابرها باشد. این سامانه قدرتمند بیش از ۵ روز پیش در مدیترانه شکل گرفت و پس از عبور از ترکیه، از شمال غرب وارد ایران شد. هرچند شاید تلاش برای بارورسازی بر شدت بارشها افزوده باشد، اما به این معنا نیست که اصل این بارشها ناشی از باروری باشد. این سامانه پیش از این معمولاً با آغاز فصل پاییز وارد ایران میشد؛ اما در سالهای اخیر، چندین بار سامانههای مدیترانهای به سمت ایران حرکت کردهاند ولی با ورود به مرزها و مواجهه با سرزمینی که دچار بیابانزایی شدید شده، در گودالهای گرم که روزگاری تالاب بودند گرفتار و توان بارشی خود را از دست دادهاند.
ایران مدتی است با بحران فقدان رطوبت محلی مواجه شده که ناشی از نابودی تالابها و افت کیفیت خاک و رودخانههاست. به همین دلیل، سامانههای بارشی و تودههای سرد در هنگام ورود به داخل ایران، چون با هوای مرطوبِ مناسب مواجه نمیشوند، یا از بین میروند و یا با اوج گرفتن و ارتفاع یافتن، از آسمان کشور خارج میشوند.
در واقع داشتن باران مستمر و مفید، نیازمند احیای سرزمین و محیطزیست است. بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر هزینههای هنگفت بارورسازی ابرها، بهجای این اقدام، صرف احیای محیطزیست، تالابها، رودخانهها و خاک شود، میتوان در آینده به بازگشت بارانهای مستمر و بهموقع امیدوار بود. مثلا، مدتی است گفته میشود برای احیای حوضه آبریز زایندهرود از بارورسازی ابرها استفاده میشود؛ این یعنی فراموش کردهایم که باید چشمههای ارزشمند و کهن این رودخانه احیا شوند و این اصرار بر بارورسازی، تنها یک معنا دارد: تداوم یک کار بیثمر.
اما باروری ابرها خطر دیگری هم دارد؛ این امکان وجود دارد که باران در جای دیگری ببارد. مثلاً قرار است فلان حوضه آبریز در نقطهای از ایران با تمهیدات باروری سیراب شود، اما در نهایت به دلیل مشکلات زیستمحیطی، آنجا بارانی نمیبارد و این ابرِ بارور شده در نقطهای دیگر از ایران یا حتی در کشور همسایه تخلیه میشود.
کارشناسان معتقدند بارورسازی ابرها که البته در شرایط امروزی لازم هم هست، یک پیامد غیراخلاقی یا مخاطرهآمیز محیطزیستی هم دارد؛ دخالتی خطرناک در طبیعت ایران و منطقه که میتواند پیامدها و دستاوردهای بحرانزایی داشته باشد.
تمام سامانههای بارشی مدیترانهای که بخش بزرگی از بارش ایران را تامین میکنند در مسیر خود از ترکیه عبور میکنند و سپس وارد ایران میشوند. اگر سرما و رطوبت کافی باشد که میبارند وگرنه به افغانستان و تاجیکستان میروند. در واقع حتی در شرایط طبیعی یعنی بارش در ایران هم این سامانهها سهمی برای هر سرزمین میآورند. اینگونه است که محیطزیست حیات خود را ادامه میدهد. اما تصور کنید شما با دستکاری ابرها، میزان بارش را در یک نقطه بهصورت مصنوعی افزایش دهید؛ یعنی بارانی که باید در جای دیگری میبارید، اکنون در جایی که شما تصمیم گرفتهاید میبارد. در نتیجه، آن منطقهی دیگر بهمرور سامانههای بارانی خود را از دست میدهد. این یعنی نقطهای در حال خشک شدن است تا شاید در نقطهای دیگر خشکسالی کمی جبران شود.
تصور کنید این موضوع در درازمدت تا چه اندازه میتواند برای محیطزیست ایران، منطقه و درنهایت جهان خطرناک باشد. به همین دلیل است که کارشناسان میگویند بارورسازی ابرها شاید مسکنی برای امروز باشد، اما وقتی این مسکن کارایی خود را از دست بدهد، و درد مثل یک سرطان همه اندام کشورهای منطقه را بگیرد، دیگر با هیچ مسکنی علاج نخواهد شد.