حل ابهامهای آژانس از مسیر مذاکرات هستهیی ژنو میگذرد
ایران و آژانس برای دومینبار با هدف رفع ابهامها و مسائل باقیمانده درباره گذشته و حال فعالیتها و برنامه صلحآمیز هستهیی سند مشترکی را امضا کردند.
پس از انتخابات ریاستجمهوری در ایران و تغییر دولت، رویکرد جدیدی مبتنی بر تعامل و همکاری اتخاذ و به برداشتن گامهایی بیسابقه، محکم و نتیجه بخش در سیاست خارجی و دیپلماسی هستهیی منجر شد. گفتوگوی تلفنی بیسابقه رییسانجمهور ایران و آمریکا در نیویورک و مذاکرات وزیران خارجه ایران و کشورهای 1+5 درباره موضوع هستهیی سر آغاز این رویکرد بود. این روند با ارائه پیشنهاد جدید از سوی ایران به 1+5 و آغاز گفتوگوهای سازنده و رو به جلو دنبال شد. تحولات در روابط ایران و آمریکا و نیز مذاکرات هستهیی به قدری سریع و اطمینانبخش بود که آژانس بینالمللی انرژی اتمی که چندان به تغییر رویکرد با ایران تمایل نداشت، نیز پشت میز مذاکره نشست.
سیدعباس عراقچی، معاون وزیر خارجه کشورمان در سفری به وین رویکرد جدید ایران برای همکاری با آژانس در راستای رفع ابهامها و سوالات را به مدیرکل آژانس ارائه کرد که با استقبال وی مواجه شد. پس از آن دو طرف بر اساس این رویکرد مذاکرات کارشناسی و فنی را آغاز کردند که به نحوی دور جدید مذاکرات میان ایران و آژانس در دولت جدید محسوب میشد. در دور جدید مذاکرات توافق شد آنچه در مذاکرات گذشته تحت عنوان «رویکرد ساختاری» به دست آمده است، کنار گذاشته شود و بر روی چارچوبی جدید مذاکره شود که بر این اساس دو طرف توانستند بر روی بیانیهای مشترک به تفاهم برسند.
علیاکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی و یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، 20 آبان در تهران بیانیه مشترک شش بندی امضا کردند که بر اساس آن "ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در زمینه فعالیتهای راستیآزمایی که قرار است آژانس برای حل همه مسائل فعلی و گذشته اتخاذ کند، همکاری بیشتری داشته باشند."
در حالیکه آژانس در مذاکرات قبلی به طور جدی خواستار بازدید از سایت (نظامی) پارچین و پاسخ ایران به مسایل باقیمانده مربوط به گذشته بود، در تفاهم جدید از این خواسته خود کوتاه آمد و حاضر شد به خواست ایران برای شروع رفع ابهامات و از سوالات ساده و آسانتر تن دهد تا به این ترتیب زمان برای اعتمادسازی نیز فراهم شود.
برخی کارشناسان درباره رویکرد آژانس به ایران در دوره جدید معتقدند که "بدون شک آژانس در مواجهه با ایران و عقبنشینیاش از اجرای درخواستهایش از سوی ایران به ویژه در رابطه با "پارچین" تحت تاثیر روند مثبت و رو به جلوی مذاکرات هستهیی و امید به توافق میان ایران و 1+5 است."
این کارشناسان بر این نظرند، به همان میزان که در مذاکرات هستهیی دو طرف پیش میروند به همان نسبت مذاکرات فنی با آژانس پیش خواهد رفت و این دو بر یکدیگر تاثیر مستقیم دارند. این دیدگاه که فکر کنیم موضوع هستهیی مستقل از مذاکره سیاسی و اراده کشورهای 1+5 در آژانس قابل حل و فصل است فکری غیرواقعی است.
بر اساس بیانیه مشترک میان ایران و آژانس، قرار است ایران ضمن ارایه اطلاعات مربوط به تاسیسات تولید آب سنگین اراک و معدن گچین در بندعباس اجازه دهد تا بازرسی "مدیریت شده"ای از این مراکز توسط بازرسان صورت گیرد.
همچنین ایران نسبت به ارائه اطلاعات درباره همه راکتورهای تحقیقاتی جدید، شناسایی شانزده سایت برای ساخت نیروگاههای هستهیی، شفافسازی اظهارات درباره تاسیسات غنیسازی اضافی و شفافسازی بیشتر ایران در زمینه فنآوری غنیسازی لیزری در چارچوب این بیانیه متعهد شد.
همکاریهای فراتر از تعهدات پادمانی از سوی ایران امر تازهای نیست و در 10 سال گذشته در مقاطع مختلف دور و نزدیک با آژانس این همکاری وجود داشته است. اما هر بار این همکاریها در قالبی مشخص و ضابطهمندانجام شده است. از این جمله میتوان به همکاری ایران با آژانس از 2003 و در قالب بیانیههای مورد توافق میان ایران و سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) و مدالیته 2007 که به حل شش موضوع مطرح درباره گذشته فعالیتهای هستهیی ایران منجر شد، اشاره کرد.
این در حالی است که به گفته علیاکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی کشورمان آژانس تاکنون "سه بار" در دوره ریاست آقازاده و عباسی در سازمان از این تاسیسات (تولید آب سنگین و معدن گچین) بازدید کرده است.
بر اساس اعلام آژانس، آخرینبار بازرسان در تاریخ 17 اوت 2011 از تاسیسات تولید آب سنگین بازدید کردهاند.
نکته قابل توجه در صدور اجازه بازرسی از تاسیسات فوق، بازرسی از نوع "مدیریت شده" است.
این نوع بازرسی امری تازه و صرفا متعلق به آژانس بینالمللی انرژی اتمی یا موضوع هستهیی ایران نیست، بلکه در کنوانسیون ممنوعیت سلاحهای شیمیایی به این مساله اشاره و در بازرسیها نیز کاربرد داشته است. بازدید مدیریت شده یعنی ایران حق دارد که مکانها و موارد مرتبط با موضوع مورد بازرسی را صرفا در اختیار بازرسان قرار دهد. بنابراین این بازرسی مشابه بازرسیهای سرزده در قالب پروتکل الحاقی نیست.
پس از امضای بیانیه مشترک میان ایران و آژانس در تهران در برخی رسانههای داخلی و خارجی به اشتباه تصور شد که ایران اجازه بازرسی از راکتور آب سنگین اراک (IR-40) را به آژانس داده است. در حالی که موضوع مورد اشاره در بیانیه مشترک، تاسیسات تولید آب سنگین اراک است که آژانس چند سالی است اصرار دارد از این تاسیسات و میزان تولیدات این کارخانه و مرکز انبار آب سنگین در تاسیسات اصفهان با وجود این که ایران تعهدی برای این کار ندارد، بازرسی کند.
شایان ذکر است کارخانه تولید آب سنگین اراک در 75 کیلومتری اراک به سمت خنداب واقع شده است. راهاندازی این کارخانه از نیمه دوم سال 1382 با راهاندازی واحد تامین تصفیه آب "دمین" آغاز و بقیه واحدهای سرویسهای جانبی به ترتیب اولویت راهاندازی شدند. ظرفیت تولید آب سنگین این کارخانه در حال حاضر 16 هزار تن است.
آب سنگین به آبی گفته میشود که هیدروژنهای مولکول آن از نوع هیدروژن سنگین یا "دوتریم" است. آب سنگین کاربردهایی از جمله کند کنندگی و خنک کنندگی راکتورهای "کندو" را دارد. همچنین در زمینه تشخیص میزان آب بدن، پایدار کردن مولکولهای آلی، ویروسها و واکسنهایی که نسبت به دما حساس هستند و تهیه سایر ترکیبات دوتریمدار به کمک میکروارگانیسمها کاربرد دارد.
ایران برای دومینبار قرار است به ابهامات و سوالات باقیمانده آژانس به طور رسمی و در قالب یک تفاهمنامه، فراتر از تعهدات پادمانیاش فصل جدیدی از همکاریها را آغاز کند که با توجه به پیشرفت در مذاکرات سیاسی ایران و 1+5، امیدها برای رفع ابهامات و سوالات آژانس را افزایش داده است.
ایران در توافق 2007 (مدالیته) با آژانس شش موضوع مورد مناقشه را حل و فصل کرد، اما آژانس با فشار برخی کشورها ادعاهایی را در حد مطالعه تحت عنوان "مطالعات ادعایی" در مدالیته گنجاند و با وجود ارایه بیش از صد صفحه اطلاعات درباره این مساله، باز هم آژانس قانع نشد.
با این حال "مطالعات ادعایی" که در ابتدای امر صرفا یک "مطالعه" و "ادعا" درباره برنامه و فعالیتهای گذشته و حال ایران محسوب میشد و با وجود اینکه مدیرکل وقت آژانس اسناد مربوط به این مطالعات و ادعاها را "نامعتبر" خواند به قوت خود باقی ماند و در سالهای بعد آژانس و برخی کشورهای مدعی اسناد مورد تاکید در مطالعات ادعایی، آرام آرام تلاش کردند تا از انتقادها نسبت به "اعتبار" اسناد مورد اشاره بکاهند و بر همین اساس "مطالعات ادعایی" جای خود را به "ابعاد احتمالی نظامی" در گزارشهای آژانس داد؛ این روند همزمان بود با تغییر مدیریت در دبیرخانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
روند اتهامزنی و نگه داشتن فضای ابهام درباره برنامه و فعالیتهای هستهیی ایران در دوره یوکیا آمانو بیش از پیش حفظ و تشدید شد، به گونهای که گزارشهای آژانس با ادبیاتی نه چندان مثبت و انتشار جزییات همکاریها و فعالیتهای هستهیی منتشر میشد. با وجود انتقادهای ایران به رویکرد مدیرکل، آژانس در اقدامی غافلگیرانه در نوامبر 2011، ضمیمهای 12 صفحهای را به گزارش دورهییاش درباره ایران سنجاق کرد. این ضمیمه جزء به جزء و خط به خط سوالات و ابهامات آژانس از گذشته تاکنون درباره ایران را طرح کرد.
کارشناسان معتقدند برخوردهای تند آژانس از 2007 تا 2010 ناشی از تغییر سیاسی مدیرکل آژانس، سیاستها و رویکردهای اتخاذ شده در ایران از یک سو و بنبست در مذاکرات هستهیی از سوی دیگر بوده است.
در حالی که انتظار میرفت ایران وارد بازی طراحی شده آژانس و قواعد (ضمیمه 12 صفحهای) آن نشود اما مقامات و دیپلماتهای وقت کشور تصمیم به مذاکره با آژانس در همین فضا و زمینه گرفتند. از این رو از 2010 تا سه ماه گذشته، 10 دور مذاکره میان ایران و آژانس در وین و تهران با این هدف که دو طرف بتوانند به چارچوبی برای همکاری دست یابند برگزار شد و در نهایت به چارچوبی تحت عنوان «رویکرد ساختاری» دست یافتند اما این رویکرد نهایی و اجرا نشد.
عمدهترین اختلاف نظر میان ایران و آژانس در رویکرد ساختاری مساله بازدید از سایت پارچین بود. ایران اعلام کرده بود تا زمانی که چارچوبی مشخص و روشن برای پاسخ به سوالات و ابهامات به دست نیاید حاضر نیست، درخواستهای آژانس از جمله بازدید از برخی مراکز هستهیی به ویژه سایت (نظامی) پارچین را به اجرا بگذارد و از سویی آژانس خواستار بازکردن درهای پارچین به روی بازرسان در اولین گام از سوی ایران بود.
به نظر میآید تحولات صد روز گذشته در مذاکرات ایران با 1+5 و آژانس علاوه بر دلایل سیاسی و اقتصادی داخلی و بینالمللی، متاثر از تغییر استراتژی دولت و تیم مذاکرهکننده هستهیی مبنی بر اینکه حل و فصل مساله هستهیی از طریق مذاکره، تفاهم و تعامل با دنیا و به ویژه کشورهای 1+5 امکانپذیر است و نمیتوان به حل موضوع از مسیر آژانس بدون توجه به مذاکرات هستهیی یا بالعکس پرداخت.